تبليغاتX
سرای کورش و داریوش... ایران سرای کورش و داریوش... ایران

سرای کورش و داریوش... ایران

صفحه ی اصلی- تماس با ما - فرم تماس با ما

عكس تصادفي





Powered by WebGozar

موضوعات

پولهاي قديمي تاريخ صنعت هاي ايران سلسله هاي چين پادشاهان ايراني تاریخ سینما تاریخ علم تاریخ باستان تاریخ ایران مصر باستان تاریخ کلاسیک المان تاریخ شهر های ایران جشن های ایران باستان اسطوره های تاریخی بزرگان علم و پژوهش جنگ های ایرانیان بزرگان موسیقی نامهای اصیل ایرانی گالری عکسهای تاریخی خواندنی های جالب تاریخ روزشمار تاریخ مطالب متفرقه از تاریخ منبع سایت امريكا لينكستان(جديد و بهترين) ضرب المثل ها اخبار داخلي ايران(جديد) دانلود و معرفی کتاب معرفي كتاب مکان های باستانی و قدیمی زرتشت تاريخ كشور هاي جهان تاريخ كشور هاي خاورميانه پادشاهان افقانستان تاریخ نگاران تاریخ کلی اروپا امكانات فراوان وبلاگ بزرگان صورتگری ایران مشکلات و سالهای 1000 تا 1387 ارتش از ...تا ... زنان واپسین خبر ها معماری رجال سیاسی ایران خلیج فارس تبلیغات تاریخ تهران شخصیت های معروف نجوم<جدید> اولین ها (جدید) نقشه کامل ایران ِشعر های کاربران سلسله های ایران ایا میدانید؟ متفرقه history europ

لینک دوستان

ارسال ایمیل و نظرات به مدیر سایت
سراي كورش و داريوش...ايران
فتوبلاگ تخصصی وبلاگ
دامنه وبلاگ1
دامنه وبلاگ 2
نقشه انلاین
وبلاگ سرای کورش و داریوش...ایران 2
عضویت در وبلاگ
دانلود تولبار اختصاصی وبلاگ
شاهانه
سایت سرای کورش و داریوش...ایران
وطن پرست
بخش خاندان بزرگ نقی گنجی
سرزمین جاوید من
دانلود تولبار سرای کورش و داریوش...ایران
سدره
جاوید ایران
بهترین سایت شعر و شاعران
اهنگسازان.صدای اهورا
عكس هاي جنجالي
زیبا ترین قالب های وبلاگ
بزرگترین لینک باکس ايرانيان
هاست و دامين

آرشيو

آبان 1388
مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386

نويسنده

نوید نقی گنجی

آمار سايت

»
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin

اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن ! به مدير وبلاگ ايميل بزنيد ! ذخيره كردن صفحه! اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها! لينک RSS
site map site map ror html site map
Add to Technorati

لوگوي دوستان

كد جاوا


تبليغات


محل قرار گيري تبليغات رايگان شما..... www.melaak.com......

مقام زن در شاه نامه

نويسنده : نوید نقی گنجی

 

 در شاه نامه  فردوسی نزديک به ۲۰ زن نقش آفرينی كرده اند که البته بيش تر آنها در دوره پهلوانی می زيند. به درستی می توان گفت که درهيچ کتاب ديگری در ادب کهن ایرانی تا بدين پايه زنان خردمند و ستوده وجود ندارند. و هيچ سخن گويی اين گونه زنان را نستوده است. این در حالی است که برخی از به اصطلاح پان ها با برداشت  بريده و گزينشي خود از شاه نامه و استناد به یکی دو بیت بر افزوده ( الحاقی ) هم چون « زن و اژدها هر دو در خاك به .... » در تلاشند در ادامه نيات شوم خويش براي انفكاك و از هم پاشيدن وحدت ملي ايرانيان ، فردوسی چكامه سراي بزرگ ايران زمين را شاعري زن ستيز  معرفي كنند . غافل از آنكه ما ايرانيان هزاره هاست كه به دليل داشتن فر و روح مشترك در سنتها ، عقايد و آيين هاي ملي و مذهبي فارغ از تبليغات و هياهوي هر گونه پانيست از فارس گرفته تا عرب قالب يكپارچه و عظيم خويش را در پناه نام هميشه سرفراز ايران از ارس تا هرمز حفظ و به پاسباني نشسته ايم . اين ياد داشت به جنبه هاي مختلف مقام زن در اثر جاويدان شاه نامه مي پردازد . بي شك خواننده پس از پايان مطلب  تامل و قضاوت مي كند كه آيا تنها چند بيت الحاقي آن هم در مقطعي از شاه نامه كه رستم خشمگين و دژم  از قتل سياوش در پاسخ به خيانت سودابه به زبان مي آورد در برابر انبوهي از ابيات در وصف دلاوري گرد آفريد ، خردمندي سين دخت ، صراحت تهمينه ، پاك دامني فرنگيس ،  وفا داري رودابه و به سلطنت رسيدن هماي براي زن ستيز معرفي كردن شاه نامه و فردوسي كافي است !! ؟؟ و به راستي كدامين هدف در پشت  اين جعليات و  نقاب اين پيراهن عثمان به دستان طراحي و پيگيري مي شود ؟؟  

لينک ثابت |شنبه 19 مرداد1387| موضوع: زنان |


سیمای تهمینه

نويسنده : نوید نقی گنجی

سیمای تهمینه در شاهنامه

   


شهرزاد نیوز: روزی رستم به هوای شکار نزدیک مرز توران می‌تازد. گوری شکار و کباب می‌کند، آن را می‌خورد و می‌خوابد. در این میان کسانی اسبش رخش را می‌دزدند.

رستم که از خواب برمی‌خیزد، سراسیمه و پریشان به سوی سمنگان می‌شتابد. شاه سمنگان پذیرای او می‌شود و از او می‌خواهد که شب را مهمان او شود تا اسبش را برایش بیابند.

شب را با باده و ترانه و رقص زنان زیباروی می‌گذرانند. رستم که به خوابگاه می‌رود، پاره‌ای از شب گذشته، ماه‌روی زیبایی بر بالین رستم می‌آید. رستم به زن می‌نگرد و بر او نام ایزد را می‌راند:
روانش خرد بود و تن جان پاک تو گفتی که بهره ندارد ز خاک

تهمینه دختر شاه سمنگان است که نادیده عاشق رستم شده است. این گونه که در این داستان به نظر می‌آید، رستم از پهلوانانی است که نه پس از مرگ، بلکه در طول زندگی‌اش به اسطوره تبدیل گشته و داستان پهلوانی‌هایش با دیوان و شیران و دشمنان ایران در افسانه‌ها راه یافته و قصه‌هایش از زبان هر کسی حکایت می‌شود.

البته تهمینه پیش از آنکه لب به ستایش رستم بگشاید، از پارسایی، زیبایی و شایستگی خود می‌گوید:
به گیتی ز خوبان مرا جفت نیست چو من زیر چرخ بلند اندکیست

تهمینه داستان دلاوری های رستم را شنیده و از غم عشق "دو نیمه" گشته و اختیار خود را از دست داده است. حال نیمه‌شبان به بستر رستم آمده تا از معشوقش کام بگیرد. معشوقی که تهمینه می‌داند همین یک شب را با اوست، چراکه وی از سرزمین ایران است و همین یک ‌شب نیز واقعه‌ی شگفت دزدیده شدن رخش او را بدین مکان کشانده است.

تهمینه اما تنها از رستم کام نمی‌خواهد، بلکه پسری می‌خواهد که جای معشوق را برای او پر کند، که یال و کوپالی چون پدر داشته باشد. پسری که همواره با او و در کنار او بماند و نه فقط یک شب.

یکی آنک بر تو چُنین گشته‌ام خرد را ز بهر هوا کُشته‌ام
وُدیگر که از تو مگر کردگار نشاند یکی پورم اندر کنار
مگر چون تو باشد به مردی و زور سپهرش دهد بهرِ کیوان و هور (ص123)
تهمینه به رستم می‌گوید که پیش از این نه کسی رویش را دیده و نه آوایش را شنیده و بعد از این هم‌آغوشی نیز کسی او را نخواهد دید.

پس از نه‌ ماه تهمینه پسری به دنیا می‌آورد. سهراب ده‌ساله از پدر و نژادش می‌پرسد و مادر را حتی تهدید به مرگ می‌کند، اگر اصل و نسب پدری او را آشکار نکند. مادر رازش را بر فرزند می‌گشاید، اما از او می‌خواهد که افراسیاب از این ماجرا بویی نبرد.

سهراب به ایران لشکر می‌کشد تا پدرش رستم را بر تخت سلطنت بنشاند، بر تخت سلطنت ایران و توران. یعنی هم کاوس و هم افراسیاب را سرنگون کند. اما به دست پدر کشته می‌شود. در برخی از دستنویس‌های شاهنامه آمده است که تهمینه پس از یک سال مویه و زاری بر مرگ پسر دق‌مرگ می‌شود. صحنه‌های سوگواری تهمینه در شاهنامه بسیار رقت‌انگیزند، تا جایی که موها را می‌کند و چشمانش را درمی‌آورد و در آتش می‌افکند. اگر رودابه مادر رستم، با خبر مرگ رستم دیوانه می‌شود، تهمینه با شنیدن خبر مرگ سهراب، آنقدر تن و بدنش را زخمی می‌کند که جان به جانان می‌دهد.

شباهت‌هایی میان شخصیت رودابه و تهمینه به چشم می‌خورد. رودابه با شنیدن محسنات زال از زبان پدرش به او دل‌می‌بازد و تهمینه با شنیدن جنگاوری‌ها و سر نترس رستم عاشقش می‌شود. هر دو نادیده به معشوق دل‌می‌بازند و در شوق وصل نخستین قدم را برمی‌دارند.

در رابطه با زنان ایرانی در شاهنامه ما چنین عشق و عاشقی‌ها و پیمان بستن‌هایی را نمی‌بینیم، چراکه پهلوان در ماجراجویی به کشوری بیگانه می‌رود و این سبب آشنایی او با زنان بیگانه است. اما تنها ماجراجویی نیست. زن ایرانی نباید با بیگانه ازدواج کند. این را ما در برخورد گردیه با برادر خاقان و یا سخن گردآفرید به سهراب نیز می‌بینیم: "که ترکان ز ایران نیابند جفت". ازدواج با زن بیگانه برای پهلوان کاری بزرگ محسوب می‌شود که در حماسه با جنگ با اژدها قابل مقایسه است.

بنابراین در شاهنامه تنها زنان بیگانه هستند که به شاهزادگان و پهلوانان ایرانی دل می‌بندند و اغلب به پدر و وطن پشت می‌کنند و به ایران می‌آیند. از این میان تهمینه جزء استثنا زنانی است که با اینکه از پهلوان ایرانی بار می‌گیرد و او را تنها مرد زندگی‌اش می‌شمارد، اما در وطنش می‌ماند و رستم را در بازگشت به ایران همراهی نمی‌کند.

در رابطه با اصل قدیم این داستان، دکتر خالقی مطلق در مقاله‌ای به نام "یکی داستان‌ست پر آب چشم" به اصل اهریمنی این اسطوره و تحول بعدی این داستان در جنگ پدر و پسر در حماسه‌های جهان می‌پردازد. تهمینه در روایتِ قدیم اژدها ‌ـ‌‌‌ جادوزنی است که اسب پهلوان را می‌دزدد و به شرط همخوابگی با وی اسب را پس می‌دهد تا پسر مشترکشان قدرت پدر را بیابد و به جنگ پدر رود.**

زال در داستان "زال و رودابه" جان به کف عاشق رودابه است. اما با اینکه رستم مهمترین شخصیت شاهنامه است و بیشترین نقش را بر عهده دارد، ما نه عشق و عاشقی‌ای از او می‌شنویم و نه حتی از همسرگزینی او چیزی می‌خوانیم. تنها می‌دانیم که فرزندانی دارد، همین و بس.

تنها ماجرای عاشقانه‌ای که ما از قهرمان حماسی ایران می‌شنویم، همین همخوابگی یک‌شبه با تهمینه است. زنی که خود بر بستر رستم آمده و او را عاشق است، اما از عشق رستم سخنی در میان نیست. رستم از زیبایی، دانش و خرد تهمینه شگفت‌زده می شود و از آن شب بسیار یاد می‌کند، اما در طول ده سال فقط یک‌ نامه و چند گوهر برای تهمینه فرستاده و می‌داند از او پسری دارد.
متأسفانه تاکنون در ادب و فرهنگ فارسی آنگونه که باید شخصیت ملی ـ حماسی رستم مورد بررسی قرار نگرفته است. رستمی که پسرش، سهراب را با ترفند می‌کشد و فردوسی در پایان این داستان به زیبایی خشم خود را از قهرمان داستانش به تصویر می‌کشد:
یکی داستان‌ست پر آبِ چشم دلِ نازک از رستم آید به خشم

*‌ابوالقاسم فردوسی، شاهنامه، به کوشش جلال خالقی مطلق، دفتر دوم، نیویورک ‌1369

لينک ثابت |پنجشنبه 26 اردیبهشت1387| موضوع: زنان |


زن در تاريخ معاصر ايران

نويسنده : نوید نقی گنجی

زن در تاريخ معاصر ايران

                                                                        

مقدمه

اختصاص دادن بخشي از سايت مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، براي ارائه بحثهاي مربوط به بررسي ” نقش زن در تاريخ “ تنها يک پيشنهاد است درباره پژوهش گوشه‌هايي از تاريخ که چندان بدان پرداخته نشده و يا به درستي تحليل و تبيين نگرديده است وگرنه مسئله تجزيه اين بحث از بقيه مباحث تاريخي اگر به معناي جدايي آنها از هم باشد ــ که در نهايت به بزرگ‌نمايي غيرواقعي و نادرست اين مبحث خاص منجر خواهد شد ــ نه تنها کمکي به حل بسياري از معماها نخواهد کرد، بيان مقصود و منظور ما نيز نخواهد بود؛ چرا که عقل حکم مي‌کند که ” تاريخ، بيان و تحليل و تبيين واقعات مختلفي است که در جوامع انساني رخ مي‌دهد“ و جوامع انساني نيز متشکل از خانواده‌هاست و خانواده نيز از عناصر مختلف زن، مرد و فرزندان تشکيل مي‌شود و بدون وجود هر يک از آنها، اين تشکل صورت نيافته و يا امتداد نمي‌يابد. زن نيز به عنوان يکي از ارکان مهم اين تشکيلات، نقش‌دهنده به صورتهايي از جامعه است که در آن تبلور مي‌يابد.

 

با بررسي مجموعه مطالعات تاريخي و تاريخ‌نويسي‌هايي که تا به حال انجام شده، اين موضوع روشن مي‌‌شود که پژوهش واقعي پيرامون اين نقش فعال و مؤثر ــ نقش زن در تاريخ ــ چندان مورد لحاظ قرار نگرفته و يا بسيار اندک مي‌باشد و همين مسئله نيز باعث شده که مؤلفين و محققين اين حوزه غالباً به دامن افراط و تفريط سقوط کرده و واقعيت امر همچنان در هاله‌اي از ابهامات و ترديدها باقي بماند.

هدف ما در اين بخش ارائه بخشهايي از تاريخ است که زن را به عنوان يک موجود انساني که داراي نقش خاصي در تاريخ هم هست، لحاظ کرده و معرفي مي‌نمايد.

 

دوره مورد بحث جهت ارائه اين ديدگاه، تاريخي را شامل است که از دوره صفويه آغاز و تا انقلاب اسلامي خاتمه مي‌يابد. اين دوره نسبتاً طولاني، به دليل فرازها و فرودهايي که به دليل تغييرات اوضاع اجتماعي و نيز تأثير و تأثراتي که جامعه جهاني در تاريخ ايران به وجود آورد، دوره پرتلاطمي است که تمامي شاخصه‌ها و افراد جامعه متأثر از آن بودند و اين تغييرات را خواه ناخواه و کم و بيش پذيرا شدند. زنان در اين عرصه نيز قرار داشته و ضمن ثبات در برخي از مناسبات اجتماعي و فرهنگي، بعضي از اين تغييرات را نيز به خود ديده و پذيرفتند.

 

مطالعه و تحقيق درباره اين دگرگونيها و معرفي زنان در عرصه اجتماع و نقش ايشان هدف اين مجموعه است.

لينک ثابت |دوشنبه 26 فروردین1387| موضوع: زنان |


زنان مخترع

نويسنده : نوید نقی گنجی

زنان مخترع


از لحظة تولد، با فرياد دكتر كه مي‌گويد «دختره!» يا «پسره!»، زندگي شما آغاز مي‌شود. در همان دقايق و نفس‌هاي اوليه، سلامت شما با شيوة سنجش آپگار (Apgar Score) بررسي مي‌شود، در پنج موردِ رنگ ظاهر، ضربان قلب، واكنش‌ها، حركت، و وضعيت تنفس. دكتر ويرجينيا آپگار با ابداع اين روش، تشخيص داد كه بررسي اين پنج مورد در نوزادان بسيار ضروري و مهم است و با اين ابداع سلامت صدها هزار نوزاد را در سراسر دنيا تضمين كرد. امروزه پزشكان با استفاده از اين روش تمام نوزادان را بلافاصله پس از تولد معاينه مي‌كنند. مي‌بينيد كه در همان دقايق اولية تولد، اين هوش و ذكاوت يك زن است كه زندگي شما را تضمين مي‌كند. اما اين فقط شروع ماجراست. زنان در همة زمينه‌ها اختراعات و اكتشافاتي دارند كه بر زندگي روزمرة ما تأثيرگذار است؛ داروهاي ضدسرطان، كلاه‌خودهاي فضانوردي، مواد شيميايي خاص، ضربه‌گير فضايي، قهوه‌ساز، پوشك‌هاي بچه، اسباب‌بازي‌ها و... طبق گفته‌ها و مشاهدات و تحقيقات باستان‌شناسان در دوران بسيار قديم، زنان مسئوليت كارهاي اساسي و اولية خانواده را به عهده داشته‌اند و به همين دليل به‌نظر مي‌رسد كه مخترع ابزار و وسايل ابتدايي زندگي زنان بوده‌اند؛ هاون و دستة هاون براي تهية غذا، آرد و داروهاي گياهي، ريسيدن پنبه و توليد پارچه، طراحي و ساخت اولين سرپناه زندگي با استفاده از چوب و پوست حيوانات، رنگ براي رنگرزي پارچه‌ها، و ابداع روش دباغي براي توليد كالاهاي چرمي.

در طول تاريخ، زنان هميشه نوآور و مبتكر بوده‌اند، اما اغلب هنر و كمال آنان يا كوچك شمرده شده، يا سطحي و گذرا به آن نگاه شده و يا از آن چشم‌پوشي شده است. اولين سند موجود از اختراعات زنان مربوط به يك زن مخترع امريكايي است كه در 1715 به ثبت رسيده است. اين زن كه سيبيلا ماسترز1 نام داشت ماشيني براي پوست كندن و نمك زدن ذرت اختراع كرد. او همواره شاهد بود كه زنان بومي امريكايي براي كوبيدن ذرت‌ها از هاون‌هاي بزرگ استفاده مي‌كنند كه كار بسيار دشواري بود. با اختراع اين ماشين او توانست اين كار را سريع‌تر و راحت‌تر انجام دهد. اما از آنجايي كه در آن زمان امريكا هنوز مستعمرة انگلستان بود، سيبيلا مجبور شد براي ثبت اختراع خود به آن كشور عزيمت كند. متأسفانه در آن دوران قوانين انگلستان به زنان اجازه نمي‌داد با نام خود چيزي را به ثبت برسانند، در واقع زنان حق مالكيت هيچ‌چيز را نداشتند، چون خودشان جزء دارايي شوهر محسوب مي‌شدند، بنابراين سيبلا به‌ناچار اختراع خود را به نام شوهرش، توماس ماسترز، به ثبت رساند. امروزه زنان چه در آزمايشگاه چه در خانه در حال ابداع چيزهايي نوين هستند با كنجكاوي و ممارست و مثبت‌گرايي و خلاقيت... از خود سؤال‌ مي‌كنند، كم‌كم هوش و ذكاوت آنها خودنمايي مي‌كند و پديده‌اي جديد در زندگي به‌وجود مي‌آورد. در ادامه با تعدادي از اين زنان مبتكر آشنا مي‌شويد.

مري اندرسون2 ـ برف‌پاك‌كن اتومبيل هوا بسيار بد بود. برف و تگرگ سختي مي‌باريد. مردم در كت و پالتوهاي خود فرو رفته و منتظر بودند سوار اتومبيل شوند و از آن سرماي وحشتناك رهايي يابند. سال 1902 بود. در شهر نيويورك، مري اندرسون از اهالي برمينگهام در آلاباما سوار بر تاكسي خطي شد. او با مشاهدة رانندة تاكسي كه به‌سختي مي‌توانست مقابل خود را ببيند به فكر توليد برف‌پاك‌كني براي شيشة اتومبيل افتاد و اين كار را هم كرد. اختراع او نه‌تنها ديد رانندگان را بهتر كرد، جان انسان‌هاي بي‌شماري را نيز نجات داد. سال‌ها قبل از او، مهندسان براي رفع اين مشكل تدابيري انديشيده بودند ولي هيچ‌كدام چندان مؤثر واقع نشده بود. مثلاً آنها شيشة جلو اتومبيل را تقسيم كرده بودند و هنگامي كه پر از برف و باران مي‌شد راننده مي‌بايست با شدت قسمت مياني شيشه را باز مي‌كرد تا برف و آب از روي آن بريزد كه البته روش جالبي نبود. در آن روز برفي، مري درحالي‌كه كاري از دستش برنمي‌آمد راننده را مي‌ديد كه هنگام باز كردن شيشه با طوفاني از هواي سرد و هجومي از برف مواجه مي‌شود. پس از گذشت مدت‌زماني، هنگامي كه او به خانه‌اش در برمينگهام بازگشت، طرح‌هاي مختلفي در اين خصوص كشيد و گاه‌گاه آنها را تصحيح مي‌كرد و جزئيات بيشتري را مي‌افزود. سرانجام، روزي خوشحال و راضي طرح خود را به يك كارخانة توليدي برد و از آنها خواست تا در مقابل پرداخت هزينه، نمونه‌اي از طرح را بسازند. بعد از اين مرحله، او توانست طرح خود را به ثبت برساند. مري بازوهاي پاك‌كننده را از چوب و لاستيك در نظر گرفته بود و طوري طراحي كرده بود كه راننده مي‌توانست هنگامي كه هوا خوب بود و به آنها نيازي نداشت بردارد تا مزاحم ديد او نشوند. مسئلة مهمي كه مري در ساخت برف‌پاك‌كن به آن توجه كرده بود هم‌وزن بودن بازوها بود. اين عامل باعث مي‌شد كه بازوها با فشار هم‌اندازه برف را به كنار برانند. مري در 1903، به خاطر ابداعش برندة جايزه شد. پس از انحصاري كردن آن، نامه‌اي به يك كارخانة بزرگ كانادايي نوشت تا امتياز اين كار را به آنها بفروشد، اما آنها در جواب نامه اعلام كردند كه اين كار ارزش تجاري زيادي ندارد و نمي‌تواند فروش خوبي داشته باشد و از مري خواستند كه آنها را در جريان كارهاي آتي خود بگذارد. مري برگة حق ثبت را در كشو ميزش رها كرد تا زماني كه اعتبار آن تمام شد. سال‌ها بعد، فردي نظرية او را احيا كرد، به ثبت رساند و آن را فروخت و از اين راه پول بسيار زيادي به‌دست آورد.

بِت نسميت گراهام3 ـ لاك غلط‌گير همه‌چيز با يك اشتباه تايپي شروع شد. شايد او حرف «گ» را به جاي «ل» تايپ كرده بود و يا شايد يك كلمه را جا انداخته بود. او بدون توجه به اهميت كار خود و صرفاً براي حل مشكل ايجادشده، محلول فوق‌العاده‌اي ساخت كه دنياي تجارت را دگرگون كرد و او را از يك كارمند سادة بانك تگزاس به يك زن ميليونر خودساخته مبدل كرد. او مايعي اختراع كرده بود كه امروز به آن غلط‌گير مي‌گويند. آن روز بت براي پاك كردن آن اشتباه تايپي بسيار تلاش كرد، اما جوهر به‌كاررفته در ماشين تحريرهاي جديد اين كار را غيرممكن مي‌كرد و بلافاصله تمام كاغذ لك‌دار و كثيف مي‌شد. از طرفي در كار او، اشتباه قابل گذشت نبود. پس چه بايد مي‌كرد؟! بت رنگ لعابي را با آب مخلوط كرد و درون بطري شيشه‌اي كوچكي ريخت و با استفاده از يك قلم‌موي باريك حروف اشتباه را رنگ مي‌كرد. همكارانش بارها از او خواسته بودند كه مايع معجزه‌آساي خود را در اختيار آنها نيز بگذارد. بت بعد از گذشت پنج سال تصميم گرفت مقدار بيشتري از آن درست كند و به همكارانش بفروشد. با يك كارگاه دواتاقه (آشپزخانه و پاركينگ منزل) و چند خدمه (پسرش، مايكل، و چند تن از دوستانش) كار خود را آغاز كرد. زمان كوتاهي بعد از پخش اين مايع در ميان همكارانش، بسياري از مراكز ازجمله يك مركز تهية لوازم دفتري از او خواست كه اين محلول را در بازار عرضه كند. او با خود فكر كرد قبل از اين كار بايد كيفيت محصول را بهتر كند. رنگ لعابي به‌كندي خشك مي‌شد و كاغذ را هم خيس مي‌كرد. متأسفانه از لحاظ مادي اين امكان را نداشت كه در اين راه از شيميداني كمك بگيرد. او تصميم گرفت خود فرمولي براي آن تهيه كند و موفق هم شد. در كمتر از يك سال، شركت بازرگاني آفيس مقاله‌اي در اين باره در كاتالوگ‌هاي اداري خود به چاپ رساند كه پيامد آن هجوم سفارشاتي بود كه به سمت بت سرازير شد. او 20 سال بعد از اولين فعاليتش كاغذ مايع را به مبلغ 5/47 ميليون دلار به شركت ژيلت فروخت. علاوه بر كمك‌هايي كه به مؤسسات خيريه كرد، حدود 75 ميليون دلار براي پسرش مايكل نسميت به ارث گذاشت. مايكل موسيقي‌دان معروفي بود كه از 1960 در گروه يانكي‌ها فعاليت مي‌كرد و مقدار زيادي از اين پول را به تأسيس استوديو پاسيفيك آرتس اختصاص داد كه بعدها اين استوديو از پيشتازان صنعت موزيك ويدئو شد.

جين لي كروز4 ـ سپر فضايي جين تكه‌فلز كج و معوجي را كه مربوط به يك آتشفشان بود روي ميز رئيسش كوبيد و با اعتراض گفت: «ديگر وقت آن شده كه كاري بكنيم.» او دربارة خطرات ناشي از برخورد احتمالي اجرام معلق در فضا با ماهواره‌ها، شاتل‌ها و ايستگاه‌هاي فضايي صحبت مي‌كرد؛ اجرامي از قبيل تكه‌هاي سنگ يا فلز كه در هنگام برخورد با اين وسايل تأثير مخربي به‌ جا مي‌گذراند و حتي ممكن است باعث از بين رفتن سفينه‌هاي فضايي و سرنشينان آنها شوند. اجرام فضايي با سرعت 29 هزار كيلومتر در ساعت يا 490 كيلومتر در دقيقه و يا 8 كيلومتر در ثانيه در حركت‌اند. با چنين سرعتي مي‌توانيد به فروشگاهي كه در فاصلة 4 كيلومتري شماست ظرف مدت يك ثانيه برويد و برگرديد. سرانجام مركز فضايي جانسون وابسته به ناسا اجازة فعاليت بر روي اين مشكل را به جين لي كروز صادر كرد. هدف او ساخت سپري سبك با مقاومت بالا در برابر اجرام فضايي براي محافظت از سفينه‌ها و ايستگاه‌هاي فضايي بود. طراحي سپر قدم اول بود. او در اين مرحله، به‌ جاي سپر معمولي تكه‌آلومينيومي با لايه‌هاي بيشتر طراحي كرد. قدم دوم تعيين جنس مصالح و چگونگي نصب مؤثر آنها بود كه مرحلة بسيار سختي به‌نظر مي‌رسيد ولي جين با استفاده از نوعي بافت سراميكي كه در كوره‌ها استفاده مي‌شود اين مرحله را نيز پشت سر گذاشت: «اين ساختار سراميكي را در چندين لاية نازك به كار برديم و سپري قابل ارتجاع با مقاومت بسيار بالا به‌وجود آورديم كه در هنگام برخورد به‌طور متناوب به اجرام شوك وارد مي‌كرد و باعث خرد شدن آنها مي‌شد.» پس از انجام آزمايشات متعدد بر روي سپر كه مشكل‌ترين مرحله بود و چندين ماه طول كشيد، جين موفق به توليد سپر مولتي‌شوك شد كه تركيبي از چهار ورقة سراميكي با فاصلة حدود 8 سانتي‌متر و وزني كمتر از وزن يك ورقة آلومينيوم بود. حالا به جين مأموريت جديدي محول شده بود: ساخت حفاظ يا سپري براي محل زندگي فضانوردان در ايستگاه‌هاي فضايي بين‌المللي. استفاده از سپر قبلي در اين ايستگاه‌ها نتيجة مطلوبي نداشت. پس جين و همكارانش با انجام تغييراتي در طرح و افزودن ماده‌اي به نام كِولار به مصالح ساختاري آن، سپر جديدي ساختند كه براي استفاده در آن ايستگاه‌ها بسيار مناسب بود. سپرهايي كه جين كروز و همكارانش طراحي كردند و ساختند به نام مركز تحقيقاتي و استخدامي آنها، ناسا، به ثبت رسيد. اين سپرها علاوه بر اينكه حفاظت ايستگاه‌هاي فضايي را تأمين مي‌كنند حافظ فضانوردان و تجربه‌ها و دانش ارزشمند آنان نيز هستند.

والري اِل توماس5 ـ فرستندة سه‌بعدي به آينده خوش آمديد. به فردايي كه با فناوري پيشرفته وقايع جالب توجه و هيجان‌انگيزي پيش چشم شما مي‌آورد، وقايعي از قبيل استفاده از فرستندة سه‌بعدي! والري ال توماس موفق شد دستگاهي اختراع كند كه بدون استفاده از اشعة ليزر تصاوير سه‌بعدي را پخش مي‌كند و مي‌تواند چيزي را كه تابه‌حال فقط در اختيار دانشمندان بود عمومي كند. والري با اين اختراع اين امكان را براي شما فراهم كرد كه بتوانيد حضور هنرپيشگان را در اتاق نشيمن، سالن يا آشپزخانة خود حس كنيد. او دربارة كاركرد اين دستگاه اين‌طور توضيح مي‌دهد: «شما حتماً با عينك‌هاي سه‌بعدي آشنايي داريد و مي‌دانيد كه آنها حالتي را به‌وجود مي‌آورند مثل اينكه تصوير از چارچوب خود خارج شده است. اين فرستنده نيز همان كار را انجام مي‌دهد بدون اينكه نياز به استفاده از عينك باشد.» عاملي كه باعث اين اختراع شد كنجكاوي والري بود. او كه مدير پيشبرد مراحل تصويري در مركز فضايي گادارد ناسا بود، علاقة بسياري به شركت در نمايشگاه‌هاي علمي داشت. روزي هنگام بازديد از يكي از اين نمايشگاه‌ها لامپ روشني توجهش را جلب كرد. درحالي‌كه از دور ايستاده بود و نگاه مي‌كرد، ديد كه مسئول غرفه لامپ را از سرپيچ باز كرد، درحالي‌كه به‌نظر او لامپ هنوز سر جايش روشن بود. او خودش را به غرفة مزبور رساند و سعي كرد لامپ روشن را لمس كند اما مطمئن شد كه لامپي در كار نيست و دستش كاملاً از داخل نور رد مي‌شد. همان موقع مصمم شد كه طريقة كار آن را بفهمد: «زماني كه به موضوع اشراف كامل پيدا كردم تصميم گرفتم به كاربرد آن فكر كنم. ناگهان تصوير تلويزيوني در ذهنم پديدار شد كه به‌ جاي اينكه تصاوير را روي شيشه نمايش دهد بتواند آنها را به فضاي بيروني منتقل كند و به صورت واقعي نشان دهد.» او آزمايشگاهي متشكل از اتاق ناهارخوري و نشيمن خانه‌اش درست كرد و با كمك پسر پنج ‌ساله‌اش مارك، كه به اندازة خود او كنجكاو و مشتاق بود، با تعدادي وسايل ساده كه دور و برش يافت مي‌شد مثل شمع و قاشق شروع به كار كرد. پس از كسب موفقيت‌هاي ابتدايي تصميم گرفت با خريد چند آينة مقعر كار را به صورت جدي‌تر دنبال كند. مي‌گويد: «يك روز با آينة جديدي كار مي‌كردم. هرقدر سعي كردم نتوانستم تصويري را كه در فضا ايجاد شده بود پيدا كنم. درست در لحظه‌اي نااميد شده بودم و به اين باور رسيده بودم كه نظريه‌ام عملي نخواهد شد، ناگهان مارك فرياد زد: مامان، مامان، تصوير اينجاست، نور را مي‌بينم. من دوباره به هيجان آمدم و كار را از سر گرفتم.» اگرچه والري در 1980 اختراع خود را به ثبت رساند، تابه‌حال نتوانسته آن را به صورت محصول در بازار عرضه كند: «مشكل اصلي اين بود كه نتوانستم منابعي را پيدا كنم كه در تهية نمونه‌اي از آن مرا ياري دهند. البته براي فرستادن تصاوير سه‌بعدي به تلويزيون مخصوص به برنامه‌هاي ماهواره‌اي خاص نياز است.» اين دستگاه شامل يك گيرنده مثل تلويزيون است كه صفحه‌اي روي آن ندارد. يك آينة مقعر در طرف فرستنده دارد و يكي در طرف گيرنده، كه پس از دريافت سيگنال‌ها، همانند تلويزيون آنها را پخش مي‌كند. به‌هرحال در آينده‌اي نه‌چندان دور، اين دستگاه نيز مانند تلويزيون‌هاي امروزي به‌وفور يافت خواهد شد و شما مي‌توانيد تصوير واقعي هنرپيشة مورد علاقه‌تان يا يك سفينة فضايي يا حتي يك فيل افريقايي را درست وسط اتاق نشيمن خود داشته باشيد!

استفاني كولك6 ـ مادة شيميايي كِولار اسكي‌بازي كه با مهارت زياد از كوه‌هاي پربرف ليز مي‌خورد و پايين مي‌آيد در مورد مادة شگفت‌انگيزي كه در ساخت چوب‌هاي او به‌كار رفته كاملاً بي‌اطلاع است. همان ماده‌اي كه در ساخت هواپيماها، كفش‌هاي ورزشي، لاستيك چرخ، دستكش، پوتين، چكمه و جليقه‌هاي ضدگلوله به كار رفته است. ماده‌اي قوي و مقاوم، حتي در برابر گلولـه و درعين‌حال انعطاف‌پذير و بسيار سبك، كه وزن هواپيما را تا 3 تن و 700 كيلوگرم كاهش مي‌دهد. ماده‌اي كه در ابتدا فقط افسانه بود و در لباس سوپرمن يافت مي‌شد، حالا به واقعيت تبديل شده است. بايد از خانم استفاني كولك به خاطر كشف اين ماده تشكر كرد، زيرا امروزه ما اليافي در دست داريم كه پنج برابر محكم‌تر و قوي‌تر از فلز است و در همه‌چيز، از چوب اسكي گرفته تا قايق‌هاي ماهي‌گيري و سفينه‌هاي فضايي، استفاده مي‌شود. استفاني كه به‌عنوان محقق شيمي در شركت دوپون مشغول به كار بود در صدد يافتن اليافي با قابليت كاربردي بالا و پيشرفته بود. در توضيحاتش اين‌طور مي‌نويسد: «در آن زمان ما شنيده بوديم كه ذخيرة نفتي دنيا محدود است و به دنبال كشف ماده‌اي قوي، سبك و انعطاف‌پذير براي تقويت لاستيك‌هاي راديال بوديم تا بتوان تايرهاي سبك‌تري توليد كرد و وزن اتومبيل را كاهش داد و در نتيجه انرژي كمتري مصرف كرد.» استفاني چند ماه آزمايش‌هاي مختلف بر روي پليمرهاي زنجيره‌اي بسيار محكم انجام داد تا سرانجام محلول عجيبي به‌دست آورد. وقتي محلول را به‌هم مي‌زد تبديل به گلوله‌هاي مرواريدشكل مي‌شد و وقتي آن را روي تيغة شيشه‌اي مي‌كشيد و از بالا آزادانه رها مي‌كرد مثل چسب، چسبنده بود و درعين‌حال مثل آب سبك، محلولي كريستالي كه از بخشي مايع و بخشي جامد تشكيل شده بود. استفاني فوراً به اين فكر افتاد كه شركت دوپون مي‌تواند آن را به الياف تبديل كند. اما وقتي نزد تكنسين رفت، او از اين كار سر باز زد و معتقد بود كه با ورود محلول به داخل دستگاه، ذرات جامد معلق وارد سوراخ‌هاي ريز دستگاه مي‌شود و باعث انسداد آن مي‌شود. استفاني مي‌گويد: «دوباره به آزمايشگاه برگشتم و فكر كردم. او به نكتة صحيحي اشاره كرده بود پس تصميم گرفتم محلول را از صافي عبور دهم اما مشاهده كردم، به محض عبور از منافذ ريز صافي در آن طرف، محلول مات و سفيدرنگي به‌دست مي‌آيد. پس متوجه شدم كه دانه‌هاي موجود در محلول جامد نيستند.» او دو هفته مرخصي گرفت و در تمام اين مدت مشغول قانع كردن تكنسين بود تا توانست او را به انجام دادن اين كار راضي كند. پس از اينكه براي اولين بار الياف به‌دست آمد، آن را براي بررسي كيفيت به آزمايشگاه فرستادند. نتايج به‌قدري باورنكردني بود كه چند بار آزمايش‌ها را تكرار كردند. اما باز همان نتايج به‌دست آمد. واقعيت اين بود كه استفاني ماده‌اي را كشف كرده بود كه پيشرفت چشمگيري در فناوري ايجاد كرد. اين اختراع درآمد بسياري براي شركت دوپون داشت و آنها نيز با اختصاص استفاني پاداش قابل توجهي، به او ترفيع دادند. الياف كولار در 1971 فقط در كارخانة دوپون توليد مي‌شد ولي امروزه كافي است نگاهي به اطراف خود بيندازيد، آن را در همه‌ چيز خواهيد يافت. اين ماده در بيش از 200 محصول به‌ كار مي‌رود، در كشتي‌هاي صيادي، موشك‌ها، اتومبيل‌هاي مسابقه... كاربرد آن در چوب‌هاي اسكي باعث كاهش وزن و لرزش مي‌شود و در كفش‌هاي ورزشي ايجاد قدرت و انعطاف‌پذيري بيشتري مي‌كند. در واقع اين محصول در هر چيز يا هر جا كه اليافي سبك، مقاوم و قوي نياز باشد كاربرد دارد.

آن مور7 ـ آغوش بچه ناهار درست كردن، خريد كردن، كار با كامپيوتر و... كارهايي هستند كه روزانه بايد انجام دهيم و در اين بين مراقبت از بچه و آرام نگه داشتن او هم اجتناب‌ناپذير است. اين مشكلي است كه هميشه و همه‌جا والدين و پرستاران بچه با آن مواجه بوده‌اند. آنها به‌شوخي مي‌گويند: «اي‌كاش چند تا دست ديگر داشتم.» ماجرا با يك مأموريت كاري دو ساله به غرب افريقا شروع شد. هنگامي كه آن مور به‌عنوان پرستار در صليب سرخ مشغول به خدمت بود زمان زيادي را صرف مشاهدة بچه‌ها، مادران و رابطة نزديك ميان آنها مي‌كرد. مادران افريقايي عادت داشتند بچه‌هايشان را در نوارهاي پارچه‌اي سفيدرنگي بپيچند و پشت خود آويزان كنند. آنها بچه‌ها را همه‌جا با خود مي‌بردند و در تمام اين مدت بچه‌ها، در عين ساكت بودن، احساس امنيت هم مي‌كردند. پس از بازگشت به وطن و تولد فرزندش، احساس كرد كه لازم است به‌نوعي همان راحتي، آرامش و امنيت را ايجاد كند چنين نيز كرد. ابداع او به تجارت چند ميليون دلاري انجاميد. «آن» مي‌گويد: «من سعي كردم روش افريقايي‌ها را به كار گيرم. آنها با پارچة چند متري بچه را در پشت خود به حالت تعادل درمي‌آوردند و بعد بقية پارچه را به دور سينه و كمرشان مي‌پيچيدند. ولي من نمي‌توانستم براي مدت طولاني بچه را پشت خودم نگه دارم. پس از مدتي از جاي خود ليز مي‌خورد و پايين مي‌رفت و من احساس ناامني مي‌كردم.» آن نزد مادرش، لوسي آكرنس، رفت تا از او كمك بگيرد. او به‌عنوان مدل عكس‌هايي را كه در سفرش از مردم گرفته بود به مادرش نشان داد و لوسي وسيله‌اي را طراحي كرد كه به‌راحتي پوشيده مي‌شد و بسيار قابل استفاده بود. اين وسيله كيسة كوچكي بود با دو سوراخ براي پاهاي بچه و نوارهايي كه در قسمت پشت بدن گره مي‌خورد. «آن» خاطرنشان مي‌كند كه آنها به‌هيچ‌وجه فكري براي عرضة اين وسيله به بازار نداشتند. مي‌گويد: «اين فقط براي استفادة خودم بود تا هم دست‌هايم آزاد باشد و هم بچه احساس آرامش كند.» اما هر جايي كه «آن» مي‌رفت مردم از ابتكار زيركانة او تعريف مي‌كردند و مي‌پرسيدند: «از كجا خريده‌ايد؟» مي‌گويد: «مادرم مجبور مي‌شد يكي هم براي آنها بدوزد و من برايشان مي‌فرستادم. همه‌چيز به همين سادگي شروع شد و جلو رفت. فقط با حرف مردم!» در 1965، «آن» و مادرش هر ماه دو آغوش مي‌فروختند. در همان زمان در مجلة اِرت، مقاله‌اي در اين مورد به چاپ رسيد. فروش ماهيانه به 18 عدد رسيد و حالا ديگر وقت آن بود كه اين مسئله جدي‌تر دنبال شود. «آن» به همراه مادر و شوهرش، مايك، به فكر يافتن اسمي براي اين محصول بودند. مايك براي اينكه بتواند تمام‌وقت براي اين محصول بازاريابي كند، از كارش استعفا داد. آنها براي ثبت محصول و تأسيس شركت اقدام كردند. بسته‌بندي مخصوص درست كردند و به اين ترتيب توانستند قدم‌هاي اوليه را بردارند. «آن» مي‌گويد: «در نوع اول، نوارهاي روي شانه قابليت تنظيم شدن نداشتند و من به اين مسئله توجه نكرده بودم كه ممكن است بخواهند آن را روي كت يا پالتو بپوشند ولي در انواع بعدي اين مشكل را برطرف كرديم.» سفارش‌ها روزبه‌روز بيشتر مي‌شد، طوري‌كه در 1970، ماهيانه 300 آغوش دوخته و فروخته مي‌شد. و در سال 1975، طبق آمار فروش اجناس، اين محصول بالاترين رقم فروش را داشت و شركت به اوج فعاليت خود رسيده بود. در 1979، نوع جديدي با پارچة محكم‌تر طراحي شد ولي همچنان نوع دست‌دوز آن براي مشترياني كه قيمت ارزان‌تر مي‌خواستند توليد و عرضه مي‌شد. در آن زمان، كارخانه ماهيانه 8 هزار آغوش دست‌دوز و 25 هزار با ماشين توليد داشت و در 1984، فروش كارخانه ساليانه به شش ميليون دلار رسيده بود. سرانجام در 1985، پس از پيشنهادهايي كه براي خريد كارخانه به آنها شده بود راضي شدند كارخانه را به شركت هافي بفروشند.

گريس موري هاپر8 ـ مؤلف‌هاي كامپيوتري برنامه دادن به كامپيوتر به زبان انگليسي و استفاده از لغات به ‌جاي كدهاي رياضي (كلمات رمز) و همچنين ابداع روش برنامه‌ريزي اتوماتيك روزگاري از ديد همه غيرممكن و حتي خنده‌دار به‌نظر مي‌رسيد. اما براي فردي همچون گريس هاپر، كه رياضي‌دان و افسر نيروي دريايي بود، نه‌تنها منطقي بلكه ضروري و اجتناب‌ناپذير مي‌نمود. گريس با ابداع اولين مؤلف‌هاي كامپيوتري، راه دشوار برنامه‌نويسي به شكل امروزي را هموار كرد. عمليات بسيار حساسي كه هرروزه در بانك‌ها، شركت‌ها و سازمان‌هاي دولتي انجام مي‌شود و حتي ساخت بازي‌هاي كامپيوتري از ابتكارات اولية او سرچشمه گرفته و پيشرفت كرده است. گريس مي‌گويد: «هيچ‌كس قبلاً به اين فكر نيفتاده بود، چون هيچ‌كس به اندازة من تنبل نبود. بسياري از كارمندان ما دوست داشتند با كدها بازي كنند ولي من مي‌خواستم هرچه زودتر كارها تمام شود و علت استفادة ما از كامپيوتر هم همين بود.» در آن زمان كه كامپيوترها تازه ساخته شده بودند، گريس و همكارانش براي كار با آن، از كدهاي رياضي استفاده مي‌كردند، يعني فرمان‌ها با ارقام به دستگاه داده مي‌شد و تركيب مخصوصي از صفرها و يك‌ها مي‌توانست معني خاصي داشته باشد. مثلاً براي توقف كار دستگاه، بايد كد 1001100 را وارد مي‌كردند. براي هر برنامه كد جداگانه به دستگاه داده مي‌شد. حتي اگر برنامه‌ها مراحل مختلف از يك عملكرد بودند. اين روش نه‌تنها بسيار زمان‌گير بود بلكه درصد خطا را نيز بالا مي‌برد. يك رقم اشتباه مي‌توانست تمام برنامه را از بين ببرد. به گفتة گريس، پرواضح بود كه تهية يك برنامة اساسي و پايه براي كارهاي اولية كامپيوتر ضروري و منطقي به‌نظر مي‌رسيد. اما منطقي از ديد گريس و غيرممكن از نظر همكارانش در شركت رمينگتون. او با تلاش و هوش سرشار خود عكس آن را ثابت كرد. در 1952، موفق به تهية سيستم A-O شد كه مي‌توانست كدهاي رياضي را به رمزهاي ماشيني تبديل كند. براي اين كار او قسمت‌هاي مشخصي از چند برنامه را جدا كرد و به هركدام يك شمارة پيام داد و پس از مرتب كردنشان به‌ ترتيبي كه مايل بود، تركيبي از آنها را روي نوار مغناطيسي منتقل كرد. گريس مي‌گويد: «تنها كاري كه بايد انجام مي‌دادم اين بود كه تعدادي شمارة پيام بنويسم و صبر كنم تا دستگاه آنها را روي نوار پيدا كند و پس از بالا آمدن كارهاي اضافي را انجام دهد و اين اولين مؤلف بود.» پس از موفقيت اين سيستم، او سيستم B-O را پي‌ريزي كرد. مؤلفي كه مي‌توانست دستورات را به زبان انگليسي بفهمد. اين مؤلف بعدها فلوماتيك نام گرفت. اين سيستم به صورت مترجم عمل مي‌كرد يعني دستورات را به انگليسي مي‌گرفت و به زبان قابل فهم براي دستگاه تبديل مي‌كرد. اما هدف اصلي گريس اين بود كه عموم مردم امكان استفاده از كامپيوتر را بيابند و با وجود موج‌هاي منفي كه از اطراف به او مي‌رسيد بار ديگر موفق شد به افكارش جامة عمل بپوشاند. در 1957، سيستم فلوماتيك گريس تنها مؤلفي بود كه دستورات را به زبان انگليسي مي‌فهميد و يكي از سه مؤلف زباني كامپيوتري بود. اما ضرورت نياز به يك زبان كامپيوتري جامع كاملاً حس مي‌شد و مي‌بايست در كوتاه‌ترين زمان به وقوع بپيوندد. زبان واحدي كه بتواند در تمام كامپيوترها استفاده شود. نقش گريس در حقيقت رهبري اين حركت بود و پافشاري وي بر اين موضوع كه اگر زبان واحدي وجود نداشته باشد كل صنعت كامپيوتري در مدت زمان كوتاهي از بين خواهد رفت. مؤلف‌هاي ابداعي گريس هاپر در نهايت چراغ راه رسيدن به يك زبان جامع كامپيوتري شد، زباني كه در همة كامپيوترها، از مراكز دولتي گرفته تا شركت‌هاي تجاري، استفاده مي‌شود

لينک ثابت |یکشنبه 18 فروردین1387| موضوع: زنان |


سپندار مذگان نماد عشق ایرانی

نويسنده : نوید نقی گنجی

سپندار مذگان نماد عشق ایرانی

اشا به معنی راستی و درستی است


 دل نبستن به جشن‌های این و آن در این روزگار غمگین و پر از گرفتاری سخت است شما که می خواهید شاد باشید، شما که می‌خواهید به عشقتان هدیه بدهید، اگر تنها کمی در میان این هیاهو نیمه علاقه‌ای هم به این کهن سرا دارید، برایتان فرقی می‌کند که هدیه‌ی تان را به جای 14 فوریه (25 بهمن ماه)، 29 بهمن ماه بدهید؟
بهترنیست به جای اینکه از ماه‌های دیگران استفاده کنیم ، از ماه خودمان استفاده کنیم؟
آیا بهتر نیست به جای اینکه زادمرگ یک کشیش مسیحی را جشن بگیریم، یک جشن کهن خودمان را زنده کنیم؟
آیا بهتر نیست یک جشن چند هزارساله‌ی ایرانی را به جای یک جشن چندصدساله اروپایی جشن بگیریم؟

 آیا بهتر نیست به جای ولنتاین غربی ، که هیچگونه به زبان فارسی نمی‌آید، اسفندگان (سپندارمذگان) را جایگزین کنیم؟ نگویید که هم این خوب است هم آن، در این هجوم تبلیغاتی وسیع که در حال غرق شدن هستیم اگر کمی شل بجنبیم تا صد سال دیگر هیچ چیز از ما باقی نمی ماند...آنقدر حجم تبلیغاتی شرق و غرب بالا است که کافی است کوچکترین چیزی از آنان را وارد کنیم بیایید تا این جشن به مغزاستخوانمان رسوخ نکرده، جشن اسفندگان (سپندارمذگان) را جایگزینش کنیم.
کمی فکر کنید :
آیا جشن یلدا بد است ؟
نوروزو چهارشنبه سوری بد است ؟
پس چرا اسفندگان (سپندارمزگان) چند هزار ساله که آغازش پشت زمانها گم شده است بد باشد... ؟
می‌دانم دیر است، می‌دانم کمتر کسی به این چیزها توجه میکند،ولی مهربانی کنید، اگر تنها حس کردید که این نوشته تلنگری است، اگر بخواهیم در آینده‌ای نزدیک می‌توانیم...
تنها چند روز مانده، تصمیمش آنقدر سخت نیست. تنها چهار روز هدیه تان را بیشتر پیش خودتان نگه دارید، همین ابوریحان بیرونی می نویسد : "اسفندارمذ ایزد موکل بر زمین و ایزد حامی و نگهبان زنان پارسا و درستکار است. به همین مناسبت این روز عید زنان به شمار می رود."

همچنين کورش بزرگ ابرمرد تاريخ بشری نيز چنين ميگويد:

"بگذاريد هر کسي به آيين خويش باشد
زنان را گرامي بداريد
و هر کسي به زبان قبيله خود سخن بگويد
فرودستان را دريابيد
شب هايتان به شادي و
روزهاتان رازدارِ رهايي باد
آدمي تنها در مقامِ خويش به منزلت خواهد رسيد"


***

چرا سپندار مذگان در روز پنجم اسفندماه نیست؟

زیرا در گذشته ایرانیان 12 ماه 30 روزه داشتند و 5 روز را نیز افزودن بر آن 12 ماه در سالشمار خود داشته اند. بنابراین روز پنجم اسفند(سپندار مذگان)، با روز 335 از سال یا 29 بهمن در سالشمار کنونی ایرانیان برابر است.

ایرانی باشید و پاسدار فرهنگ ایرانی
پاینده ایران

لينک ثابت |شنبه 25 اسفند1386| موضوع: زنان |


انقلاب مشروطه و زنان

نويسنده : نوید نقی گنجی

انقلاب مشروطه و زنان 

 
با وقوع انقلاب مشروطه زنان ايراني که تا آن هنگام در فعاليتهاي سياسي و اجتماعي حضوري نداشتند، همپاي مردان از هدفهاي عمومي انقلاب پشتيباني کردند و لباس رزم بر تن کردند و با جسارت خواستار حقوق حقه ايرانيان گشتند. آنان در عين حال تلاش نمودند تا با برداشتن موانع موجود بر سر راه فعاليتهاي سياسي، شرايط لازم را براي مشارکت در صحنه سياسي و اجتماعي کشور فراهم آوردند. اين مبارزات زنان در سه بخش عمده فرهنگي، اقتصادي و سياسي تبلور پيدا کرد. بخش فرهنگي شامل مبارزاتي بود که اين قشر براي تاسيس مدارس دخترانه و تاسيس و انتشار نشريات در کشور انجام داد. شايان ذکر است که تا آن هنگام تنها معدودي از دختران مسلمان در مدارس خارجي که توسط مسيونهاي مذهبي داير شده بود، درس مي خواندند ولي پس از انقلاب مشروطيت زنان بلند‌‌پرواز و آزادانديش ايران با وجود تمام مخاطرات و مزاحمتها به تاسيس مدارس دخترانه دست زدند. در سال 1321 ق (1282 ق) طوبي رشديه مدرسه پرورش را تاسيس کرد که در چهارمين روز تشکيل بسته شد. در سال 1324 قمري بي‌بي خانم استرآبادي مدرسه دخترانه ملي دوشيزگان را در تهران تاسيس کرد که آن هم با مخالفت روبه‌رو شد. زنان به اشکال مختلف از جمله مقاله در روزنامه هاي تهران سعي کردند مسئله لزوم آموزش و تحصيل دختران را يادآوري کنند و مشروطه خواهان را به حمايت از بازگشايي مدارس دخترانه وادارند. پس تا آغاز جنبش مشروطه، تعليم و تربيت دختران و در واقع منحصر به همان مدارس خارجي و معلمان بود. 1

 

در سال 1326 ق مدرسه ناموس با کمک ميرزاحسن رشيديه در خيابان شاپور بنا گذاشته شد. براي تدريس دختران از آموزگاران زن که در آن عصر بسيار کم بودند استفاده شد. و با وجود مخالفتهاي سنت‌گرايان اين مدرسه به کار خود ادامه داد. دروس قران و کتب مذهبي از دروس اصلي دختران در اين مدرسه بود. پس از گذشت مدتي مدرسه پرورش، عفاف و تربيت براي دختران تأسيس گشت و از سال 1327 ق طي تصويب مجلس کليه دبستانهاي تهران دولتي شد و تعداد 6 باب مدرسه دخترانه و پسرانه در کشور تاسيس گشت.2

 

به دنبال تاسيس مدارس روزنامه ها و نشريات مختص زنان چاپ شد. اين روزنامه ها علاوه بر توسعه دانش و فرهنگ در ميان زنان به بيان مطالبات حقه آنان جهت مشارکت در صحنه سياسي و اجتماعي کشور مي‌پرداخت. قديمي‌ترين روزنامه زنان «روزنامه دانش» نام داشت که در سال 1328ق منتشر شد يعني قديمي‌ترين روزنامه زنان 75 سال بعد از اولين روزنامه ايراني يعني  کاغذ اخبار (1352 ق) منتشر گشت. مدت چاپ اين نشريه حدوداً يک سال بود و مديريت آن به عهده خانم دکتر حسين کحال‌زاده قرار داشت.3

 

پس‌از تعطيلي دانش در سال 1329 ق روزنامه شکوفه منتشر شد که صاحب امتياز آن مريم عميد سمناني (مزين السلطنه) بود. اين نشريه هر 15 روز يک بار از ربيع‌الاول 1331 ق منتشر شد. اين نشريه خرافه‌پرستي را رد مي‌کرد و زنان را به فراگيري دانش فرامي‌خواند. به دنبال اين فعاليتها نشريات زنان در شهرستانها نيز انتشار يافت.

 

شايان ذکر است که اين نشريات در کنار انجمنهايي که از سوي زنان روشنفکر تأسيس شده بود و اکثراً مخفي بود چون اتحاديه غيبي نسوان که شايد اولين تشکيل سياسي زنان در دوره مجلس اول بود توانست به تدريج زن ايراني را به فعاليت سياسي بکشاند، چرا که زن ايراني به منظور پاسداري از دستاوردهاي انقلاب مشروطيت و آزادي از هيچ تلاشي فروگذار نمي‌کرد. به همين منظور بود که هنگام تأسيس بانک ملي ايران زنان از مشارکت فراواني بهره بردند و طلا و جواهرات خود را فروخته، پس‌اندازهاي خود را در اختيار دولت گذاشتند تا اين امر ملي به دور از دست خارجيان و استقراض از آنها انجام شود. زنان ايراني براي تقويت اقتصاد و حمايت از صنايع داخلي، کالاهاي وارداتي را تحريم کردند و نقش قابل توجهي در اين راه از خود نشان دادند.

 

زنان پس از کودتاي محمدعلي شاه و آغاز استبداد صغير مبارزات خود را سازماندهي کردند و به حمايت مالي و جاني از مشروطه‌خواهان برخاستند. در اين رابطه زنان تبريز پيشگام مبارزات شدند و در تبريز و سپس رشت يکي از عوامل اصلي تهيه غذا، لباس، پرستاري از مجروحان جنگي و حتي مبارزه با مخالفان مشروطه گشتند. به طوري که در گزارشي که در شوال 1326 ق آمده است نوشته شده که در ميان اجساد شهداي تبريز جنازه 22 زن پيدا شده است  و حتي بر اساس گفته پائولويچ در کتاب انقلاب مشروطه ايران عکسي از يک دسته 60 نفري از زنان چادر به سر ايراني تفنگ به دست در آرشيو روسها موجود است که محافظ يکي از سنگرهاي تبريز بودند. اما با وجود فعاليتهاي زنان ايران حکومت مشروطه در جهت احقاق اهداف آنها قدمي برنداشت و پس از تأسيس مجلس دوم در 1329 ق زنان بار ديگر از حق رأي محروم ماندند.4 و فعاليتهاي سياسي آنها به سالهاي بعدي کشيده شد.

لينک ثابت |شنبه 18 اسفند1386| موضوع: زنان |


زن در تاريخ معاصر ايران

نويسنده : نوید نقی گنجی

زن در تاريخ معاصر ايران

مقدمه

اختصاص دادن بخشي از سايت مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، براي ارائه بحثهاي مربوط به بررسي ” نقش زن در تاريخ “ تنها يک پيشنهاد است درباره پژوهش گوشه‌هايي از تاريخ که چندان بدان پرداخته نشده و يا به درستي تحليل و تبيين نگرديده است وگرنه مسئله تجزيه اين بحث از بقيه مباحث تاريخي اگر به معناي جدايي آنها از هم باشد ــ که در نهايت به بزرگ‌نمايي غيرواقعي و نادرست اين مبحث خاص منجر خواهد شد ــ نه تنها کمکي به حل بسياري از معماها نخواهد کرد، بيان مقصود و منظور ما نيز نخواهد بود؛ چرا که عقل حکم مي‌کند که ” تاريخ، بيان و تحليل و تبيين واقعات مختلفي است که در جوامع انساني رخ مي‌دهد“ و جوامع انساني نيز متشکل از خانواده‌هاست و خانواده نيز از عناصر مختلف زن، مرد و فرزندان تشکيل مي‌شود و بدون وجود هر يک از آنها، اين تشکل صورت نيافته و يا امتداد نمي‌يابد. زن نيز به عنوان يکي از ارکان مهم اين تشکيلات، نقش‌دهنده به صورتهايي از جامعه است که در آن تبلور مي‌يابد.

 

با بررسي مجموعه مطالعات تاريخي و تاريخ‌نويسي‌هايي که تا به حال انجام شده، اين موضوع روشن مي‌‌شود که پژوهش واقعي پيرامون اين نقش فعال و مؤثر ــ نقش زن در تاريخ ــ چندان مورد لحاظ قرار نگرفته و يا بسيار اندک مي‌باشد و همين مسئله نيز باعث شده که مؤلفين و محققين اين حوزه غالباً به دامن افراط و تفريط سقوط کرده و واقعيت امر همچنان در هاله‌اي از ابهامات و ترديدها باقي بماند.

 

هدف ما در اين بخش ارائه بخشهايي از تاريخ است که زن را به عنوان يک موجود انساني که داراي نقش خاصي در تاريخ هم هست، لحاظ کرده و معرفي مي‌نمايد.

 

دوره مورد بحث جهت ارائه اين ديدگاه، تاريخي را شامل است که از دوره صفويه آغاز و تا انقلاب اسلامي خاتمه مي‌يابد. اين دوره نسبتاً طولاني، به دليل فرازها و فرودهايي که به دليل تغييرات اوضاع اجتماعي و نيز تأثير و تأثراتي که جامعه جهاني در تاريخ ايران به وجود آورد، دوره پرتلاطمي است که تمامي شاخصه‌ها و افراد جامعه متأثر از آن بودند و اين تغييرات را خواه ناخواه و کم و بيش پذيرا شدند. زنان در اين عرصه نيز قرار داشته و ضمن ثبات در برخي از مناسبات اجتماعي و فرهنگي، بعضي از اين تغييرات را نيز به خود ديده و پذيرفتند

لينک ثابت |شنبه 18 اسفند1386| موضوع: زنان |


آخرين مطالب

ابونصر فارابي
افتتاح سايت ملاك:الحاقي سراي كورش و داريوش...ايران
داستان خيار و سر امير حشمت
گزارش با 15000 تومان
شيخ محمد المُقتدى كارندهى مشهور به پير پالان دوز

محمدرضا شجريان
فروش سایت سرای کورش و داریوش...ایران

Reza Shah Pahlavi

داستان شناسنامه و ورقه هويت ملي
سلطان محمود غزنوي
جنگ اچمازين دومين جنگ عباس ميرزا با روسيه
ابوالوفاي بوزجاني
بهاء الدين محمد عامِلى معروف به شيخ بهايى
در نظر سنجی دهمین انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنید.
اطلاعاتی درباره منتخبان انتخابات ریاست جمهوری
انقلاب مشروطه
نقشه کشی به تمام معناکمترین قیمت در کمترین مهلت
ارامگاه فردوسی
مازیار
حقوق احمد شاه
غلامحسين بنان
مجموعه خواندنیهای تاریخ


درباره ما

اين وبلاگ درباره ي تاريخ ايران و بقيه ي نقاط جهان است اگر ميخواهيد برايتان عكس ارسال كنيم در خبرنامه عضو شويد متشکرم و خواهشمند هستم قبل از رفتن نظر بدهيد و حتما به امکانات جدید و نایاب وبلاگ ما سری بزید .و اگر مایل به نویسندگی در وبلاگ هستید به من خبر دهید و حتما به بخش زیرمجموعه های وبلاگ سربزنید (www.big-iran-.tk)
welcome to my blog لطفا نظر دهید
نوید نقی گنجی...09355289608

پيوند روزانه

کورش کبیر
پایگاه امرداد
کد پستی از شماره تلفن
سرزمین پارسیان
ایران ما
سرزمین جاوید من
لینکدونی عمران و معماری
سرزمین جاوید
رادیو جوان
محمد رضا شاه از تولد تا وفات 3
محمد رضا شاه از تولد تا وفات 2
محمد رضا شاه از تولد تا وفات 1
گوشه هایی از تاریخ ایران
ایران
پارس
تاریخ معماری
dotcomiran
تبلیغات
homestead
تاریخ ایران
لوگو
سایت شرکت اینتل
فروشگاه وبلاگ
سایت فایل های بلاگ
تالار گفتگو وبلاگ
براي حمايت ازما كليك كنيد
بزرگترین سایت تبیلغات و کیب در امد در ایران
بهترین و توپ ترین سایت موجود در دجهان
سرای کورش و داریوش...ایران
سایت بلاگفا
بانك ملي ايران
سایت بانک مسکن
شركت ارتباطات سيار
سازمان نظام مهندسي معدن ايران
سازمان بهزيستي كشور
سازمان بازرسي كشور
سازمان فضايي كشور
سازمان امور عشاير ايران
سايت ارسال SMS به خارج
سايت وزارت نيرو
وزارت امور اقتصادي و دارايي
وزارت بهداشت و درمان كشور
وزارت نفت ايران
وزارت فرهنگ و ارشاد
همه چيز درباره ي خوانندگان
سايت خبري bbc

نشاني اين سايت3
نشاني اين سايت2
نشاني اين سايت1

زیبا ترین قالب های وبلاگ
بزرگترین لینک باکس ايرانيان
هاست و دامين

براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام: سرای کورش و داریوش... ایران در وبلاگ ياسايتتان قراردهيد

جستجو

Google


در كل اينترنت
در اين سايت

لولگوي دوستان

<--- لوگوي شما --->

موزيك


Copyright © 2008

Powered by: BLOGFA|designer: TakTemp.com