تبليغاتX
سرای کورش و داریوش... ایران سرای کورش و داریوش... ایران

سرای کورش و داریوش... ایران

صفحه ی اصلی- تماس با ما - فرم تماس با ما

عكس تصادفي





Powered by WebGozar

موضوعات

پولهاي قديمي تاريخ صنعت هاي ايران سلسله هاي چين پادشاهان ايراني تاریخ سینما تاریخ علم تاریخ باستان تاریخ ایران مصر باستان تاریخ کلاسیک المان تاریخ شهر های ایران جشن های ایران باستان اسطوره های تاریخی بزرگان علم و پژوهش جنگ های ایرانیان بزرگان موسیقی نامهای اصیل ایرانی گالری عکسهای تاریخی خواندنی های جالب تاریخ روزشمار تاریخ مطالب متفرقه از تاریخ منبع سایت امريكا لينكستان(جديد و بهترين) ضرب المثل ها اخبار داخلي ايران(جديد) دانلود و معرفی کتاب معرفي كتاب مکان های باستانی و قدیمی زرتشت تاريخ كشور هاي جهان تاريخ كشور هاي خاورميانه پادشاهان افقانستان تاریخ نگاران تاریخ کلی اروپا امكانات فراوان وبلاگ بزرگان صورتگری ایران مشکلات و سالهای 1000 تا 1387 ارتش از ...تا ... زنان واپسین خبر ها معماری رجال سیاسی ایران خلیج فارس تبلیغات تاریخ تهران شخصیت های معروف نجوم<جدید> اولین ها (جدید) نقشه کامل ایران ِشعر های کاربران سلسله های ایران ایا میدانید؟ متفرقه history europ

لینک دوستان

ارسال ایمیل و نظرات به مدیر سایت
سراي كورش و داريوش...ايران
فتوبلاگ تخصصی وبلاگ
دامنه وبلاگ1
دامنه وبلاگ 2
نقشه انلاین
وبلاگ سرای کورش و داریوش...ایران 2
عضویت در وبلاگ
دانلود تولبار اختصاصی وبلاگ
شاهانه
سایت سرای کورش و داریوش...ایران
وطن پرست
بخش خاندان بزرگ نقی گنجی
سرزمین جاوید من
دانلود تولبار سرای کورش و داریوش...ایران
سدره
جاوید ایران
بهترین سایت شعر و شاعران
اهنگسازان.صدای اهورا
عكس هاي جنجالي
زیبا ترین قالب های وبلاگ
بزرگترین لینک باکس ايرانيان
هاست و دامين

آرشيو

آبان 1388
مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386

نويسنده

نوید نقی گنجی

آمار سايت

»
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin

اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن ! به مدير وبلاگ ايميل بزنيد ! ذخيره كردن صفحه! اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها! لينک RSS
site map site map ror html site map
Add to Technorati

لوگوي دوستان

كد جاوا


تبليغات


محل قرار گيري تبليغات رايگان شما..... www.melaak.com......

اعلام انقراض سلسله قاجاريه ( نهم آبان 1304 )

نويسنده : نوید نقی گنجی

 

 

 

 اعلام انقراض سلسله قاجاريه ( نهم آبان 1304 )

 

 

 

 

 

كودتايي كه با پشتيباني بلاترديد انگليسيان در سوم اسفند 1299 در ايران به وقوع پيوست، در روندي تدريجي، ولي مداوم موجبات و مقدمات پايان كار قاجارها را فراهم آورد. با قدرتيابي و صعود رضاخان سردارسپه و عامل نظامي كودتا بر پست نخست وزيري كه با ايجاد رعب و خفقان مضاعفي نيز توأم بود، آگاهان به امور در همان زمان حيات سياسي قاجارها را پايان يافته تلقي كردند. مجلس پنجم شوراي ملي نيز به رغم حضور اقليتي مستقل تحت كنترل رضاخان قرار گرفت و به ويژه شهرباني مخوف او اكثريت نمايندگان مجلس را به حمايت از رضاخان وادار ساخت و بدين ترتيب نمايندگان راه يافته به مجلس عمدتا بر اثر تهديد و تطميع آماده شدند تا با تصويب قانوني انقراض سلسله قاجاريه، صعود رضاخان به سلطنت را اعلام كنند. اين فرصت بدفرجام در روز 9 آبان 1304 روي داد و ماده واحده اي با رأي موافق 80 نماينده (از 85 نماينده حاضر در جلسه) و با كارگرداني افرادي چون سيدمحمد تدين نايب رئيس موقت مجلس تصويب شد: "ماده واحده- مجلس شوراي ملي. به نام سعادت ملت انقراض سلطنت قاجاريه را اعلام نموده و حكومت موقتي را در حدود قانون اساسي و قوانين موضوعه مملكتي به شخص آقا رضاخان پهلوي واگذار مي نمايد. تعيين تكليف حكومت قطعي موكول به نظر مجلس مؤسسان است كه براي تغيير مواد 36-37-38-40 متمم قانون اساسي تشكيل مي شود."

پس از تصويب ماده واحده سيدمحمد تدين با گروهي ديگر از نمايندگان چاپلوسانه به حضور رضاخان رسيدند و به او تبريك گفتند و رضاشاه نيز ضمن ابراز امتنان و خوشوقتي طي بخشنامه اي موضوع انقراض قاجاريه صعودش به رياست حكومت را كه مقدمه سلطنتش بود، به اطلاع عموم مردم رسانيده، به دستور او محمدحسن ميرزا وليعهد بلافاصله از كشور اخراج گرديد.

لينک ثابت |سه شنبه 3 اردیبهشت1387| موضوع: مشکلات و سالهای 1000 تا 1387 |


انگليس و كودتاي 28 مرداد 1332

نويسنده : نوید نقی گنجی

انگليس و كودتاي 28 مرداد 1332

 

 

در مقطع تاريخي ملي شدن صنعت نفت ايران، بيش از 150 سال از حضور و نفوذ دولت بريتانيا در ايران مي‌گذشت. در اين مدت، افزون بر مأموران شناخته شده آن دولت، صدها نفر مأموران مخفي دولت بريتانيا نيز در ايران فعال بودند و بيشترين نقش را در پيشبرد اهداف سياسي و اقتصادي آن دولت در ايران ايفا مي‌كردند. در جريان نهضت ملي ايران نيز با توجه به اينكه با ملي شدن صنعت نفت ايران منافع دولت بريتانيا در معرض خطر جدي قرار گرفته بود، فعاليت اين مأموران افزايش چشمگيري يافته بود. پس از قطع روابط سياسي ايران و انگليس در مهر ماه 1331، سفارت بريتانيا كه مهمترين پوشش و چتر حمايتي جاسوسان انگليس بود، عملاً كاركرد خود را از دست داد.

         

در پي اين واقعه است كه سفارتهاي فرانسه و آمريكا فعاليت مأموران انگليس را تحت پوشش قرار مي‌دادند. ولي افزون بر سفارتخانه‌هاي يادشده، جاسوسان انگلسي به طرق گوناگون ديگري در ايران حضور يافته و براي ناكام ساختن نهضت ملي ايران مي‌كوشيدند.

برخي از اين مأموران گاه گاهي مورد شناسايي قرار مي‌گرفتند و دولت وقت براي اخراج آنها اقدام مي‌كرد. در 19 اسفند 1331، دولت ايران در يادداشتي به دولت عراق نوشته است : « متواتراً اخباري كه از مرزهاي مشترك ايران و عراق رسيده حاكي است كه عده‌اي از عوامل و جاسوسان انگليس موجبات ناراحتي و اخلال در امنيت را فراهم مي‌آورند.... مخصوصاً بعد از بسته شدن سفارت انگليس در تهران قسمت مهم فعاليتهاي افراد مخرّب انگليس متأسفانه در كشور عراق متمركز گرديده است. اخيراً هم گزارش موثق ديگري رسيده كه يكي از جاسوسان باسابقه انگليسي به نام ”جكسن“ كه در سفارت سابق انگليس در تهران كار مي‌كرده است عمليات تحريك‌آميز خود را بر ضد ايران در بغداد شروع كرده است و تماس او با بعضي از عمال انگليسي در ايران در حوادث اخير ايران كاملاً روشن است.»

در 25 اسفند 1331 دكتر فاطمي سخنگوي دولت در مصاحبه‌اي مطبوعاتي اظهار داشت كه ” طبق گزارشهايي كه به دولت رسيده است پسر ”جكسن“ در تهران ديده شده است.“ روزنامه مساژرو چاپ ايتاليا در 13 ارديبهشت 1332 نوشت : « هر چند دولت انگليس در ايران به علت قطع رابطه سياسي رسماً سازمان و نماينده‌اي ندارد اما عملاً به خوبي ديده مي‌شود كه سايه ”جكسون“ عضو سابق سفارت انگليس از بعداد به نواحي نفت‌خيز ايران افتاده است. زيرا در همين نقاط است كه طغيان عليه دولت ايران صورت مي‌گيرد.... جكسون كه سي سال تمام در ايران جاسوسي مي‌كرده است و كاملاً با اوضاع ايران آشناست و با پاره‌اي از اشخاص نيز رابطه دارد توانسته است عمليات سري خود را از پشت مرزهاي ايران به ياري ” نوول“ پسر خود كه اكنون به صورت مخفي در تهران به سر مي‌برد و دستش در اختلافات داخلي ايران كاملاً نمايان است اداره نمايد.»

در 15 ارديبهشت 1332، به ”ويليام جمس تامپسون“ كشيش 65 ساله انگليسي مقيم اصفهان كه به اتفاق چند افسر انگليسي كميسيوني تشكيل داده بودند، اخطار شد كه كشور را ترك كند. در 8 خرداد 1332 به ” مارك پرودو“ كه در پوشش خبرنگار آژانس آسوشيتد پرس به جاسوسي مي‌پرداخت، اخطار شد كه كشور را ترك كند. چهار روز پس از آن از فعاليت يك شبكه جاسوسي كه شخصي به نام ” برژو “ در رأس آنها قرار داشت، خبر داده شد كه در همان روزها از كشور اخراج شدند.

در 10 خرداد 1332، جاسوس ديگري به نام ” موريس ژوول“ دستگير شد و معلوم شد كه ايشان از سال 1315 به تهران آمده و زير پوشش فعاليتهاي تجاري به جاسوسي مي‌پرداخته و خود را كارشناس نوغان و ابريشم و همچنين نماينده جمعيت بين‌المللي پناهندگان در ايران معرفي كرده است. ايشان پس از ورود متفقين در سال 1320 به عنوان وابسته نظامي فرانسه فعاليت مي‌كرده است.

در 28 خرداد 1332 به يك خانم فرانسوي به نام ” ماري گاليشه “ كه با گذرنامه سويسي به ايران آمده بود و در كاخ عبدالرضا برادر محمدرضاشاه به عنوان پرستار خدمت مي‌كرد، دستور داده شد كه كشور را ترك كند.
از اوايل تير تا نيمه اول مرداد ماه 1332، ” دلسوزا“ كه در پوشش پزشكي در شيراز به فعاليت جاسوسي مشغول بود، و ” رابرت آليس “ كه نزديك به چهل سال در ايران به سر مي‌برد، ” جاك “ كه در پوشش معلم زبان انگليسي فعاليت مي‌كرد، ”ويليام مورگان ناسوت “ كه در سال 1310 به عنوان تاجر وارد ايران شد و در زمان جنگ جهاني دوم به عنوان يك سرهنگ از سوي متفقين، فرماندار نظامي همدان شد و پس از جنگ شركتي در همدان تشكيل داد و فرش و پوست صادر مي‌كرد، دكتر ” رودلف شارپ “ به عنوان پزشك و ” ريجنالد داگلاس داويدسن “، از جمله افرادي بودند كه به عنوان جاسوس شناخته شدند و به بيان ديگر افشا شدند به گونه‌اي كه به ناگزير دستور اخراج آنها داده شد. پر روشن است كه جاسوسهاي بسيار ديگري در ايران حضور داشتند و همچنان به فعاليت خود ادامه مي‌دادند.

از هم گسيختن وحدت ملي، ايجاد تفرقه ميان رهبران نهضت ملي، جنگ رواني و ايجاد اغتشاش و ناامني و ديگر عوامل بسترساز براي سركوبي نهضت ملي و وقوع كودتاي 28 مرداد 1332، محصول فعاليتهاي جاسوسي افراد يادشده و صدها جاسوس ناشناخته ديگر دولت بريتانيا و دولت ايالات متحده آمريكا بود.

لينک ثابت |شنبه 18 اسفند1386| موضوع: مشکلات و سالهای 1000 تا 1387 |


علي اصغر خان اتابک اعظم (امين السلطان)

نويسنده : نوید نقی گنجی

علي اصغر خان اتابک اعظم (امين السلطان) 

                                                                                                                                                                                                            

در هنگامه يورش سپاهيان روس به گرجستان، يكي از بزرگان گرجي شورها آفريد و پايمرديها كرد و در كنار عباس‌ميرزا نايب‌السلطنه هرچه توانست كرد آخرالامر هم كه شهر سقوط كرد با همه تلخي تمام دارايي و اعتبار خود را گذاشت و ترك ديار كرد و به تبريز آمد. اين گرجي وطنخواه و دلير لاچين‌خان بود، جدّ امين‌السلطان.

 

علي‌اصغر امين‌السلطان را دومين پسر از يازده فرزند آقا ابراهيم آبدار دانسته‌اند. آقا ابراهيم، آبدارخانه عباس‌ميرزا نايب‌السلطنه را اداره مي‌كرد و اين عنوان روي او ماند، حتي آن زمان كه در دربار ناصرالدين‌شاه ملقب به امين‌السلطان شده بود و زماني كه لقبش به علي‌اصغرخان رسيده بود برخي درباريان براي تحقير، واژة «آبدار» را پسوند نامشان مي‌كردند. آقا ابراهيم فرزند زال‌خان بود و شايد به همين سبب عده‌اي در شناخت اين خانواده ره افسانه زدند و نسبتش را به رستم دستان رساندند. زال‌خان خواهر لاچين‌خان را به زني گرفته بود.

 

عباس‌ميرزا نايب‌السلطنه به پاس پايمرديهاي لاچين‌خان، زير بال و پر فرزندانش را گرفت. اگر آقا ابراهيم از آبدارباشي به امين‌السلطاني رسيد و يكي از دختران قاجار را به او دادند، به سبب شايستگيهاي وي نيز بود. در مرگ نايب‌السلطنه، وقتي جواهرات قيمتي او را به پسر بزرگش محمدشاه داد، به عنوان امانتدار دربار شهرت يافت. اگر آقا ابراهيم كارش را با آبدارباشي دربار شروع كرده بود، علي‌اصغر در پانزده سالگي پيشخدمت مخصوص دربار ناصرالدين‌شاه بود، در بيست و دو سالگي امين‌الملك شد و پس از مرگ آقا ابراهيم لقب امين‌السلطاني را به ارث برد و در زمان مظفرالدين‌شاه ملقب به «اتابك اعظم» شد. آنچه از خصيصه اين خاندان اصلاً در علي‌اصغر امين‌السلطان ديده نمي‌شد خساست بود. گشاده‌دستي او آشنا و بيگانه نمي‌شناخت.

 

دوران او را مي‌توان دوران قراردادها ناميد. او برخلاف ميرزا آقاخان نوري و سپهسالار به يكي از دو قدرت دلبسته نبود، به اقتضاي وقت با هر كدام سري داشت. و اگرچه دوست داشت در بازي شطرنج چيره‌دستش بدانند، اغلب برنده ديگري بود، مگر زماني كه حريف به مصلحت تظاهر به باختن مي‌كرد. اولين امتياز او در سفارت انگليس رقم خورد؛ امتياز كشتيراني و پس از آن امتياز تأسيس بانك شاهي. و براي خاموش كردن روسها اين بار امتياز شيلات بحر خزر به آنان داده شد. امين‌السلطان به‌زعم خود حريفان را راضي مي‌كرد اما هر دم از كام شير به دهان اژدها مي‌رفت. اين همه ظاهراً براي خشنودي شاه بود. ميرزا حسين‌خان سپهسالار و ابراهيم امين‌السلطان، سفر اول و دوم ناصرالدين‌شاه را اداره كرده بودند. به مدد اين امتيازات قرار بود سفر سوم باشكوهتر باشد.

 

در اين سفر ششماهه روسها امتياز تأسيس يك بانك را از امين‌السلطان گرفتند. امتياز تنباكو به كمپاني انگليسي رژي داده شد و در همين سفر بود كه ميرزا ملكم‌خان امتياز لاتاري را گرفت و به يك اروپايي فروخت. سرخوشي ناصرالدين‌شاه از گشت و گذار در فرنگ مانع از درك آن شد، كه اين قراردادها خاصه «لاتاري» كه نوعي قمار بود با فرهنگ مردم مسلمان سازگار نيست و روحانيان را برمي‌شوراند. « دربار به جاي آنكه در اطفاي نايره همتي كند آتش را در پنبه پنهان و خرابي پنهان را به پيرايش ايوان كفايت مي‌كرد». امين‌السلطان را در اين سفر وقت خوش بود و بخت سركش. او كه جدش حاضر نشد گرجستان را در اشغال روسيه ببيند، ايران را گرو گذاشت و از گشاده‌دستي كه داشت پيشكشي قراردادها را هم به شاه داد. حاتم طائي دربار كه از كيسه مردم به خليفه مي‌بخشيد، سرچشمه مخالفتها را مكر و دستان نزديكان مي‌دانست. پسران شاه؛ مظفرالدين ميرزا، مسعود ميرزا ظل‌السلطان و كامران ميرزا نايب‌السلطنه همه از او بزرگتر بودند و پر بيراه نبود كه به او حسادت ورزند اما ظن امين‌السلطان بيشتر به كامران ميرزا مي‌رفت.

 

وقتي فتواي ميرزاي شيرازي رسيد و كامران ميرزا از بيم جان گريخت آن زمان شاه و امين‌السلطان دانستند كه ماجرا از كجا آب مي‌خورد. « خفتگان دلمرده و افسردگان آزرده را چشم و گوشي باز شد و از توده خاكستر آتشي برخاست». تشت رسوايي شاه و امين‌السلطان روي دايره بود.

 

با لغو امتياز لاتاري ميرزا ملكم دشمن خوني شاه شد. و پس از آن به نام قانون در پي ناني بود كه از چنگش به در آمده بود. در اروپا ماند و «داغهايي كه در كانون سينه داشت به اوراق قانون مرهم مي‌كرد». لغو امتياز تنباكو و لاتاري دوستان گرمابه و گلستان را دشمنان خوني كرد. حتي ميانه شاه و امين‌السلطان هم شكرآب شد تا چند سال بعد كه تير ميرزا رضا قلب شاه را نشانه گرفت و آرزوي جشن پنجاهمين سال سلطنت را به خاك برد.

 

پيش از آن كسي فرياد ميرزا رضا را از ظلم كامران ميرزا نمي‌شنيد. «زن رفته، طفل مرده، وظيفه را ديگري برده، خانه خراب، اندوخته برانداخته، حاصل عمر هبا شده، آنها كه هميشه به او رعايت و اعانت داشتند از ديدار او نفرت و كراهت مي‌كردند. تنها حاجي محمدحسن امين‌الضرب نظر به ارادت سيد جمال‌الدين رضا را از خود راضي و معاش او را عايد مي‌داشت». مايه چنان فسادي سلطنت‌كش شد.

 

بيم آن بود كه كار از دست برود. امين‌السلطان جسد ناصرالدين‌شاه را به درايتي براي پنهان كردن قتل شاه به كاخ برليان برد تا بعد به خاك بسپارد، عجالتاً مقدمات جلوس مظفرالدين‌ ميرزا را فراهم ‌كرد. مظفرالدين ميرزا و ابوابجمعي‌اش براي آمدن از تبريز به پايتخت هزينه سفر نداشتند. امين السلطان آمدنشان را كارسازي كرد. با آمدن مظفرالدين‌شاه امين‌السلطان صدراعظم شد اما آن اقتدار گذشته را نداشت، تا يك سال بعد عزل شد و بي‌سر و صدا به قم رفت. علي‌خان امين‌الدوله كه ميانه‌اي با  امين‌السلطان نداشت بر مصدر امور قرار گرفت، چندي گذشت نتوانست اوضاع را سر و سامان دهد وامي هم نگرفت. شاه در سر هواي سفر فرنگ داشت امين‌السلطان را از تبعيد قم فرا خواند.

 

امين‌السلطان با قرضة 5/2 ميليون ليره‌اي آماده بود به آرزوي شاه جامه عمل بپوشاند و وي را به فرنگ ببرد. بهرة اين قرضه پنج درصد بود. همچنين تمام گمركات (بجز گمركات جنوب) براي 75 سال در گرو روسها بود، با عنوان «اعتبار براي آباداني كشور». مظفرالدين‌شاه به پاس خدمات امين‌السلطان وي را مباهي و مفختر به لقب «اتابك اعظم» كرد. هنوز يكسالي از سفر فرنگ نگذشته بود كه باز خزانه خالي شد. در آن نوبت، قرارداد نفت موسوم به دارسي عملاً به انگلستان واگذار شد. قراردادي كه قرار بود يك قرن سرنوشت ايران را رقم بزند. با آنكه از اين قرارداد پول هنگفتي نصيب دربار شده بود شاه براي سفري ديگر بيقراري مي‌كرد.

 

امين‌السلطان در پي آن بود كه امتياز راه‌آهن جلفا به قزوين را به روسها  بسپارد و عملاً فاتحه‌خوان  استقلال ايران شود. مخالفتها در گرفت و چند حكم تكفير امين‌السلطان در نجف صادر شد. فرمانفرما و عين‌الدوله، دو داماد شاه، وقت را غنيمت دانستند و بر ضد او دست به كار شدند.

 

قرضه دوم كه دويست هزار ليره بود صرف به كام شد و شاه براي سفر سوم دلتنگي مي‌كرد. اتابك صلاح را بر قرار نديد. قصد سفر كرد، سفر حج. شاه با استعفا و سفر او موافقت كرد.

 

سفر از خاك روسيه آغاز شد، از آنجا به چين و ژاپن و امريكا و چندي بعد به اروپا عزيمت كرد، سپس راهي مصر شد، از كانال سوئز به جده رسيد و سرانجام به مكه. پس از انجام مناسك حج به مدينه عزيمت كرد سپس راهي شام شد و دمشق؛ و از راه بعلبك و بيروت به بيت‌المقدس رسيد. چندي بعد به مصر رفت و به يونان و اسلامبول. اين زماني بود كه عين‌الدوله درگير حوادث مشروطه بود. اتابك از شامات به جنوب آفريقا، تونس، مراكش و سپس فرانسه رسيد يكسالي هم در پاريس ماند و سرانجام از سوئيس سر درآورد و در آنجا فراماسون شد.

 

فرمان مشروطيت صادر شد و مظفرالدين‌شاه درگذشت. اين بار نوه اميركبير شاه شد. محمدعلي‌شاه از همان ابتدا اتابك را فرا خوانده بود. جمعي از مشروطه‌خواهان كه در رأس آنها تقي‌زاده و حيدر عمواوغلي بودند آمدن امين‌السلطان را نمي‌خواستند. تقي‌زاده در جلسات مجلس گفته بود « امين‌السلطان لقب او نيست بلكه بايد گفت خائن‌السلطان». با همه اينها امين‌السلطان بر مصدر امور قرار گرفت. سالارالدولة سر به شورش برداشته را به اشاره‌اي آرام كرد. فرمانفرما را براي جلوگيري از تجاوز عثماني به مرز اروميه فرستاد. محتشم‌السلطنه را براي رايزني به استانبول روانه كرد. در اين بين سيد عبدالله بهبهاني به كمكش آمده بود. كارها مثل اينكه داشت بسامان مي‌شد. در پنجاه سالگي آن قدر پختگي داشت كه ميانه كار را بگيرد؛ دستخطي از شاه گرفت مبني بر اعلام وفاداري به قانون. دستخط در مجلس خوانده شد. هنگام بازگشت از مجلس، اتابك و سيد عبدالله به صحن مجلس رسيده بودند كه خاكستري به هوا برخاست؛ تير از شست و كار از دست رفت.

 

اتابک به تير عباس آقا صراف تبريزي وابسته به جناح تندرو مشروطه بر زمين افتاد. او اولين نخست وزيري بود که خونش ميدان بهارستان را رنگين کرد. با قتل او کارها بسامان نشد و به سبب بحرانهاي فزاينده، استبداد سخت تر شد و شکل پيچيده تري يافت.

  

عباس آقا صراف تبريزي

AA 7_03976_00

 

لينک ثابت |شنبه 18 اسفند1386| موضوع: مشکلات و سالهای 1000 تا 1387 |


به توپ بستن مجلس ، 2 تير 1287ش.

نويسنده : نوید نقی گنجی

به توپ بستن مجلس ، 2 تير 1287ش. 
 
 

 

 

مجلس شوراي ملي ايران در دوم تير ماه 1287ش پس از درگيري مسلحانه ميان نيروهاي وفادار به محمدعلي شاه و اعضاي انجمن‌ها تعطيل شد. عمر مجلس اول كمتر از دو سال بود و بيشتر وقت آن صرف حل و فصل اختلافات جزئي شد. پايان آن نيز ثمره‌اي خوش براي هيچ يك از گروههاي درگير و مردم به همراه نداشت. بدگماني‌ها، تهمت‌زدنها، سوءرفتارها و... از زمان صدور فرمان مشروطه تا به توپ بستن مجلس همه راههاي مسالمت‌آميز رسيدن به تفاهم را به مرور مسدود كرد.

 

 

 

 

بررسي تمام حوادثي كه جامعه را به انسداد سياسي كشاند در اين مقاله مقدور نيست، اما مي‌توان نگاهي گذرا بر اوضاع ايران در آخرين روزهاي مجلس داشت. سركشي ايلات و عشاير و غارت كاروانها تجارت را دچار كساد كرده بود. مداخله مستقيم انجمنها در كار حكام محلي كار اداره شهرها را مختل كرد. تمرد مردم از پرداخت مالياتها خزانه را با مشكل جدي روبه‌رو ساخت. ناامني و ناآرامي و هرج و مرج و احتمال تجاوز همسايگان به خاك كشور تصوير ايران آن روزها است. روزنامه مجلس در 3 جمادي‌الاول مي‌نويسد: «اكثر نقاط ايران از جمله كرمانشاهان، كرمان و اطراف آذربايجان و خراسان مغشوش است. درگيري شاه و انجمنها كه نفوذ تامه‌اي در مجلس دارند گسترش و عمق بيشتري يافته است.»


در اسفند 1287 گروهي با كمين در مسير حركت شاه و پرتاب بمب به سوي اتومبيلش موجب تعميق و تشديد اختلافات شدند. شاه از ترس اتفاقي مشابه خود را در قصرش محبوس ساخت و بدگماني‌اش افزون شد. مجلس به جاي رفع بدگماني‌هاي شاه با سنگ‌اندازي در راه دستگيري سوءقصدكنندگان فضا را مسموم‌تر كرد. محمدعلي شاه خواهان دستگيري بمب‌اندازها بود. او در دستخطي به مجلس از بي عملي مجلس در دستگيري مقصرين شكايت كرد. در چنين شرايطي انجمن‌ها به صورت علني اعضايشان را مسلح كرده به آنها مشق نظامي مي‌دادند كه از سويي ديگر فشار بيشتري بر شاه وارد مي‌كردند.


در 11 خرداد گروهي به سركردگي علاءالدوله در خانه عضدالملك گرد آمدند و خواهان تبعيد 6 نفر از درباريان از جمله حسين پاشاخان اميربهادر جنگ شدند. محمدعلي شاه ناچار با بركناري و تبعيد آنها موافقت كرد. او كه مدت زيادي از ترورش نگذشته بود، تبعيد اميربهادر (رئيس كشيكخانه) را، كه مسئول حفظ جان شاه بود حمل بر نقشه‌اي ديگر براي ترور خود كرد. چند روز قبل از عزيمت شاه به باغشاه اعلاناتي به ديوارها چسباندند به اين مضمون كه به شاه امر شده بود در تمام مدت جلسات مجلس از شهر خارج نشود. روز 14 خرداد درهاي قصر باز شد. عده‌اي سرباز سيلاخوري با هياهو بيرون آمدند. شاه با كالسكه‌اش كه در محاصره قزاقها بود چهار نعل خارج شد و به باغشاه رفت. اين طرز حركت موجي از نگراني در شهر ايجاد كرد. متعاقب آن بازارها تعطيل شد.

 

محمدعلي شاه پس از استقرار در باغشاه در نامه‌اي به مجلس اظهار داشت براي استراحت از شهر خارج شده است و جاي نگراني نيست. مجلس در نامه شديداللحني به او جواب داد خروج ناگهاني شاه خلاف اراده ملت و تهديد آزادي و امنيت است. از همان هنگام اعضاي مسلح انجمن‌ها به مجلس رفتند و در مجلس و مسجد سپهسالار سنگر گرفتند. محمدعلي شاه عضدالملك را همراه عده‌اي ديگر از رجال به باغشاه احضار كرد و هنگام خروج آنها جلال‌الدوله، علاءالدوله و سردار منصور را توقيف كرد و دستور تبعيد آنها را داد. بعد از استقرار شاه در باغشاه از تبريز، رشت، قزوين و شيراز انجمن‌ها تلگرافهايي مخابره كردند و خواهان خلع محمدعلي شاه از سلطنت شدند، در حالي كه شاه هنوز مدعي بود به قانون اساسي ملتزم است و خواهان رسيدن به توافق با مجلس شورا بود.

شاه در 18 خرداد در پيامي مكتوب به مجلس اعلام كرد كه آزادي ملت را محترم مي‌شمارد و براي حفظ نظم و امنيت، بعضي از مفسدين را گرفتار كرده و بعضي ديگر را دستگير خواهد كرد. در بازارها جار زدند كه هر كسي دكانش را ببندد آن را غارت خواهند كرد. در 21 خرداد شاه از مجلس خواست 11 نفر را تبعيد كند، قانون مطبوعات را جاري سازد، نظامنامه‌اي براي انجمن‌ها تدوين شود كه آنها را از مداخله در امور اجرائي منع كند و حمل اسلحه ممنوع شود. مجلس به شاه پاسخ داد كه تبعيد اشخاص قبل از محاكمه و ثبوت جرم خلاف قانون اساسي است. منع حمل اسلحه هم بعد از برقراري امنيت اشكالي ندارد و با ساير مطالبات شاه موافقت كرد. مجلس تبعيد اشخاص را بدون محاكمه خلاف قانون اساسي اعلام مي‌كند، در حالي كه چند روز قبل از آن شاه را براي تبعيد اطرافيانش بدون محاكمه تحت فشار گذاشته بود.


راههاي توافق هر چه بيشتر مسدود مي‌شد. انجمن‌هاي مسلح اطراف مجلس را گرفته و شاه را به خلع از سلطنت تهديد مي‌كردند. تبريز و شيراز مدعي شدند كه اردويي نظامي را عازم تهران خواهند كرد تا شاه را معزول كنند. محمدعلي شاه در تهران حكومت نظامي اعلام كرد و قزاقها مردم مسلح را خلع سلاح كردند. شاه تهديد كرد كه اگر انجمن‌ها اطراف مجلس را تخليه نكنند، مجلس را به توپ خواهد بست. نمايندگان مجلس از انجمن‌ها خواستند از اطراف مجلس پراكنده شوند. حدود يكصد و هشتاد انجمن به طور ناگهاني به تحصن خود در مدرسه سپهسالار خاتمه داده و متفرق شدند. 25 خرداد چهار عراده توپ از ميدان توپخانه به باغشاه منتقل شد. در همين روز ميرزاسليمان خان، مدير انجمن برادران قزوين را به جرم دادن تفنگ به مجلس شورا دستگير و به باغشاه بردند. در شهر شايع شد مجاهدين قزوين و رشت عازم تهران هستند. مجلس در 29 خرداد از اعضاء انجمن‌ها خواست بدون سلاح در مدرسه سپهسالار جمع شوند. خبرنگار تايمز همان روز گزارش داد كه هزار نفر نيروي مسلح ملي اطراف مجلس جمع شده‌اند و اعلانات هيجان‌آميز منتشر ساخته و رفتار شاه را تقبيح و تكذيب كرده‌اند. روز 31 خرداد قزاقها در گرفتن اسلحه از مردم جديت بيشتري به خرج دادند. مجلس تهديد كرد كه اگر تا فردا اوضاع اصلاح نشود مجلس عالي تشكيل خواهيم داد و تكليف مردم را روشن مي‌كنيم. مجلس همچنين در تلگرافي به انجمن‌هاي ولايات خواست كه اگر قشون دولتي بخواهد به هر جا حركت كند، ممانعت كنند و ماليات نپردازند. اول تير شاه وزراء را به مجلس فرستاد و خواهان تسليم اشخاصي شد كه متهم به ايجاد هرج و مرج بودند، اما مجلس وزراء را به باد حمله گرفت و خواهان استعفاي آنها شد.


روز دوم تير قزاقها مجلس و مدرسه سپسالار را محاصره كردند. در اين روز اعضاي انجمن‌ها كه در مسجد سپهسالار و خانه ظل‌السلطان سنگر گرفته بودند، به دستور آيت‌الله سيدعبدالله بهبهاني به سوي نيروي قزاق تيراندازي كردند و تعدادي از آنها را به قتل رساندند. در مراحل اول قزاقها تير هوايي يا مشقي شليك كردند. آنها اجازه تيراندازي نداشتند. قزاقها چند توپ باروتي بدون گلوله شليك مي‌كنند. انجمن‌ها تيراندازي را شدت مي‌دهند و به سمت قزاقها بمب هم پرتاب مي‌كنند و باز هم عده‌اي ديگر از آنها را مي‌كشند. سرانجام به قزاقها دستور شليك داده مي‌شود. آنها با توپ به خانه ظل‌السلطان كه مقر اصلي انجمن آذربايجان است حمله مي‌كنند و مجاهدين را فرار مي‌دهند. به سرعت اوضاع به نفع اردوي محمدعلي شاه تغيير مي‌كند. اعضاي انجمن‌ها و نمايندگان مجلس مي‌گريزند و قزاقها مجلس و مسجد سپهسالار را تصرف مي‌كنند. عده زيادي دستگير و به باغشاه اعزام مي‌شوند از جمله آيت‌الله طباطبايي و آيت‌الله بهبهاني كه به شكلي موهن دستگير مي‌شوند، اما پس از رسيدن به باغشاه، محمدعلي شاه موقعيت مناسبي براي آنها فراهم مي‌كند. عده‌اي ديگر از وكلاي مجلس من‌جمله تقي‌زاده به سفارت انگلستان پناهنده مي‌شوند. به اين ترتيب اولين مجلس ايران به كار خود خاتمه داد.

لينک ثابت |شنبه 18 اسفند1386| موضوع: مشکلات و سالهای 1000 تا 1387 |


آخرين مطالب

ابونصر فارابي
افتتاح سايت ملاك:الحاقي سراي كورش و داريوش...ايران
داستان خيار و سر امير حشمت
گزارش با 15000 تومان
شيخ محمد المُقتدى كارندهى مشهور به پير پالان دوز

محمدرضا شجريان
فروش سایت سرای کورش و داریوش...ایران

Reza Shah Pahlavi

داستان شناسنامه و ورقه هويت ملي
سلطان محمود غزنوي
جنگ اچمازين دومين جنگ عباس ميرزا با روسيه
ابوالوفاي بوزجاني
بهاء الدين محمد عامِلى معروف به شيخ بهايى
در نظر سنجی دهمین انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنید.
اطلاعاتی درباره منتخبان انتخابات ریاست جمهوری
انقلاب مشروطه
نقشه کشی به تمام معناکمترین قیمت در کمترین مهلت
ارامگاه فردوسی
مازیار
حقوق احمد شاه
غلامحسين بنان
مجموعه خواندنیهای تاریخ


درباره ما

اين وبلاگ درباره ي تاريخ ايران و بقيه ي نقاط جهان است اگر ميخواهيد برايتان عكس ارسال كنيم در خبرنامه عضو شويد متشکرم و خواهشمند هستم قبل از رفتن نظر بدهيد و حتما به امکانات جدید و نایاب وبلاگ ما سری بزید .و اگر مایل به نویسندگی در وبلاگ هستید به من خبر دهید و حتما به بخش زیرمجموعه های وبلاگ سربزنید (www.big-iran-.tk)
welcome to my blog لطفا نظر دهید
نوید نقی گنجی...09355289608

پيوند روزانه

کورش کبیر
پایگاه امرداد
کد پستی از شماره تلفن
سرزمین پارسیان
ایران ما
سرزمین جاوید من
لینکدونی عمران و معماری
سرزمین جاوید
رادیو جوان
محمد رضا شاه از تولد تا وفات 3
محمد رضا شاه از تولد تا وفات 2
محمد رضا شاه از تولد تا وفات 1
گوشه هایی از تاریخ ایران
ایران
پارس
تاریخ معماری
dotcomiran
تبلیغات
homestead
تاریخ ایران
لوگو
سایت شرکت اینتل
فروشگاه وبلاگ
سایت فایل های بلاگ
تالار گفتگو وبلاگ
براي حمايت ازما كليك كنيد
بزرگترین سایت تبیلغات و کیب در امد در ایران
بهترین و توپ ترین سایت موجود در دجهان
سرای کورش و داریوش...ایران
سایت بلاگفا
بانك ملي ايران
سایت بانک مسکن
شركت ارتباطات سيار
سازمان نظام مهندسي معدن ايران
سازمان بهزيستي كشور
سازمان بازرسي كشور
سازمان فضايي كشور
سازمان امور عشاير ايران
سايت ارسال SMS به خارج
سايت وزارت نيرو
وزارت امور اقتصادي و دارايي
وزارت بهداشت و درمان كشور
وزارت نفت ايران
وزارت فرهنگ و ارشاد
همه چيز درباره ي خوانندگان
سايت خبري bbc

نشاني اين سايت3
نشاني اين سايت2
نشاني اين سايت1

زیبا ترین قالب های وبلاگ
بزرگترین لینک باکس ايرانيان
هاست و دامين

براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام: سرای کورش و داریوش... ایران در وبلاگ ياسايتتان قراردهيد

جستجو

Google


در كل اينترنت
در اين سايت

لولگوي دوستان

<--- لوگوي شما --->

موزيك


Copyright © 2008

Powered by: BLOGFA|designer: TakTemp.com