تبليغاتX
سرای کورش و داریوش... ایران سرای کورش و داریوش... ایران

سرای کورش و داریوش... ایران

صفحه ی اصلی- تماس با ما - فرم تماس با ما

عكس تصادفي





Powered by WebGozar

موضوعات

پولهاي قديمي تاريخ صنعت هاي ايران سلسله هاي چين پادشاهان ايراني تاریخ سینما تاریخ علم تاریخ باستان تاریخ ایران مصر باستان تاریخ کلاسیک المان تاریخ شهر های ایران جشن های ایران باستان اسطوره های تاریخی بزرگان علم و پژوهش جنگ های ایرانیان بزرگان موسیقی نامهای اصیل ایرانی گالری عکسهای تاریخی خواندنی های جالب تاریخ روزشمار تاریخ مطالب متفرقه از تاریخ منبع سایت امريكا لينكستان(جديد و بهترين) ضرب المثل ها اخبار داخلي ايران(جديد) دانلود و معرفی کتاب معرفي كتاب مکان های باستانی و قدیمی زرتشت تاريخ كشور هاي جهان تاريخ كشور هاي خاورميانه پادشاهان افقانستان تاریخ نگاران تاریخ کلی اروپا امكانات فراوان وبلاگ بزرگان صورتگری ایران مشکلات و سالهای 1000 تا 1387 ارتش از ...تا ... زنان واپسین خبر ها معماری رجال سیاسی ایران خلیج فارس تبلیغات تاریخ تهران شخصیت های معروف نجوم<جدید> اولین ها (جدید) نقشه کامل ایران ِشعر های کاربران سلسله های ایران ایا میدانید؟ متفرقه history europ

لینک دوستان

ارسال ایمیل و نظرات به مدیر سایت
سراي كورش و داريوش...ايران
فتوبلاگ تخصصی وبلاگ
دامنه وبلاگ1
دامنه وبلاگ 2
نقشه انلاین
وبلاگ سرای کورش و داریوش...ایران 2
عضویت در وبلاگ
دانلود تولبار اختصاصی وبلاگ
شاهانه
سایت سرای کورش و داریوش...ایران
وطن پرست
بخش خاندان بزرگ نقی گنجی
سرزمین جاوید من
دانلود تولبار سرای کورش و داریوش...ایران
سدره
جاوید ایران
بهترین سایت شعر و شاعران
اهنگسازان.صدای اهورا
عكس هاي جنجالي
زیبا ترین قالب های وبلاگ
بزرگترین لینک باکس ايرانيان
هاست و دامين

آرشيو

آبان 1388
مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386

نويسنده

نوید نقی گنجی

آمار سايت

»
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin

اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن ! به مدير وبلاگ ايميل بزنيد ! ذخيره كردن صفحه! اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها! لينک RSS
site map site map ror html site map
Add to Technorati

لوگوي دوستان

كد جاوا


تبليغات


محل قرار گيري تبليغات رايگان شما..... www.melaak.com......

حقوق احمد شاه قاجار

نويسنده : نوید نقی گنجی

حقوق احمد شاه قاجار

 

 

محسن فروغی پسر ذکاء الملک فروغی تعریف می کرد : یک روز تلفن منزلمان زنگ زد . ( پدرم در آن تاریخ در کابینه مشیرالدوله ، وزیر مالیه بود . ) من گوشی را برداشتم . از آن طرف سیم شخصی فرمودند : اسم شما چیست ؟ من عرض کردم : محسن پسر ذکاء الملک هستم . فرمودند : من احمدشاه ( قاجار ) هستم . به پدرت از قول من بگو به دکتر میلسپو (مستشار تام الاختیار وزارت مالیه) دستور بدهد که حقوق مرا زود پرداخت کند چون عازم اروپا هستم . روزی که احمد شاه این تلفن را می کرد بیست و ششم یا بیست و هفتم برج بود . موقعی که پیغام شاه را به پدرم رساندم خیلی عصبانی شد و گفت : بهتر بود اعلیحضرت مرا پای تلفن احضار و منظور خود را بیان فرمودند ، نه اینکه آن را توسط بچه ای خردسال ( ولو اینکه آن بچه پسر خودم باشد ) به من ابلاغ کند ! سپس خودش آمد پای تلفن و با شاه صحبت کرد و قهرا همین تقاضا را دوباره شنید . موقعی که خواسته شاه به اطلاع میلسپو رسید ، با کمال خونسردی جواب داد : بهتر است اعلیحضرت صبر کنند ، یکی دو روز بیشتر به آخر برج نمانده و هر وقت حقوق کارمندان دولت پرداخت شد ، حقوق ایشان نیز پرداخت می شود . دو هفته بعد، یعنی در یازدهم آبان ماه 1302 ، احمد شاه به اروپا رفت و این سومین سفر او به اروپا بود که تقدیر ( انگلستان ) چنین خواسته بود دیگر بازگشتی به ایران نداشته باشد . باید توجه داشت که انگلیسی ها آشکارا چند بار پادشاهان ایران رااز کشور بیرون کردند که یکبار همین اخراج احمدشاه و یکبار هم بیرون کردن رضا شاه پهلوی بود

لينک ثابت |شنبه 24 اسفند1387| موضوع: خواندنی های جالب تاریخ |


معزالدین احمد سنجر

نويسنده : نوید نقی گنجی

معزالدین احمد سنجر

 

توضيحات -  آرامگاه

تاریخ  درگذشت

تاریخ تولد

مرو شاه جهان

چهاردهم ربيع الاول سال 552 ه.ق

 

مسجد سلطان سنجر

بیوگرافی و زندگینامه

حكومت طولاني سلطان سنجر بر خراسان ( 490 ه.ق. تا 522 ه.ق. ) كه مدتي از آن را در ايام اختلافات برادران ، در اين ولايت حاكم بود ، اغلب در زد و خوردهاي محلي گذشت و آخرين بار كه به سمرقند لشكر كشيد ، ارسلان خان ( خان سمرقند ) رسما" از اطاعت وي سرباز زد و جيحون مرز رسمي شد . سنجر ناچار شد به بسياري از شهرهاي تسخير شده ،‌مجددا" لشكر بكشد . چنانكه در شوال سال 511 ه.ق. به غزنين تاخت و بهرامشاه غزنوي را دست نشانده خود ساخت و در جمادي الاول سال 513 ه.ق. در ساوه با سلطان محمود – برادرزاده اش – به جنگ پرداخت . سنجر در سال 524 ه.ق. مجددا" به سمرقند لشكر كشيد تا خان سمرقند را مطيع سازد . همچنين ، به علت طغيان" اتسز " ، پسر قطب الدين محمد خوارزمشاه كه دست نشانده سنجر بود ناچار به خوارزم نيز لشكر كشيد ( ربيع الاول سال 533 ه.ق.)‌ و قلعه هزار اسب را تسخير كرد هر چند اتسز را به دست نياورد . در صفر سال 536 ه.ق. سنجر براي آرام كردن ماوراءالنهر به جنگ گورخان قراختايي رفت . در اين جنگ بود كه در محل قطوان ( شش فرسخي سمرقند ) از قراختاييان شكست خورد و همسرش اسير شد و خود ترمذ گريخت . لشكر كشيهاي ديگر او به خوارزم ( 528 ه.ق.و 542 ه.ق.) هيچ كدام نتيجه دلخواه نداشت و ضعف عمومي دولت سلجوقي باعث شد كه طوايف " غز " ، از تركمانان ساكن ماوراءالنهر ، كم كم قدرت و قوت بيشتر يافتند و شروع به بي رسمي در ولايات شرقي نمودند . در آخر كار ، به توصيه مويد الدين آي ابه – حاكم نيشابور – سنجر به جنگ غزها رفت و در اين جنگ سنجر شكست خورد و به دست امراي غز اسير شد . حدود يك سال در اسارت بود تا در سال 551 ه.ق او را ازاد كردند . اما اندكي بعد بيمار شد و در چهاردهم ربيع الاول سال 552 ه.ق. وفات كرد و در مرو شاه جهان ( پايتخت ) ، او را به خاك سپردند. ديگر امراي سلجوقي ،‌مانند محمود بن محمد سلجوقي ( فوت 525 ه.ق.) هر چند گاه گاهي كروفري با خلفاي بغداد ( المسترشد، و الراشدب بالله ) نيز داشته اند ، اما هيچ كدام قدرت قابل توجهي نيافتند . ركن الدين ابوطالب ، طغرل بن محمد ( طغرل دوم ) ، در مبارزات ميان شاهزادگان سلجوقي گرفتار آمد . مسعود بن محمد ( فوت سال 547 ه.ق ) ملكشاه بن محمود ، محمد بن محمود بن محمد ( فوت سال 544 ه.ق. ) و ارسلان شاه بن طغرل ( فوت سال 571 ه.ق. ) اغلب با اتابك ايلد گز از اتابكان آذربايجان در زد خورد بودند .آخرين آنان ، ركن الدين ابوطالب طغرل بن ارسلا نشاه ، طغرل سوم سلجوقي بود . كه در جنگ با قتلغ اينانج در حوالي ري شكست خورد و كشته شد . سر او را پيش خليفه الناصرلدين الله فرستادند ( ربيع الاول سال 590 ه.ق.) بدين طريق دولت سلجوقيان عراق به پايان رسيد.

لينک ثابت |سه شنبه 20 اسفند1387| موضوع: پادشاهان ايراني |


گزیده ای درباره مصر باستان

نويسنده : نوید نقی گنجی

ميراث فرهنگي

اگرچه وجود تمركز در برنامه ريزيهاي فرهنگي امري ضروري است اما اين بدان معني نيست كه كلية اماكن فرهنگي در شهرهاي بزرگ و پايتخت متمركز شده و تصميمات اساسي در چنين اماكني اتخاذ ميگردد.

در شهرها و روستاهاي دورافتاده و فقير كشور، ناآگاهي مردم باعث زوال اشكال گوناگون فرهنگي به استثناي مراسم مذهبي شده است. از اين رو يكي از اصليترين اهداف وزارت فرهنگ مصر تلاش در جهت ساماندهي فرهنگ كشور نه تنها در شهرهاي بزرگ بلكه در نقاط دور افتاده و روستاهاي كشور ميباشد.

در جهت نيل به اين هدف، بخش فرهنگ مردمي تحت نظارت وزارت فرهنگ كشور مصر داير گرديد. هدف از ايجاد چنين بخش فرهنگي، طرحريزي برنامه هايي جهت تأسيس مراكز فرهنگي در ايالات مختلف كشور ميباشد.

تأسيس كانونها و مراكز فرهنگي عامل مهمي در جهت انتقال فرهنگ از شهر قاهره به ساير شهرهاي كشور و به ويژه شهرهاي دورافتاده در ضمن ابقاي فرهنگهاي محلي ميباشد.

كشور مصر كه از آن تحت عنوان مهد تمدن نام برده مي شود نقش مهمي در خلق، انتقال و گسترش حيات فرهنگي جهان داشته و به عنوان موزهاي گسترده از تمدنهاي جهان محسوب ميگردد.

ميبايست گفت كه در اين كره خاكي هيچ يك از كشورهاي جهان به اندازة كشور مصر داراي چنين آثار باستاني نميباشند (قدمت برخي از اين آثار به 4 تا 5 هزار سال بالغ ميگردد).

به دليل وجود تمدن چندين هزار ساله كشور و ارزش و اهميت آن؛ فعاليتهاي دولتي جهت حفظ، نگهداري و مراقبت از اين آثار تقريباً از اوايل دهة 1990 تحت نظارت وزارت فرهنگ كشور آغاز گرديده است.

مسؤوليت مراقبت از آثار باستاني كشور از طريق وزارت فرهنگ به عهده دايرة حفظ آثار باستاني اين وزارت نهاده شده است.

دايرة حفظ آثار عتيقه و تاريخي كشور از مركز اسناد مصر باستان، بنياد مالي پروژه هاي آثار باستاني، موزه ها (موزه آثار باستاني) و مركز تمثالهاي تاريخي متشكل شده است.

وزارت فرهنگ كشور مصر به منظور حفاظت و نگهداري هر چه بهتر از آثار تاريخي و باستاني كشور به انعقاد قراردادهايي با كشورهاي جهان از جمله كشورهاي فرانسه و لهستان در زمينه بازسازي اماكن و مراكز تاريخي باستاني و مراكز اسلامي قاهره و تبديل برخي از آنها به مراكز فرهنگي مبادرت نموده است.

آموزش فرهنگي

از جمله اقدامات مهم دولت مصر در زمينة آموزش فرهنگي مي توان به تشكيل خانه هاي فرهنگ در سراسر كشور اشاره نمود.

در اغلب مناطق كشور حتي در دورافتادهترين و عقبافتادهترين نقاط، اين مراكز فرهنگي حتي به صورت چادر و كاروان داير گرديده است.

از جمله امكانات عمده اين مراكز در شهرها مي توان به سالنهاي سخنراني، نمايشگاههاي مختلف كتاب و اشياء تاريخي اشاره نمود. از جمله ديگر مراكز فرهنگي كشور مي توان به مراكز فرهنگي كودكان اشاره نمود كه مراكزي تحقيقاتي بوده و در ارتباط مستقيم با وزارت خانه هاي آموزش و پرورش و جوانان به فعاليت ميپردازند.

لازم به ذكر است كه اين مراكز فرهنگي در اكثر مناطق روستايي، شهري، و حتي مناطق دورافتاده كشور برپا شده اند.

از جمله وظايف اين مراكز مي توان به توزيع كتابهاي كودكان، ترويج فرهنگ كتابخواني و مطالعه در ميان كودكان به ويژه در زمينه فرهنگ و هنر و احداث سينما و تئاترهاي خصوصي براي كودكان مصري اشاره نمود.

از جمله ديگر مراكز مهم آموزش فرهنگي در كشور مصر مي توان به مراكز فرهنگي روستايي اشاره نمود كه به منظور ارائه آموزشهاي فرهنگي به روستائيان كشور، اقدام به تربيت مربياني مي نمايند تا اين مربيان از آموزشهاي فرهنگي لازم براي مناطق روستايي كشور برخوردار گردند.

لازم به ذكر است كه از مربيان چنين دورههايي پس از گذراندن دورههاي خاص آموزشي امتحاناتي به عمل ميآيد كه از ميان مربيان شركت كننده در امتحانات تعداد معدودي از آنان جهت تأسيس مراكز تحقيقاتي روستايي مأمور ميگردند.

از جملة ديگر مراكز آموزش فرهنگي، آكادميهاي فرهنگ ميباشد كه نه تنها به تربيت افراد متخصّص در زمينه هاي گوناگون هنري و فرهنگي ميپردازند بلكه به برگزاري كنسرتهاي مختلف موسيقي و اجراي رقصهاي مختلف نظير باله نيز اقدام مي نمايند.

از جمله مراكز آكادمي فرهنگ مي توان به انستيتو عالي سينما (نمايش فيلمهاي توليدي دانشجويان)، انستيتو عالي باله (با دورههاي مقدماتي، ابتدايي، دبيرستان و دانشگاهي در زمينه آموزش رقص باله)، انستيتو عالي موسيقي عربي (آموزش موسيقي كلاسيك و انجام تحقيقات بر روي موسيقي سنتي)، آكادمي هنر (كانون انستيتوهاي عالي قاهره) و انستيتو عالي موسيقي كنسرواتور (با دورههاي مقدماتي، دبيرستان و دورة عالي) اشاره نمود.

هنرهاي نمايشي

تئاتر

هنر تئاتر در كشورهاي در حال توسعه و همچنين كشور مصر پرهزينه و غيراقتصادي بوده و از اينرو مي بايستي كاملاً تحت نظارت دولت باشد.

از جمله اقداماتي كه دولت مصر در زمينة صنعت موسيقي كشور به عمل آورده اجراي رايگان برخي از كنسرتهاي موسيقي و نمايشهاي تئاتر در كشور ميباشد. در كشور مصر غالباً نمايش سه نوع تئاتر مرسوم ميباشد كه از آن جمله مي توان به ملودرام، كمدي و درامهاي شاعرانه اشاره نمود.

پس از انقلاب سال 1952 تئاترهاي مردمي كشور مصر، بطور رسمي آغاز به فعاليت نمود.

از جمله تئاترهايي كه توسط انجمن موسيقي و تئاتر قاهره اداره ميگردند مي توان به تئاترهاي، الجمهوريه، تئاتر بالون، تئاتر عروسكي، تئاتر 26 ژوئيه، تئاتر شناور نيل و تئاتر محمد فريد اشاره نمود.

لازم به ذكر است كه مجموع ظرفيت اين سالنهاي تئاتر، طبق آخرين آمار 8464 نفر ميباشد.

بخش خصوصي تئاتر كشور از 2 سالن تئاتر در شهر قاهره و 9 سالن تئاتر در شهر اسكندريه برخوردار ميباشد كه ظرفيت كل اين دو 5523 نفر ميباشد.

لازم به ذكر است كه بخش خصوصي تئاتر كشور اقدام به راه اندازي 9 سالن تئاتر ديگر (در نقاط ايالتي) نموده است.

فولكلور

فولكلور مصري يكي از اصليترين بخشهاي فرهنگي ميباشد كه در كشور مصر توجه زيادي به آن معطوف گرديده است.

يكي از مهمترين اهداف پرداختن به فولكلور مصري مبارزه با مسأله بيگانگي فرهنگي كشور نسبت به سنتها و الگوهاي فرهنگي بومي كشور ميباشد. در كشور مصر، وزارت فرهنگ از طريق حمايت دولت به تنظيم و بررسي سنتها و الگوهاي فرهنگي پويا و فعال مصري ميپردازد.

شوراي عالي هنر، ادبيات و علوم اجتماعي كشور نيز اقدام به تشكيل كميسيون ويژهاي جهت مطالعه و بررسي در زمينة فولكلور مصري و برقراري ارتباط ميان هنرمندان فولكلور با انسان شناسان نموده است.

از جمله حمايتهايي كه از جانب دولت در رابطه با فولكلور مصري صورت گرفته مي توان به اعطاي جوايز ساليانه به فولكلوريستها و انسان شناسان مصري اشاره نمود.

نمايش رقص

يكي ديگر از وظايف وزارت فرهنگ كشور مصر، احياء نمايشهاي رقص فولكلور كشور ميباشد كه در اين راستا وزارت مذكور اقدام به تأسيس 2 مركز رقص فولكلور يعني مركز رقص ردا و مركز ملّي رقص فولكلور نموده است.

لازم به ذكر است كه اين 2 مركز رقص علاوه بر برگزاري نمايشهاي متعدد رقص در كشور و انجام تحقيقات قومشناسي به مطالعه و بررسي ميراث فولكلور مصري نيز ميپردازند.

با وجود ورود رقصهاي متنوع و مدرن به كشور مصر، هيچ يك از اين رقصها نتوانستهاند جايگاه رقصهاي اصيل مصري را در ميان مردم از ميان ببرند.

لازم به ذكر است كه مراكز رقص ردا و فولكلور ملي جهت ارائه نمايشهاي رقص ملّي به اغلب كشورهاي جهان مسافرت مي نمايند.

هنرهاي تجسمي / هنرهاي زيبا

اصليترين سياست فرهنگي كشور مصر در حوزه هنر، تشويق و تأسيس اماكني جهت انجام فعاليتهاي هنري و عدم وابستگي هنرمندان كشور به دولت ميباشد.

عدم وابستگي هنرمندان كشور به دولت به معناي عدم كنترل هنرمندان از سوي دولت و تنها برخورداري از حمايتهاي مالي و معنوي دولت ميباشد.

وزارت فرهنگ كشور هر ساله نمايشگاهي عمومي از آثار هنرهاي تجسمي داير نموده و مبالغ هنگفتي صرف خريد آثار نمايشي نفيس مي نمايد.

دايرة هنرهاي زيباي كشور مسؤول ترويج و ارائه هنرها ميباشد. هدف اصلي دايرة مذكور برپايي نمايشگاههاي مختلف هنري و كمك به اشاعه هنرهاي پوياي كشور از طريق احداث استوديوهاي مختلف هنري و انجام تحقيقاتي در اين خصوص ميباشد.

لازم به ذكر است در حدود 50 استوديوي هنري متعلق به وزارت فرهنگ در اختيار هنرمندان مصري قرار گرفته كه هر ساله تحت نظارت و مديريت دايرة هنرهاي زيباي كشور، به برپايي نمايشگاههاي بزرگ هنري در شهر قاهره اقدام مي نمايند.

موسيقي

اركستر سمفوني قاهره

در اواخر سال 1955، اركستر سمفوني قاهره تأسيس گرديد.

انجام پروژه اين اركستر به كشور اتريش سپرده شده بود. پس از شروع فعاليت رسمي در سال 1958 اين اركستر از سازمان راديو و تلويزيون مصر به سازمان موسيقي و تئاتر منتقل گرديده و به عنوان شاخهاي كاملاً حرفه اي به فعاليت خود ادامه داد.

از جمله سياستهاي فرهنگي دولت مصر در قبال اركستر سمفوني مي توان به تربيت و آموزش موسيقيدانان حرفه اي مصري و تربيت تعداد هر چه بيشتر هنرمندان بومي تا اشباع اركستر سمفوني كشور از موسيقيدانان مصري اشاره نمود. علاوه بر اركستر سمفوني، اركستر مجلسي نيز در كشور به فعاليت ميپردازد. لازم به ذكر است كه اركستر سمفوني كشور مصر به ساير كشورهاي جهان سفر نموده و به اجراي برنامه ميپردازند و اين در حالي است كه از كشورهاي مختلف جهان نيز جهت اجراي برنامه به كشور مصر سفر ميكنند.

از جمله اهداف كلي دولت مصر در زمينة موسيقي و به ويژه اركستر سمفوني مي توان به تشويق و ترغيب هر چه بيشتر مردم در گرايش به زمينه هاي مختلفي از موسيقي سنتي و مدرن اشاره نمود.

از جمله فعاليتهاي صورت گرفتة ديگر در زمينة موسيقي كشور، مي توان به احداث ايستگاه راديويي جهت پخش آهنگهاي غربي (كلاسيك غربي)، جاز و پاپ اشاره نمود.

كانون اُپراي قاهره

كانون اپراي قاهره در سال 1967 با ارائه آثار مختلفي از موسيقي اُپرا (آواز اُپرا) شروع به فعاليت نمود.

از جملة برنامه هاي اجرا شده توسط اين مركز مي توان به اُپراهايي نظير (اُپراي مادام باسترفلاي) و (اُپراي لابوهم) با همكاري اركستر سمفوني قاهره اشاره نمود.

لازم به ذكر است كه اُپراهاي خارجي، جهت اجراي برنامه به كشور مصر مسافرت مي نمايند.

از جمله معروفترين اُپراهاي خارجي كه تقريباً از دهه 1900 تا به حال به طور منظم در كشور مصر به اجراي برنامه پرداختهاند مي توان به اُپراي ملّي كشور ايتاليا اشاره نمود.

موزه ها

موزه هاي كشور مصر (موزة آثار باستاني مصر، موزه آثار دوره قبطي (مسيحيت)، موزه آثار دوره اسلامي و موزه آثار باستاني دورة هلنستي) در واقع نمايانگر 4 تمدن موجود اين كشور در اطراف رودخانة نيل ميباشند.

موزه ها در كشور مصر به منزله ابزار فرهنگي غني بوده كه به صورت دائمي مورد بازديد دانشآموزان، دانشجويان، معلمان و اساتيد كشور قرار ميگيرند.

از جمله فعاليتهاي مهم دولت علاوه بر احداث و راه اندازي موزه هاي جديد در كشور مي توان به ادغام موزه هاي آثار باستاني و مدرن مصر در سال 1959 اشاره نمود.

وزارت فرهنگ مصر مديريت و اداره دو دسته از موزه هاي كشور يعني موزه هاي هنر و موزه هاي تاريخي و آثار باستاني را بر عهده دارد.

لازم به ذكر است كه موزه هاي مربوط به آثار عتيقه مستقيماً تحت نظارت و سرپرستي دايرة آثار عتيقه كشور مصر اداره ميگردند.

از جمله موزه هاي كشور مصر در زمينة هنرهاي زيبا مي توان به موزه هاي مختار (70 مجسمه از آثار محمد مختار)، محمدتقي (آثار نقاشي، نقاش مشهور مصري (محمدتقي) متعلق به دوران اهرام ثلاثه مصر)، هنر مدرن (آثار هنري 70 سال گذشته كشور مصر) و موزة دكتر محمد محمود (آثار نقاشي سدة 19 و آثار امپرسيونيستي) اشاره نمود.

دو موزه جزيرا (آثار شيشهگري، كارهاي فلزي، سراميك، نساجي دوره اسلامي و آثار نقاشان برجسته اروپايي) و موزة تمدن مصري (تكامل تمدن مصري از دوره باستان تا عصر حاضر) در واقع از جملة موزه هاي تمدن كشور مصر محسوب ميگردند.

لينک ثابت |دوشنبه 19 اسفند1387| موضوع: مصر باستان |


عکس از پهلوی(کودکی)

نويسنده : نوید نقی گنجی

yo9yrq8l71dpdk2xzcmf.jpg

5f7co2dybseijr9z8j3u.jpg

ejkecocp591tf3lq2jz0.jpg

kc1rndsuguo1br8tuw0q.jpg

5abyo9ulm8rfpyjov7v.jpg

ajpse3iq8u8qt41yikm.jpg

لينک ثابت |پنجشنبه 15 اسفند1387| موضوع: گالری عکسهای تاریخی |


حيله براي طلاق دختر كريه المنظر اقتدارالسلطنه

نويسنده : نوید نقی گنجی

حيله براي طلاق دختر كريه المنظر اقتدارالسلطنه

 

برگرفته از كتاب هزار دستان نوشته اسكندر دلدم

 

اقتدار السلطنه عموي با نفوذ ناصرالدين شاه دختري زشت و كريه المنظر داشت . اين دختر بد گل ، خود را ونوس زمانه مي دانست و تن به ازدواج نمي داد . به همين سبب تا 48 سالگي تر شيده ماند . شاهزاده بداقبالي به نام فخيم الدوله در سوداي رسيدن به پول پدر ، با اين دختر بد گل ازدواج كرد؛ اما خست پدر از سويي و بدخلقي و افاده دختر از سوي ديگر جان فخيم الدوله را به لبش رساند ، تا جائيكه به فكر طلاق زن افتاد . اما جگرش را نداشت و از ناصرالدين شاه مي ترسيد ! فخيم الدوله اسبي داشت كه تنها مايه دلخوشي اش بود . از قضاي روزگار اين اسب هم در موقع شكار ، پايش آسيب ديد و لنگ شد و او ماند با اسبي لنگ و زني زشت و ترشرو كه ديو را هم زهره ترك مي كرد ! شاهزاده فخيم الدوله كه مردد بود چه كند ( چه خاكي بر سرش بريزد !) دست به دامان كريم شيره اي دلقك بي چاك و دهن ناصرالدين شاه شد . كريم كه خود درد كشيده بود ، به فخيم الدوله پيشنهاد كرد عرض حالي بنويسيد تااو به اطلاع شاه مستبد قاجار برساند . فخيم الدوله پيشنهاد كريم را اجرا كرد و شرح حال مفصلي نوشت . كريم شيره اي چند روز بعد در باغ « دوشان تپه» در حضور شاه و بلند پايگان اجازه خواست تا نامه را بخواند . و خواند ..... چون عرض حال فخيم الدوله با آب و تاب و سوز خوانده شد و به پايان رسيد كريم اين شعر را هم بدان افزود : خداوندا سه درد آمد به يكبار ** زن پيرو خرلنگ و طلبكار خداوندا زن پير را تو بوستان ** خودم دانم خر لنگ و طلبكار ! اقتدار السلطنه عموي شاه و پدر زن شاهزاده فخيم الدوله به خشم آمد ؛ اما ديگران – از جمله ناصرالدين شاه – چنان خنديد كه چند نفرشان پس افتادند ! ناصرالدين شاه در حاليكه از خنده ريسه مي رفت ، به فخيم الدوله اجازه داد تا همسرش را طلاق گويد .

لينک ثابت |پنجشنبه 15 اسفند1387| موضوع: خواندنی های جالب تاریخ |


ناسیونالیسم ایرانی یا پان ژرمنیسم؟

نويسنده : نوید نقی گنجی

خسروپرویز ساسانی – قسمت دوم.

شیرویه فرزند خسروپرویز - که از مریم همسر رومی اش بود - و  تنی چند از آرامش طلبان بزدل که از ادامه ی جنگ می ترسیدند،پس از از آن کودتای ننگین خسروپرویز را به محاکمه کشاندند. شرح این محاکمه که در تواریخ معتبر ثبت شده، به خوبی وسعت فکر شاهنشاه را آشکار می سازد و هر میهن پرستی را در خشم و غم فرو می برد، غم از دست دادن چنین شخص بزرگی در آن دوران بحرانی و وخیم و خشم از تازیانی که مدام این شاهنشاه را مورد توهین قرار داده  و تلاش بر مخدوش کردن چهره ی او نموده اند.

این تازی گرایان مدام از زن بارگی و شهوت رانی و نیرنگ بازی خسرو سخن رانده اند و تلاش نموده اند او را مردی جاه طلب، بی رحم ، هوس ران و مال دوست... بنمایانند.

ولی آیا شخصی با چنین خصوصیاتی زحمت یک جنگ بسیار سنگین را بر دوش خود می افکند؟ و یا در حرمسرای خود به عشق بازی با معشوقگان سرگرم می گردد؟  چه شد که خسرو به روم تاخت؟ دلیلی جز میهن پرستی و بیگانه ستیزی او و بازپس گیری سرزمین های ایرانی می توان یافت؟ برخی با اشتباهی عمدی مدام این شاهنشاه نیرومند را با شاه سلطان حسین صفوی مقایسه می کنند.

مدارک و اسنادی که پیش روست، خلاف این اتهامات را نشان می دهد، از جمله آشکار است که خسروپرویز در حین جنگاوری و بیگانه ستیزی خود، فردی هنردوست و سازنده بوده. در دوران خسروپرویز بود که موسیقی ایران به اوج شکوفایی رسید و موسیقیدانان بزرگی چون باربد و نکیسا به دربار ساسانی راه یافتند و هنر ساسانی به اوج شکوفایی رسیده و تکامل یافت.

تازیان، مسلمانان و تازی پرستان مدام از زن بارگی خسروپرویز سخن رانده اند و اغراق را تا جایی پیش برده اند که گفته اند خسروپرویز 12000 زن و دختر در حرمسرای خود نگاه می داشته است،  برای اثبات چرند بودن این سخن همین بس بگویم که خسروپرویز از سال 590 تا 628 میلادی پادشاهی کرد که جمعا می شود 38 سال که حدودا 13900 روز می شود. چه کسی باور می کند که خسروپرویز 38 سال از پادشاهی خود را هر روز به یافتن یک زن و ازدواج با او گذرانده باشد؟ آن هم با وجود دردسرهایی بزرگ چون جنگ با بهرام چوبین، نبردی 27 ساله با امپراتوری روم و جنگیدن با یاغیان شرق امپراتوری و نبرد با ترکان و اعراب حیره.

آن طور که ایران ستیزان و میهن فروشان می گویند، هیچ زن زیبایی در امپراتوری ساسانیان در امان نبود و هر آن ممکن بود توسط عوامل خسروپرویز ربوده شده و به کاخ پادشاهی تیسپون برده شود.

تجربه، عقل و منطق به ما می گوید اگر مردی با این کارها بر کشور حکم براند، به زودی منفور توده های مردم خواهد شد. ولی ملت ایران نه تنها از شاهنشاه نفرتی نداشتند، بلکه او را چون پدری می نگریستند و 27 سال به فرمان او با دشمن دیرین ایران جنگیدند و به آن فتوحات گسترده دست یافتند. وقتی جنگجویان و مردم یک کشور ناراضی باشند، آن پیشرفت های بزرگ نظامی، اقتصادی و فرهنگی به بار نمی آید.

 در روزگار پارت ها و ساسانیان امپراتوری روم در خاور هرگاه فرصتی می یافت، به مرزهای ایران می تاخت و چند شهر را به تصرف در می آورد، می توان گفت در تمام اوقات ایرانیان به نبرد رومیان شتافته و مناطق تسخیرشده را  گاه با زور و گاه با دیپلماسی باز می ستاندند و روم را وادار به پرداخت غرامتی سنگین می نمودند، در چنین مواقعی سازشی میان طرفین حاصل می گشت و روم متعهد می شد که به این صلح وفادار بماند و مرزهای جدید را به رسمیت بشناسد. ولی گویا وفای به عهد در خون رومیان نبود. چرا که به محض یافتن فرصتی دوباره به مرزهای ایران می تاختند و به سرنوشت پیش دچار می گشتند.

خسروپرویز که مردی خردمند با آرزوی های جسورانه و اهداف بلندپروازانه بود، افق های دوری را می نگریست، او بر آن بود این حکومت خیانت پیشه را برای همیشه منقرض سازد و مرزهای ایران را به پیش از هجوم اسکندر گجسته برساند. شاه شاهان  تقریبا در رسیدن به این هدف بزرگ و دشوار نزدیک بود و چیزی هم نمانده بود کنستانتینا - تختگاه روم باختری - را بتسخیر کند ،ولی افسوس بدشانسی بزرگی گریبانگیر ایرانیان شد و نه تنها سرنوشت ایران، بلکه سرنوشت جهان را دگرگون ساخت و تمدن بشری را قرن ها از غافله ی پیشرفت بشری به عقب انداخت. 

 

در نوشته هایی که تلاش بر این بوده که دولت ساسانی را وحشی و سفاک بنمایانند، گفته های خودشان با هم متناقض است و این به خوبی این مسئله را روشن می کند که هدف آنها از کوبیدن ساسانیان، توجیه هجوم وحشیانه ی تازیان می باشد تا دم از نجات ایرانیان از یک حکومت ستمگر بزنند و اعراب را ناجی نام گذارند. این ها برای بسط دادن سخنان خود چرندیاتی گفته اند و شایعاتی بافته اند که توسط مردم ناآگاه چون وحی مطلق پذیرفته شده، بی آنکه پیرامون درستی یا نادرستی آن کنکاش کنند.

یکی از شایعات بزرگ و دروغ های حیرت آور این می باشد که در حکومت ساسانیان فقط طبقه ی موبدان و دبیران حق فرا گرفتن خواندن و نوشتن داشته اند. در ایرانشهر خط اوستایی اینگونه بود، یعنی فقط موبدان حق فراگیری آن را داشتند؛ افزون بر این کسی را به طبقه ی دبیران راه نبود. همین مسئله باعث شده امثال کریستین سن و دیگر بیگانگان به گسترش این شایعه دامن زنند و ملت ایران را مردمی بی سواد و بی فرهنگ نشان دهند. درصورتی که خطوطی جز دین دبیره برای عموم آزاد بود.  تا مردم یک کشور باسواد و با شعور نباشند، پیشرفت های فرهنگی و علمی پدید نخواهد آمد. مورخان عرب و مسلمان هم در بسط این دروغ بزرگ بی تاثیر نبودند و به احتمال بسیار می خواسته اند چهره ای وحتنشاک و ستمگر از دولت ساسانی ترسیم کنند تا بگویند اعراب ایرانیان را از بی سوادی رهانیدند. وقتی ما به تاریخ می نگریم، خواهیم دید که فلاسفه ی یونانی از تنگ نظری امپراتوران روم به ایران می گریختند تا در دانشکده ی بزرگ "گندی شاپور" به تحصیل بپردازند. چه در ایران بود که یونانیان، از بیزانس به ایران می گریختند؟ امروزه فرار مغزها به سوی کدام کشورها صورت می گیرد؟ یک محقق آلمانی می رود در عربستان تحصیل کند؟ بر کسی پوشیده نیست که تازیان بس از تسخیر تیسپون تختگاه ایران، کتابخانه ی بزرگ ایران را به آتش کشیدند و همین نکته به خوبی دانش ستیز بودن اعراب را آشکار می سازد.

کریستین سن در جایی پیرامون خسروپرویز چنین می نویسد: «از همه ی پادشاهان در دلیری و نفاذ رای و احتیاط پیش بود. بنابر آنچه روایت کرده اند در نیرو و شهامت و کامیابی و جهانگشایی و گردآوردن خواسته و گنج و یاری بخت و مساعدت آن روزگار کار او به جایی رسید که هیچ پادشاهی نرسیده بود...»

هرچند منابعی چون طبری در کتاب او اثراتی منفی گذاشته، ولی تعصب او در بسیاری از جاها آشکار است که سعی در برتر جلوه دادن تمدن روم و پست نشان دادن ایرانیان دارد و دروغ هایی شاخدار بر زبان جاری کرده است.

 در این که طبری یک مسلمان دو آتشه بود شکی نیست، این شخص با بی شرمی تمام، شاهنشاه بزرگ ایران را به یک بهشت و دوزخ می فروشد و از ترس آخرت و کور تعصبی اش صفاتی عجیب را به خسرو پرویز نسبت می دهد. البته چون به گمان آنها خسروپرویز نامه ی پیامبر اسلام را پاره کرده بود، از او کینه داشتند. ورنه این کار خسروپرویز - اگر هم صورت گرفته باشد -، یکی از افتخارات اوست و نشان دهنده ی حس بیگانه ستیزی و میهن پرستی او می باشد. مسلمین و تازی گرایان چنین خواهانند که خسرو به محض خواندن نامه ی پیامبر می بایست سر به فرمان می آورد و مسلمان می شد و جهاد اسلامی را هم در ایران به اجرا در می آورد . هرچند جمعی بر آنند که این موضوع جعل مسلمین می باشد و اصلا سفیری از تازیان به دربار خسرو پرویز پای ننهاده است که خسرو نامه ی پیامبر اسلام را پاره کند.  این ها همه سبب کینه ی مسلمین از اوست و کار تاجایی پیش رفته که شخصی چون ثعالبی مورخ مسلمان چنین می نویسد:

« خسرو را گفتند که فلان حکمران را به درگاه خواندیم و تعلل ورزید، پادشاه توفیع فرمود که :اگر  برای او دشوار است که به تمام بدن نزد ما آید، ما به جزیی از تن او اکتفا می کنیم، تا کار سفر بر او آسان تر شود، بگویید سر او را به درگاه ما بفرستند » (!!)

اینگونه کارهای هزال گونه و بی وقاری ها مدام از خلفای بنی امیه و عباسی سر می زد، ولی در تاریخ ایران این گونه کارها مرسوم نبود. حال جلعی بودن این روایت بدون منبع ثعالبی، از عباراتی چون "فلان حکمران" به خوبی آشکار است، ضمن آنکه درباریان را چندان قدرتی نبود که بتوانند حکم شاهنشاه را صادر کرده و حاکمی را به دربار بخوانند.  به خوبی نمایان می شود که این شاه نیرومند چه هراسی در دل مسلمین افکنده بود که اینگونه از او کینه بر دل دارند و مدام در تخریب او کوشیده اند و می کوشند. 

برخی از هم میهنان ناآگاه  پا در جاپای مسلمین نهاده اند و این پادشاه بزرگ را موررد توهین قرار می دهند، به راستی اگر کوروش پس از فتح بابل در نبردی کشته می شد و شیرازه ی امپراتوری هخامنشی با هجوم اقوامی دیگر از هم می گسیخت، این نادانان اکنون کوروش را هم به همین چوب می زدند و چنین می گفتند که با جنگی که به ضرر کشور بوده، زمینه ی نابودی ایران را فراهم کرده است.

ولی تاریخ همواره پاسخی به میهن فروشان تازی گرا و خائن می باشد و روزی فرا خواهد رسید که ناسیونالیسم ایرانی با خون مردم ایران خواهد آمیخت و آنگاه ایران دیگر جایی برای خائنان خود فروش نخواهد بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت   توسط بهرام آريانژاد  |  51 نظر

 

بهرام چوبين كه يكي از ژنرال هاي بزرگ هرمزد بود، پس از اهانتي كه هرمزد به او كرد بر او شوريد و بر آن شد تاج و تخت ساساني را به چنگ آورد، هرمزد در اين حال به دست دو دايي خسروپرويز بندوي و بستام به قتل رسيد و آنها خسرو را به شاهي برگزيدند.  عده اي بر اين گمانند كه خسرو پيش از قتل پدرش از اين کار آگاهي داشته است و با دايي هايش همكاري كرده است ولي چنين نبوده است ، چرا كه پس از رسيدن به قدرت به سختي دايي هايش را مجازات كرد و خدمت هاي بندوي و بستام به او باعث نشد خون پدرش را فراموش كند.

بهرام چوبين سردار بزرگي بود كه 300 هزار نفر از سپايهان مهاجم ترك را تار و مار كرده بود ، ولي افسوس كه طمع دست يابي به تاج و تخت ايران او را از وفاداري به شاهنشاه جديد بازداشت، او از هرمزد كينه ي شخصي داشت و هرمز ديگر وجود نداشت، پس بهتر آن بود كه به فرمان خسروپرويز درآيد.  او ارتشي نيرومند زير فرمان داشت و از آنجا كه بين سربازانش از محبوبيت بسياري برخوردار بود، ياغيگري او سبب گريختن عده اي بسيار از نيروهايش نمي شد، ضمن آنكه نيروها به نبوغ نظامي او آگاه بودند و مي دانستند كه بيهوده سربازان را به كشتن نخواهد داد. نسب او هم به خاندان بزرگ و نيرومند مهران مي رسيد.

خسروپرويز با ارتش  خود براي مقابله با آن سردار سركش به سوي او شتافت و دو رقيب تاج و تخت در نهروان به يك ديگر برخوردند،  جنگجوياني كه در سپاه بهرام بودند، از روحيه اي بسيار قوي برخوردار بودند، زيرا به پيروزي هاي نظامي بسياري دست يافته بودند و قائده اين است كه وقتي سربازي در چند جنگ شركت كند و زنده بماند، داراي اعتماد به نفسي بسيار بالا خواهد شد و همين او را پيروز خواهد نمود. اين نكته در مورد سرداران هم صادق است.

ارتش خسرو كه از نظر تعداد نفرات هم كمتر بود، نتواست در مقابل هجوم نيروهاي بهرام تاب بياورد ، چندي هم كه از جنگ مي گذشت جمعي از نيروهاي خسرو به سپاه بهرام پيوستند و خسرو به ناچار با باقي مانده ي نيروهايش به سوي تيسپون عقب نشست.

 ارتش بهرام به شهر نزديك شد و خسرو كه توان مقابله با او را در خود نمي ديد، براي نجات تاج و تخت ايران و جلوگيري از اسارت به ناچار به سوي آنتيوخ ( انطاكيه كنوني ) شتافت. امپراتور روم "موريس" پس از اينكه دختر خود "مريم" را به خسرو داد، ارتشي در اختيار او گذاشت تا به ايران بازگردد و تاج و تخت خود را باز پس گيرد. خسرو پرويز در راه ارتشي را كه از سوي بهرام فرستاده شده بود در هم كوبيد و با پيشروي به سوي تيسفون بهرام را وادار به گريز به سوي خاقان كاشغر كرد.

خسرو پرويز به شهر در آمد و تاج شاهي را مجددا بر سر نهاد. امپراتور روم شرقي از روي مهرباني و مردانگي اين ارتش را در اختيار خسرو قرار نداد، بلكه مي شود گفت ارمنستان ، و بعضي شهر هاي مسيحي نشين ميانرودان چون حران (كاره)، آميدا و نصيبين را در يافت نمود.  خسروپرويز از اين پيشامد ناراحت بود و در پي فرصتي ميگشت تا اين مناطق را به ايران باز گرداند. ولي شرف او اجازه ي خيانت به ياري رسان خويش را نمي داد.

انوشيروان پس از درهم كوبيدن تركان با آنها پيمان صلي امضا كرده بود و آنها خيال تازش به ايران را نداشتند، ضمن آنكه از شكست هاي دوران انوشيروان به وحشت افتاده بودند، ازدواج خسرو و دختر امپراتور روم شرقي هم امكان درگيري ايران و روم را تقريبا از ميان برده بود و انتظار حمله اي از سوي روم نمي رفت.. خسرو  از اين صلح دائمي بهره برد و امور كشور را سازمان داد و وضعيت جاده ها، زمين هاي كشاورزي را بهبود بخشيد. بازرگاني بيش از هر دوره اي رونق گرفت، دهكانان با خيالي آسوده تر به زندگي پرداختند، قدرت فئودال ها كاسته شد و همين موجب كينه ي آنها از شاهنشاه و محبوبيت او ميان اقشار پايين جامعه گشت.

- آغاز جنگ

سال 602 ميلادي كه فرا رسيد، امپراتور وقت بيزانس "موريس" در يك كودتايي به دست يكي از افسرانش به نام "فوكاس" كشته شد و تمام اعضاي خاندان موريس هم كشته شدند. به دنبال اين واقعه برخي از افسران موريس از ايران درخواست كمك كردند، يكي از پسران موريس كه گويا از كشتار فوكاس گريخته بود، به ايران پناهنده شد تا از خسروپرويز كمك بگيرد .

خسرو پرويز شاهين را با لشگري نيرومند مامور تصرف ميانرودان شمالي، ارمنستان، گرجستان و هجوم به سوي آسياي كوچك نمود، سردار ديگر شهربراز  مامور شد در سوريه به پيشروي در خاك روم بپردازد.

وسعت ديد شاهنشاه و نبوغ او اينجا آشكار مي گردد، او مرد بسيار بلندپروازي بود كه اهداف بسيار بزرگي داشت و به افق هاي بسيار دوري مي نگريست، در اين خيال بود كه به مرزهاي هخامنشيان برسد.

شهربراز با قدم نهادن در خاك ميانرودان شهرهاي مستحكمي چون دارا، نصيبين، حران و ادس را گشود و پس از اين كاميابي ها به ادامه ي پيشروي در شمال ، ديگر شهرهاي آن منطقه را تسخير كرد. هجوم برق آساي ارتش ايران به كل روميان را در وحشت فرو برده بود. پس از اين كاميابي هاي بزرگ ارتش ايران با گذر از فرات به سوريه درآمد و ايرانيان آنتوخ "انتاكيه" را مورد هجوم قرار داده و به سرعت آنجا را تسخير كردند، تصرف اين شهر فاجعه اي بزرگ براي امپراتوري روم محسوب مي شد، چون راه ايرانيان را به سوي جنوب سوريه و مصر هموار مي ساخت و در آنجا ارتش جنگ ديده اي كه بتواند در مقابل ارتش ايران پايداري كند وجود نداشت. در پيشروي در شام در چند جا شهربراز با رومي ها مواجه شد، ولي تمام اين نيروها شكست خوردند . شهربراز كه فرماندهي متهور بود، پس از فتح اورشليم و گذر از  صحراي سينا به مصر قدم گذاشت و اسكندريه را با سختي هاي بسيار تصرف كرد، پس از آن ارتش ايران در مصر دو قسمت شد و از دو سو يكي به غرب و يكي به جنوب حركت در آمد و وسعت خاك ايران را از غرب به ليبي و از جنوب به شمال سودان رسانيد.

هم زمان با اين يورش بسيار بزرگ  شاهين  در سال 605 ميلادي شهر بسيار مستحكم "آمد" را محاصره كرد،  جنگ هاي بسياري در اين شهر بين ايرانيان و روميان در گرفته بود، از جمله شاپور دوم كه اين شهر را از روميان باز پس گرفت. قباد ساساني و انوشيروان و چند شاه ديگر بر سر اين شهر با روميان جنگيدته بودند، وضعيت استراتژيكي اين شهر به طوري بود كه با تصرف آن راه ورود به ارمنستان هموار مي گشت.  ارتش ايران به فرماندهي شاهين و سمبات باگراتوني شهر را مورد هجوم قرار دادند ولي برج و باروي مستحكم و حصار سطبر نتوانست جلوي هجوم هايي مكرر ايرانيان را بگيرد و عاقبت با وجود دلاوري روميان شهر به تصرف قواي ايران در آمد. دروازه ي ورود به ارمنستان گشوده شد. شاهين به ارمنستان وارد شد و  ارمنستان و گرجستان را يكي پس از ديگري به تصرف در آورد. پس از فتح اين سرزمين هاي مهم، شاهين به سوي آسياي صغير شتافت. كيليكا، پونتوس، مازاكا، كاپادوكيه،  نتوانستند در مقابل حملات ارتش ايران پايداري كنند و يكي پس از ديگري سقوط كردند. ارتش ايران به گالاتيا رسيد. ايرانيان با هجومي منظم به ايالات غربي آسياي كوچك  آنها را يكي پس از ديگري گشودند و به كالسدون رسيدند و پس از فتح آنجا در آن حوالي اردو زدند. ديگر راهي تا كنستانتينوپل پايتخت روم شرقي وجود نداشت. ولي ديوار بسيار بلند و سطبر و خندقي عميق و پرآب كه شهر را احاطه مي كرد، همينطور وجود منجنيق هاي آتشين به روي برج ها اين شهر را به صورت دژي تسخير ناپذير در آورده بود. 

گفته شده در دوران همين فتوحات تركان در مرزهاي شمال شرقي به سختي در هم كوبيده شدند. امپراتوري روم به راستي فلج شده بود. شاهرگهاي اقتصادي و تجارتي شام در دست ايرانيان بودند، مصر هم كه گندم متصرفاتش را تامين مي كرد به تصرف ايرانيان در آمده بود. مستعمرات يهودي نشين اورشليم كه كمك كوروش را فراموش نكرده بودند از فتح ايرانيان بسيار خرسند بودند. همچنين مردم شام و مناطق شرقي آسياي كوچك.

اين فتوحات درخشان قلمرو ايران را تا اين حد وسعت داد :

پيش از جنگ :

اوج گسترش فتوحات :

در جريان اين فتوحات هراكليوس بر ضد  فوكاس كودتايي ترتيب داد و پس از خلع و كشتنش خود را امپراتور خواند.

در اين بين هراكليوس به نزد شاهين رفت و تقاضاي صلح نمود، شاهين به خسرو اطلاع داد، ولي چون شرط پيمان صلح تخليه ي سرزمين هاي تصرف شده بود پاسخي به آن داده نشد و حتي خشم شاهنشاه را بر برانگيخت.  عده اي از حرامزادگان وطني كه به دليل يك تازي  مدام خسروپرويز را مي كوبند، در انتقاد از او مدام اين نكته را ياد آور مي شوند كه خسرو در اوج فتوحات به درخواست صلح امپراتور روم شرقي پاسخ منفي داده است، در صورتي در خواست صلح بدين صورت بود كه نيروهاي ايران همگي به آن سوي دجله بازگردند و در اين درخواست حتي نامي از سرزمين هايي چون ارمنستان و شمال ميانرودان برده نشده بود كه گفته شود همچنان در تصرف ايران باقي بمانند.  كدام انسان عاقلي چنين پينشنهاد گستاخانه اي را مي پذيرد؟ مگر آن سرزمين ها با خون جنگجويان ايران فتح نشده بود؟ از نظر تاريخي همواره مرز ايران و روم چه در دوره ي پارت و چه در دوره ي ساسانيان رود فرات بوده است، گاه روميان از فرات مي گذشتند و شهر هاي آن سوي فرات را به تصرف در مي آورند، ولي ديري نمي گذشت كه به دست ايرانيان شكست مي خوردند و ايرانيان معمولا به سوريه و آسياي كوچك مي تاختند. 

شاهين در آسياي كوچك مصمم بود "كنستانتينا" ( قسطنتنيه -‍ ‍‍Constantinople  ) را مورد تهاجم قرار دهد. ايرانيان با قبايل آوار پيماني بستند، آنها مشتركا كنستانتينوپل را مورد تهاجم قرار دادند، ولي خندق پر آب و حصار بسيار  سطبر قسطنتنيه به راحتي حملات ايرانيان و متحدانشان را بي اثر مي ساخت. ايرانيان به ناچار آن شهر را رها كرده و عقب نشستند...

بي شك بزرگي شاهنشاه و رفتار خوب او با مردمان فتح شده و ظلم روميان، در پيشرفت سريع ارتش ايران در خاك روم بي اثر نبود، ولي هراكليوس كه باكودتايي جاي "فوكاس" را گرفت، شايعه اي را بر سر زبان ها انداخت. اين شايعه از اين قرار بود كه ايرانيان پس از فتح اورشليم صليب عيسي مسيح را مورد بي احترامي قرار داده اند. همين شايعه در آسياي صغير و سرزمين هاي مسيحي فتح شده توسط عوامل هراكليوس پخش شد و زبان به زبان پيچيد و توده هاي مسيحي شوريده و متعصب را واداشت تا دسته دسته به هراكليوس بپيوندند و سپاه او را تقويت كنند، هراكليوس بر آن بود كه از راه گرجستان ايران را مورد تهاجم قرار دهد، مردمان مسيحي گرجستان در آن منطقه سپاه روم را  بيش از پيش تقويت كردند. روميان از ارمنستان گذشتند. سپاه بزرگ ايران در سرزمين هاي تسخير شده پراكنده بود و قسمتي بزرگ از نيروهاي ارتش دائمي ايران در سه منطقه ي آسياي كوچك، شام و مصر تمركز يافته بود. توده هاي مسيحي بي آنكه از ساختگي بودن شايعه ي مزبور آگاه باشند سپاه هراكليوس را قوي تر مي ساختند. با گذر از گرجستان قبايل خزر و ترك نژاد به طمع غارت به سپاه هراكليوس پيوستند و او را بيش از پيش نيرومند ساختند.

ارتشي كه بتواند جلوي او را بگيرد وجود نداشت. خسروپرويز هرگز گمان نمي كرد گرجستان و ارمنستان به اين سادگي تسليم شوند و از اين روي ارتش نيرومندي را در اختيار نداشت. خسرو به ناچار با افراد گارد جاويد و نيروهايي كه بسيج ساخته بود به مقابله ي او شتاقت. ايرانيان مي دانستند كه هدف امپراتور روم شهر "گنجك" مي باشد. اين كه به دليل كمي قوا جلوتر از شهر اردو زده و منتظر رسيدن نيروهاي روم شدند.  عاقبت روميان به حوالي گنجك رسيدند، شمار سپاهيان ايران به زحمت به 40 هزار تن مي رسيد. در حالي كه روميان بيش از 110 هزار نيروي جنگي در اختيار داشتند كه از اين ميان بايد چند ده هزار نيروي خزري را هم به اين تعداد افزود. اين براي ارتش ايران در دشت باز آنجا يك فاجعه بود، زيرا روميان و خزر ها به دليل تعداد زياد جبهه ي جنگ را گسترده بودند و تنها راه باقي مانده براي ارتش ايران اين بود  كه آنها هم طول جبهه ي جنگ را به اندازه ي جبهه ي روم بگسترانند‌ (براي جلوگيري از خطر محاصره) و اين خود يك ايراد داشت، چرا كه از قدرت صفوف واحد هاي ايران به شدت مي كاست و ديگر تاب مقابله با سواران رومي و خزري را نداشتند.

دلاوران ايران بدون ترس از شمار زياد نيروهاي دشمن كه بيش از 3 برابر آنها بود در آن دشت باز صف بستند.  سواران رومي و خزري كه در جناحين ارتش روم بودند به سرعت جدا شده و از ارتش فاصله گرفتند، پيادگان به سوي ايرانيان به حركت در آمدند، هدف روميان هجوم سواران به جناحين ايران بود تا پس از متلاشي ساختن دو جناح غربي و شرقي از پشت ايرانيان سر بر آورند و از آنجا ارتش ايران را مورد هجوم قرار دهند و چون هم زمان پيادگان از روبرو صفوف ايرانيان را به شدت مورد حمله قرار داده بودند، شكست نيروي ايران حتمي بود و حتي بيم آن مي رفت كه شاهنشاه به اسارت نيروهاي روم در آيد. پس از اينكه چندي از جنگ گذشت و جناحين ايران مورد حمله قرار گرفت، خسروپرويز براي جلوگيري از تلفات بيشتر و محاصره ي ارتش فرمان به عقب نشيني منظم نيروهاي ايران داد تا در محيطي بسته تر به مقابله با ارتش روم بپردازند. عده اي از ايرانيان با فدا كردن جان خود مدتي ارتش روم را معطل كردند تا هم وطنان آنها بتوانند به راحتي عقب نشيني كنند.

روميان به شهر آباد گنجك (گنزك) تاختند و پس از فتح آنجا مردمان شهر را قتل عام كردند و آتشكده ي بزرگ آنجا را مورد تاراج قرار داده و ويران كردند. به راستي جاي تاسف است كه دانشگاه هاي غربي طوري از روم سخن مي گويند كه تو گويي مهد تمدن جهان بوده و ديگر نقاط جهان در وحشي گري مي زيسته اند. ولي چهره ي راستين اين خونخوار در لابلاي صفحات تاريخ به خوبي آشكار مي گردد.

 روميان آن شهر را رها كرده و به سوي آلباني رفتند تا زمستان را در آنجا بگذرانند. اين كار ارتش روم ،بيش از يك چپاول و گريختن محسوب نمي شد.ارتش ايران با بستن معابر كوهستاني، آن منطقه را محاصره نمود و منتظر رسيدن نيروهاي كمكي شد، ولي افسوس پيش از آنكه نيروهاي كمكي بتوانند به يكديگر ملحق شوند يكي پس از ديگري به طور جداگانه به دام روميان افتادند و  از بين رفتند.  شهربراز كه يكي از همين ستون هاي كمكي را فرماندهي مي نمود  با 20 هزار سوار و پياده به آنجا تاخت و هراكليوس دست به عقب نشيني ظاهري زد.  هنگامي كه به غرب آلباني رسيد دست از عقب نشيني بازداشت و به سوي ايرانيان كه او را تعقيب مي كردند به حركت در آمد. هدف هراكليوس كشاندن جنگ به آن منطقه ي باز بود تا بتواند به صورت هم زمان تمام ارتش پر شمار خود را وارد جنگ كند و از آنها بهره گيرد. روميان 4 برار ايرانيان بودند و در يك ميدان باز مي توانستند ايرانيان را به راحتي محاصره نمايند. نبردي سخت ميان ايرانيان و روميان در گرفت، با پايداري مردانه ي نيرو هاي ايراني ، ارتش ايران توانست تا فرا رسيدن شب پايداري كند.ايرانيان  پس از آن از تاريكي هوا بهره برده و  به سمت جنوب عقب نشستند.  هراكليوس ارتش ايران را تعقيب كرد و پس از رسيدن به آمد آن شهر را مورد حمله قرار داده و گشود.

نبرد دليرانه ي ساراس

  شهربراز همچنان به جنوب مي رفت و در راه هرجا كه توانست مرداني را توانايي جنگ داشتند وارد ارتش خود كرد. ارتش امپراتور روم پس از گشودن "آمد" از تعقيب شهربراز دست برداشت و بر آن بود در امتداد فرات به غرب برود و قدم به كيليكا بگذارد و از آنجا به آسياي كوچك برود. شهربراز هم با وجود كم تعداد بودن نيروهايش بي آنكه روميان پي ببرند، به آهستگي ارتش روم را تعقيب نمود تا هر جا كه شرايط مهيا بود ضربه اي به او بزند. او سرداري بود بسيار دلير كه تهور عجيبي داشت و همين تهور باعث شد بدون ترسي قدم در مصر بگذارد و آن سرزمين را تصرف كند.  روميان در يك منطقه اردو زدند تا شب را در آنجا بگذرانند، سوار نظام 6 هزار نفري ايران  كه از نظر تعداد قابل مقايسه باقواي روم نبود، به فرماندهي شهربراز بر آن بود كه شبانه  اردوي روم را مورد تهاجم قرار دهد.

6 هزار سوار زره پوش ايراني شبانه به اردوي روم تاختند و نخست براي ايجاد رعب و وحشت در سپاه روم قسمتي از چادرها را به  آتش كشيدند، روميان بسيار وحشت زده شدند، آنها گمان نمي كردند يك ارتش 6 هزار نفره آن ارتش بزرگ را مورد هجوم قرار داده باشد و گمان مي كردند مورد تهاجم نيرويي بزرگ هستند.  لحظاتي چند پس از درگيري ، شاپورگشنسب و فرخ هرمزد ( پدر رستم فرخ زاد ) به قواي مهاجم ايران ملحق شدند و به روميان آشفته تاختند و آنها را بيش از پيش هراسان ساختند. ايرانيان به دليل غارت و كشتار گنجك از روميان بسيار كينه داشتند ، شهربراز از شدت خشم بي آنكه از مرگ بيمي داشته باشد، خود به صفوف روميان تاخته بود و چون شيري كه گوسپندان را بدرد، روميان را كشتار مي كرد..  پس از كشتاري بزرگ از نيروهاي رومي ايرانيان كه ضربه ي خود زده بودند، به صورت منظم عقب نشيني كردند. ارتش روم چنان ضربه اي از ايرانيان خورده بود كه جرات تعقيب ايرانيان را نداشت. اين نبرد گرچه بي نتيجه ماند و هيچ يك از طرفين فاتح نشدند، ولي چنان ضربه اي بر پيكره ي قوام روم فرود آورد كه تا مدتي نتوانستند نقشه ي خود را مبني بر باز پس گيري آسياي كوچك به اجرا بگذارند.

 وضعيت شايعه ي مزبور روز به روز وخيم تر مي گشت و حتي سربازان مسيحي ارتش ايران كه از مناطق آرامي نشين بودند مي گريختند.كشيش هاي مسيح مدام مي گفتند كه خسروپرويز قصد دارد مسيحيت را نابود نماييد و اين بحث ها توده هاي شوريده را شوريده تر مي ساخت. همن مسيحيان كه در زمان شاپور اول ساساني از دربار روم به ايران مي گريختند تا در پناه شاهنشاه ايران باشند، اكنون به ستون پنجم روم در كشور تبديل شده بودند.

در چنين دوران وخيمي شورشي همگاني شهرهاي مسيحي نشين ميانرودان را فرا گرفت. فئودال ها همگي بر خسرو شوريده بودند، چرا كه خسرو به طبقات محرو م جامعه امتيازاتي داده بود و به شدت از قدرت آنها كاسته بود. در چنين دوران بحراني خسروپرويز شاهنشاه ايران زمين كه 28 سال از عمرش را براي دفاع از شرف آريايي با روميان جنگيد،‌ به دست فرزند رومي زاده اش (شيرويه فرزند مريم دخترامپراتور روم ) كه ولي عهد هم نبود، با كودتايي بركنار شد.

 شيرويه برادرانش را يكي پس از ديگري كشت  و خسرو را زنداني كرد.  پس از چندين جلسه اي محاكمه اي ترتيب دادند تا خسرو را اعدام كنند و دستي دستي گور ايران را بكنند...

لينک ثابت |یکشنبه 11 اسفند1387| موضوع: خواندنی های جالب تاریخ |


كمك فوري براي نادرشاه افشار

نويسنده : نوید نقی گنجی

 

كمك فوري براي نادرشاه افشار

 

برگرفته از كتاب هزار دستان نوشته اسكندر دلدم

 

معروف است كه نادر شاه افشار پس از شكست از عثماني به ميرزا مهدي خان منشي خود گفت : از سركردگان ولايت كمك بخواه تا فورا به ياري ما بشتابند ، او هم همان طوري كه رسم منشيان متملق آن روزگار بود ، در نامه اي اشاره كردكه : « به اردوي كيوان شكوه چشم زخمي وارد آمده ! الي آخر ....... وقتي نامه را براي نادر خواندن سخت عصباني شد و فرياد زد : (( اين حرف ها چيست ؟ بردار بنويس : « فلان ...... خواهر و مادرتان را پاره كردند، هر چه ممكن است زودتر خودتان را برسانيد !!))

لينک ثابت |پنجشنبه 8 اسفند1387| موضوع: مطالب متفرقه از تاریخ |


آخرين مطالب

ابونصر فارابي
افتتاح سايت ملاك:الحاقي سراي كورش و داريوش...ايران
داستان خيار و سر امير حشمت
گزارش با 15000 تومان
شيخ محمد المُقتدى كارندهى مشهور به پير پالان دوز

محمدرضا شجريان
فروش سایت سرای کورش و داریوش...ایران

Reza Shah Pahlavi

داستان شناسنامه و ورقه هويت ملي
سلطان محمود غزنوي
جنگ اچمازين دومين جنگ عباس ميرزا با روسيه
ابوالوفاي بوزجاني
بهاء الدين محمد عامِلى معروف به شيخ بهايى
در نظر سنجی دهمین انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنید.
اطلاعاتی درباره منتخبان انتخابات ریاست جمهوری
انقلاب مشروطه
نقشه کشی به تمام معناکمترین قیمت در کمترین مهلت
ارامگاه فردوسی
مازیار
حقوق احمد شاه
غلامحسين بنان
مجموعه خواندنیهای تاریخ


درباره ما

اين وبلاگ درباره ي تاريخ ايران و بقيه ي نقاط جهان است اگر ميخواهيد برايتان عكس ارسال كنيم در خبرنامه عضو شويد متشکرم و خواهشمند هستم قبل از رفتن نظر بدهيد و حتما به امکانات جدید و نایاب وبلاگ ما سری بزید .و اگر مایل به نویسندگی در وبلاگ هستید به من خبر دهید و حتما به بخش زیرمجموعه های وبلاگ سربزنید (www.big-iran-.tk)
welcome to my blog لطفا نظر دهید
نوید نقی گنجی...09355289608

پيوند روزانه

کورش کبیر
پایگاه امرداد
کد پستی از شماره تلفن
سرزمین پارسیان
ایران ما
سرزمین جاوید من
لینکدونی عمران و معماری
سرزمین جاوید
رادیو جوان
محمد رضا شاه از تولد تا وفات 3
محمد رضا شاه از تولد تا وفات 2
محمد رضا شاه از تولد تا وفات 1
گوشه هایی از تاریخ ایران
ایران
پارس
تاریخ معماری
dotcomiran
تبلیغات
homestead
تاریخ ایران
لوگو
سایت شرکت اینتل
فروشگاه وبلاگ
سایت فایل های بلاگ
تالار گفتگو وبلاگ
براي حمايت ازما كليك كنيد
بزرگترین سایت تبیلغات و کیب در امد در ایران
بهترین و توپ ترین سایت موجود در دجهان
سرای کورش و داریوش...ایران
سایت بلاگفا
بانك ملي ايران
سایت بانک مسکن
شركت ارتباطات سيار
سازمان نظام مهندسي معدن ايران
سازمان بهزيستي كشور
سازمان بازرسي كشور
سازمان فضايي كشور
سازمان امور عشاير ايران
سايت ارسال SMS به خارج
سايت وزارت نيرو
وزارت امور اقتصادي و دارايي
وزارت بهداشت و درمان كشور
وزارت نفت ايران
وزارت فرهنگ و ارشاد
همه چيز درباره ي خوانندگان
سايت خبري bbc

نشاني اين سايت3
نشاني اين سايت2
نشاني اين سايت1

زیبا ترین قالب های وبلاگ
بزرگترین لینک باکس ايرانيان
هاست و دامين

براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام: سرای کورش و داریوش... ایران در وبلاگ ياسايتتان قراردهيد

جستجو

Google


در كل اينترنت
در اين سايت

لولگوي دوستان

<--- لوگوي شما --->

موزيك


Copyright © 2008

Powered by: BLOGFA|designer: TakTemp.com