تبليغاتX
سرای کورش و داریوش... ایران سرای کورش و داریوش... ایران

سرای کورش و داریوش... ایران

صفحه ی اصلی- تماس با ما - فرم تماس با ما

عكس تصادفي





Powered by WebGozar

موضوعات

پولهاي قديمي تاريخ صنعت هاي ايران سلسله هاي چين پادشاهان ايراني تاریخ سینما تاریخ علم تاریخ باستان تاریخ ایران مصر باستان تاریخ کلاسیک المان تاریخ شهر های ایران جشن های ایران باستان اسطوره های تاریخی بزرگان علم و پژوهش جنگ های ایرانیان بزرگان موسیقی نامهای اصیل ایرانی گالری عکسهای تاریخی خواندنی های جالب تاریخ روزشمار تاریخ مطالب متفرقه از تاریخ منبع سایت امريكا لينكستان(جديد و بهترين) ضرب المثل ها اخبار داخلي ايران(جديد) دانلود و معرفی کتاب معرفي كتاب مکان های باستانی و قدیمی زرتشت تاريخ كشور هاي جهان تاريخ كشور هاي خاورميانه پادشاهان افقانستان تاریخ نگاران تاریخ کلی اروپا امكانات فراوان وبلاگ بزرگان صورتگری ایران مشکلات و سالهای 1000 تا 1387 ارتش از ...تا ... زنان واپسین خبر ها معماری رجال سیاسی ایران خلیج فارس تبلیغات تاریخ تهران شخصیت های معروف نجوم<جدید> اولین ها (جدید) نقشه کامل ایران ِشعر های کاربران سلسله های ایران ایا میدانید؟ متفرقه history europ

لینک دوستان

ارسال ایمیل و نظرات به مدیر سایت
سراي كورش و داريوش...ايران
فتوبلاگ تخصصی وبلاگ
دامنه وبلاگ1
دامنه وبلاگ 2
نقشه انلاین
وبلاگ سرای کورش و داریوش...ایران 2
عضویت در وبلاگ
دانلود تولبار اختصاصی وبلاگ
شاهانه
سایت سرای کورش و داریوش...ایران
وطن پرست
بخش خاندان بزرگ نقی گنجی
سرزمین جاوید من
دانلود تولبار سرای کورش و داریوش...ایران
سدره
جاوید ایران
بهترین سایت شعر و شاعران
اهنگسازان.صدای اهورا
عكس هاي جنجالي
زیبا ترین قالب های وبلاگ
بزرگترین لینک باکس ايرانيان
هاست و دامين

آرشيو

آبان 1388
مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386

نويسنده

نوید نقی گنجی

آمار سايت

»
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin

اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن ! به مدير وبلاگ ايميل بزنيد ! ذخيره كردن صفحه! اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها! لينک RSS
site map site map ror html site map
Add to Technorati

لوگوي دوستان

كد جاوا


تبليغات


محل قرار گيري تبليغات رايگان شما..... www.melaak.com......

ببینید===============...

نويسنده : نوید نقی گنجی

سلام بر شما بازدیدکنندگان عزیز  :

۱.از این پس می توانید با ارسال مقاله خود به ایمیل های :

navidganjii@yahoo.com

navidganjii@gmail.com

مقاله مورد نظر خود را در وبلاگ سرای کورش و داریوش...ایران قرار دهید.


۲.از این پس میتوانید با فرستادن ایدی و پسورد مورد نظرتان به صورت نظر خصوصی در وبلاگ به عنوان نویسنده مشغول به کار شوید .


۳. بازدیدکنندگان عزیز  میتوانید با فرستادن کمک های مالی خود مرا (نوید نقی گنجی) در ساختن سایت بزرگ مرجع شهر بزرگ که البته دامنه و هاست ان را خریده ام با نام  www.big-city1.com  یاری فرمایید . این سایت هم پشتوانه مالی خوبی برای شما خواهید بود هم شهرت شما را بالا میبرد من تنها برای طراحی این سایت نیاز به کمک های مالی شما دارم اگر مرا در این امر یاری کنید ممنون میشوم/


هر هموطنی که مایل به کمک مالی به من بود و یا مایل به همکاری در طراحی سایت با شماره ۰۹۳۵۵۲۸۹۶۰۸ تماس بگیرد یا به ادرس های زیر ایمیل بفرستد :

navidganjii@yahoo.com

navidganjii@gmail.com

تا شرایط را برای انها عنوان کنم یا شماره حساب را به انها بدهم (مبلغ کمک به عهده خود شماست )


متشکرم=  نوید نقی گنجی  =۰۹۳۵۵۲۸۹۶۰۸ 

لينک ثابت |سه شنبه 31 اردیبهشت1387| موضوع: |


آناهیتا

نويسنده : نوید نقی گنجی

آناهیتا:

آناهیتا-فومن

اردوی سوره آناهیتا ایزدبانوی همه ی آب های روی زمین و سرچشمه ی اقیانوس کیهانی است .او برگردونه ای سوار است که چهار اسب آن را می کشند : باد ، باران ، ابر و تگرگ . وی سرچشمه ی زندگی است و به همین دلیل جنگجویان در نبرد ، زنده ماندن و پیروزی را از او طلب می کنند .نزول او بر زمین چنین توصیف شده :

ای زرتشت ! اردوی سوره ناهید از آن (کره) ستارگان به سوی زمین آفریده ی اهورا فرود آمد ، و این چنین گفت اردوی سوره ناهید . ( یشت 5 ،88)

هنگامی که زردشت از او می پرسد آئین پرستیدن او چگونه است ، ایزد بانو پاسخ می دهد :

آن گاه گفت اردوی سوره ناهید ، به راستی که ای سپنتمان پاک ، ! با این ستایش مراسم مرا بجای آر .از هنگام برآمدن خورشید تا به وقت فرو رفتن خورشید از این زور (آب مقدس) من تو توانی نوشید ( و نیز) آتربانانی که از پرستش و پاسخ آگاه اند و خردمند آزموده ای که کلام مقدس در او حلول کرده باشد (یشت 5 ، 91)

در یک توصیف زنده و جاندار اردوی سوره آناهیتا ، با یک دوشیزه ی زیبا با قدی بلند ، بدنی نیرومند و پاک توصیف شده است : 

خوش اندام ،کمر به میان بسته ، راست بالا ، آزاده نژاد و شریف که یک جبه ی قیمتی پرچین زرین در بر دارد .به راستی همان طوری که در قاعده است برسم(شاخه ی گیاه انار) در دست با یک گوشواره ی زرین جلوه گر است .اردوی سوره آناهیتا بسیار شریف ، یک طوقی به دور گلوی نازنین خود دارد . او کمربند به میان می بندد تا سینه هایش ترکیب زیبا بگیرد و تا آنکه او مطبوع واقع شود .در بالای سر اردوی سوره ناهید تاجی با صد ستاره گذارده .یک تاج زرین هشت گوشه به سان چرخ ساخته شده با نوارها زینت یافته. زیبای خوب ساخته شده که از آن چنبری پیش آمده است .(یشت 5 ، 8-126)

در اوستا ، قهرمانان و ضد قهرمانان به یکسان آناهیتا را می ستایند .به درگاه او نیایش می کنند و قربانی به حضورش تقدیم می دارند .اهمیت این ایزد بانو را به بهترین وجه می توان در کشاکش میان خیر و شر و رویارویی میان پادشاهان و فرمانروایان توران –شمال شرقی ایران – مشاهده نمود .

لينک ثابت |سه شنبه 31 اردیبهشت1387| موضوع: اسطوره های تاریخی |


مزیت های جدید وبلاگ..........

نويسنده : نوید نقی گنجی

سلام بر شما بازدید کنندگان عزیز من نوید نقی گنجی مدیر وبلاگ سرای کورش و داریوش...ایران هستم والبته زیر مجموعه های این وبلاگ که در بخش پیوند های وبلاگ مشخص است  شما بازدیدکنندگان عزیز از این به بعد اختیاراتی خواهید داشت ( البته با عضویت در وبلاگ ==برای عضویت به روی لینک  عضویت کلیک کنید ) که ان اختیارات به این شرح است :

۱.فرستادن شعری که خودتان گفته اید به وبلاگ

۲.فرستادن مطالب دلخواه به وبلاگ برای نمایش دادن در وبلاگ

۳.فرستادن عکس و فیلم و نمایش ان در موضوع مربوط به خود

۴.درست شدن یک صفحه خصوصی برای شما در وبلاگ

۵.تمام کاراکتر های دلخواهتان در وبلاگ نمایش داده می شود

و بسیار ی از مزیت های دیگر ........

البته برای دستیابی به این مزیت های باید ابتدا در وبلاگ عضو شوید و بعد مطالب و فایل ها و .... را به وسیله ی ارسال نامه به مدیر به مدیر وبلاگ ارسال کنید و پس از حد اکثر ۲۴ ساعت در وبلاگ نمایش داده میشود یا درخواستتان انجام خواهد گرفت.

 

متشکرم نوید نقی گنجی  (مدیر وبلاگ سرای کورش و داریوش...ایران)

 

لينک ثابت |شنبه 28 اردیبهشت1387| موضوع: |


پهلوی ها

نويسنده : نوید نقی گنجی

رضا شاه

محمدرضا شاه

 

انتظار ملت از انقلاب مشروطيت (1284 ه.ش.) استقلال ، آزادي و استقرار حکومت مشروط بود كه از نخستين ماههاي پس از صدور فرمان مشروطيت و گشايش مجلس شوراي ملي و به ويژه گفتگو بر سر متمم قانون اساسي به ياس و ناكامي انجاميد. نزديك دو سياست شوم روس و انگليس پس از يك قرن رقابت، موجب انعقاد قراردادهاي 1286 ه.ش. (1907 م.) و 1294 ه.ش. (1915 م.) در تقسيم ايران به مناطق نفوذ به منظور جلوگيري از حضور كشورهاي ديگر بود. در جنگ بين الملل اول (1918 – 1914 م.) با نقض بي طرفي ايران، قسمتهاي از كشور در اشغال قواي متخاصم قرار گرفت و صحنه جنگ روس و انگليس و عثماني شد. عدم كارآيي دولتها  و سقوط پي در پي آنها، ناامني، صدمات و خسارات جنگ، نهضتهايي را در گوشه و كنار مملكت به همراه داشت تا آنجا كه احتمال تجزيه كشور مي رفت .  

سقوط رژيم روسيه تزاري كه حمايت از سلاطين قاجار را عهده دار بود و جايگريني بلشويكها كه فرياد رهايي سر مي دادند، انگليس را به تلاشي مضاعف وادار ساخت تا هم منطقه را در مقابل خطر انقلاب شوروي حفظ كند و هم جاي رقيب سابق را بگيرد و امتيازات نفتي را همچنان در دست داشته باشد .

قرارداد وثوق الدوله – كاكس، كه ايران را در وضع تحت الحمايگي قرارمي داد،‌ در سال 1298 ه.ش. (1919 م.) به امضاء رسيد و اين امر از ورود ايران به كنفرانس صلح ورساي جلوگيري كرد. با نظر ژنرال آيرون سايد انگليسي استاروسلسكي فرمانده روسي قزاق كنار گذاشته شد و سردار همايون، فرماندهي كل قزاق را در اختيار گرفت. موج خروشان اعتراض بر ضد قرارداد 1919 م. در داخل و خارج كشور و عدم پذيرش صريح آن از جانب احمدشاه،‌ انگليس را به تغيير سياست در مورد ايران وادار ساخت. تشكيل حكومتي قدرتمند لازم بود كه از پيشرفت ارتش سرخ، كه تا گيلان آمده بود، جلوگيري كند، كه براي دارندگان امتياز نفت مضر بود. و در عين حال نمودار تحقق آمال و خواسته هاي ملت باشد. مذاكرات آيرون سايد با رضاخان و سيدضياء الدين در قزوين سرنوشت ساز بود. رضاخان بر ديگر كانديداها سبقت گرفت و مجري كودتاي سوم اسفند 1299 ه.ش. شد. رضا خان ميرپنج فرزند عباسقلي خان سواد كوهي معروف به داداش بيك در 1256 شمسي در قريه آلاشت تولد يافته و در 22 سالگي به نيروي قزاق پيوسته و در طي بيست سال مراحل نظامي را تا فرماندهي هنگ قزاقخانه ( آترياد ) همدان طي كرده بود و قرار شد براريكه قدرت مستقر گردد. به احمد شاه جوان آخرين شاه از سلسله قاجار هم اطمينان داده شد كه از جانب كودتا خطري او را تهديد نمي كند و در عين حال وادار گرديد كه فرمان رياست وزرايي سيد صياء الدين را امضاء كند و عنوان سردار سپه را به رضاخان اعطا نمايد .

به دنبال كودتا كه در روز دوشنبه سوم اسفند ماه ( حوت ) نيمه شب انجام شد، پايتخت را تسخير كردند و با ايجاد سروصدا و تير اندازي بي مورد و زد و خوردهايي نه چندان جدي، كودتاگران توانستند در مردم وحشت و اضطراب ايجاد كنند و فرداي آن روز جمع زيادي از رجال و دولتمرادن گذشته بازداشت شدند و اقداماتي در جلب نظر مردم صورت گرفت .

سيدضياءالدين طباطبايي به منظور عوام فريبي و كسب و جاهت سياسي، قرارداد 1919 م. را كه به همت دلير مرداني همچون آيت الله مدرس عملا كارايي خود را از دست داده بود لغو كرد و انگلستان نيز براي اغفال مردم ايران، لغو اين قرارداد را با خشنودي پذيرفت تا كابينه مورد نظر كابينه اي ملي و ضد انگليسي معرفي شود .

عهد نامه مودت ايران و شوروي كه متضمن انصراف از امتيازات تزارها بود، امضاء گرديد (7 اسفند 1299 ه.ش.). اندكي بعد سردار سپه به جاي مسعود كيهان وزير جنگ شد و همكار خود سيد ضياء را در مبارزه قدرت تبعيد فرستاد. رضا خان تا 26 خرداد 1302 ه.ش. با حضور در كابينه هاي قوام، مشير الدوله و مستوفي الممالك با عنوان وزير جنگ تصميم گيرنده اصلي بود .

وي با ادغام ديويزيون قزاق، ژاندارمري دولتي، بريگاد مركزي و ساير قواي پراكنده نظامي پليس جنوب (SPR)، ارتش متحدالشكلي را پايه گذاشت كه فقط مجري دستورهاي وزير جنگ بود و در همين زمان به پاره اي از نهضت ها از جمله نهضت جنگل و قيام كلنل پسيان پايان داده شد .

نهضت جنگل بر پايه ظلم ستيزي و آرمان خواهي و تفكر ديني توسط ميرزا كوچك جنگلي در شمال كشور شكل گرفت و در مقطع كوتاهي توانست در مقابل قواي بيگانه ( روس و انگليس ) ايستادگي كند . پس از پيروزي بلشويكها و سرنگوني حكومت روسيه تزاري،‌ گر چه اين نهضت در مقطع بسيار كوتاهي مورد حمايت بلشويكها قرار گرفت، ولي با چرخش سياست خارجي شوروي مبني بر اعلام سياست سازش با دولتها و انصراف از سياست حمايت انقلاب جهاني (در هشتمين كنگره حزب كمونيست) ميرزا كوچك جنگلي قرباني توافقات بين المللي شد و قواي رضا خان توانست باقيمانده نيروهاي او را هم متلاشي كند. رضا خان سردار سپه در خرداد 1302 ه.ش. فرمان نخست وزيري را از احمد شاه گرفت و موجبات سفر سوم او را به اروپا فراهم ساخت ( 10 آبان 1302 ه.ش. ).

قتل ماژورايمبري، كنسول ايالات متحده آمريكا در تهران، علاقه اين كشور را به حضور در منطقه  تا مدتي به تاخير انداخت و بهانه اي به دست سردار سپه داد تا حكومت نظامي برقرار سازد ( تير 1303 ه.ش. ).

استيضاح اقليت مجلس كه روند فعاليت رئيس الوزراء را بر خلاف اصول قانون مشروطيت مي دانست، به جاي بركناري رضاخان، به تضعيف مجلس منجر شد و رضاخان فرماندهي كل قوا را هم به عهده گرفت (14 بهمن 1303 ه.ش.) و متعاقب سركوب سركشاني چون سميتقو و بر كنار كردن شيخ خزعل از مستند قدرت در خوزستان نفت خيز، قهرمان ملي شد. چرا که در آن ايام پاشيدگي ايران توانست دوباره ايراني يکپارچه سازد. رضا خان براي تصاحب قدرت بيشتر، به فكر تغيير رژيم و احراز مقام رياست وزرايي ارضاء مي شد و نه استعمار انگلستان اين هدف محدود را در ايران دنبال مي كرد. اما چون طرح تغيير سلطنت از قاجاريه به پهلوي در ابتداي نخست وزيري رضاخان ممكن نبود و مقاومت جدي جامعه را در پي داشت، لذا براي آماده كردن افكار عمومي جامعه براي اين تغيير، ‌شعار جمهوري مطرح شد زيرا مقارن همين ايام در تركيه هم رژيم امپراتوري منحل و نظام جمهوري مستقر شده بود. اين امر بهانه خوبي براي طرفداران رضاخان بود كه تبليغات وسيعي به راه بيندازند و خواهان استقرار نظام مشابهي در ايران شوند. براي تغيير، بهترين راه وجود مجلس بود كه مي توانست چنين اقدامي را قانوني جلوه دهد. اين جريان در آغاز انتخابات مجلس پنجم كه سردار سپه با قدرت قشون و وزارت داخله، مجلس شورايي آراسته ترتيب داده بود، به وقوع  پيوست.

طرفداران رضاخان (با نام فراكسيون تجدد)‌ و مخالفان به رهبري مدرس (با نام اقليت) مدتي در كشمكشهاي پارلماني قرار گرفتند و در اين گفتگوها، ارتباط كودتا با قرارداد 1919 ميلادي و رابطه غوغاي جديد جمهوري خواهي با كودتا و نقش افراد دست اندركار به خوبي آشكار گرديد كه در مجلس و جامعه واكنشهايي پديد آورد. مدرس چون ميدانست رضاخان با اعمال نفوذ در انتخابات موفق شده است عده اي از طرفداران خود را به عنوان نماينده به مجلس بفرستد، تصميم گرفت تا با اعتراض به اعتبارنامه آنان، با حضورشان در مجلس مخالفت كند .

پس از واقعه دوم حمل 1303 خورشيدي و تظاهرات مردم در بهارستان به حمايت از مدرس و قشون كشيهاي رضاخان و كشته و مجروح و مصدوم شدن تظاهر كنندگان، ورودي رضا خان به تالار مجلس و رويارويي با نمايندگان برجسته، خاصه مرحوم موتمن الملك رئيس مجلس، هياهوي "جمهوري خواهان" فروكش كرد. رضاخان پس از معذرت خواهي و دستور آزادي محبوسان روزهاي اخير، خود به عموم مردم توصيه كرد كه "‌عنوان جمهوري " را موقوف نمايند. رضا خان چون به دليل مخالفت روحانيان كاري از پيش نبرد، بر آن شد كه به عنوان سلطنت يكه تاز عرصه سياست شود. او پس از يك دوره قهر و آشتي، با رسيدن به " مقام فرماندهي كل قوا " و اجراي برنامه ارسال تلگرامها و طومارها و نامه ها از ولايات به تحكيم ارتش و حاكمان و واليان، در مخالفت با سلطنت قاجاريه و احمد شاه كه به تحقيق پايگاه مردمي و تاريخي و سياسي خود را از دست داده بود، شرايطي پديد آورد كه مـجـلـس دوره پـنـجـم در جلسه 9 آبانماه 1304 ه.ش. ماده واحده اي را با مضمون " مجلس شوراي ملي به نام سعادت ملت ، انقراض سلطنت قاجاريه را اعلام نموده و حكومت موقتي را حدود قانون اساسي و قوانين موضوعه مملكتي به شخص آقاي رضاخان پهلوي واگذار مي نمايد، تعيين تكليف حكومت قطعي موكول به نظر مجلس موسسان است كه به تغيير مواد 36، 37، 38، 40 متمم قانون اساسي تشكيل مي شود، با اكثريت 80 راي از 85 نفر نمايندگان حاضر تصويب نمود. ده روز پس از خلع احمدشاه از سلطنت، سفير انگلستان نزد رضاخان رفت و طي يادشتي از سوي دولت انگلستان، حكومت وي را به رسميت شناخت و فرداي همان روز نيز سفير شوروي به رسميت شناختن حكومت او را توسط دولت متبوعش اعلام كرد. مجلس موسسان در 5 آذر 1304 ه.ش. با تعداد نمايندگاني سه برابر مجلس شورا با رياست ميرزا صادق خان مستشار الدوله تشكيل شد و طي پنج جلسه با تغيير اصول ياد شده، رضاخان را به سلطنت برگزيد و سلطنت را در خاندان او موروثي نمود. شاه جديد در 4 ارديبهشت 1305 ه.ش. تاجگذاري كرد.

برخورد زمامداي روسيه با رضاخان ، براساس تحليل ماركسيستي آنان از پايگاه اجتماعي وي استوار بود . آنان رضا خان را به عنوان عامل توانمند "بورژوازي ملي"‌در برابر "فئوداليسم پوسيده سنتي" تلقي مي كردند و معتقد بودند كه وي ايران را از حالت نيمه فئودالي خارج و با ملاكين و زمينداران بزرگ و روحانيان مبارزه خواهد كرد، لذا به حمايت از او برخاستند .

بر اساس همين تحليل نمايندگان سوسياليست كه در مجلس پنجم شركت داشتند و همواره از روسها تبعيت مي كردند. سليمان ميرزا و پانزده نفر از نمايندگان چپ به هنگام طرح تغيير سلطنت، به پادشاهي رضاخان راي مثبت دادند و به اين ترتيب در ايجاد حکومت پهلوي سهيم شدند. رضا خان كه با تظاهر به رعايت مذهب و پذيرش نظرات روحانيان و اظهار علاقه مندي به احكام دين و حمايت بخشي از روحانيان كه سقوط سلطنت قاجار و استقرار نظم جديد را به نفع جامعه مي دانستند، به قدرت رسيده بود از آغاز سلطنت، سياستي مخالف در پيش گرفت، چنان كه مقارن دوره ششم مجلس در مسئله نظام وظيفه با روحانيان روشي مخالفت آميز آغاز كرد و اين روش اجتماع علما را در قم به عنوان اعتراض پيش آورد .

تبديل محاضر شرع به محاضر رسمي، روحانيان را از امور جاري بازداشت. تفكيك دين از سياست به صورت يك اصل در آمد و موقوفات در اختيار دولت قرار گرفت. در مسئله تغيير لباس و كشف حجاب و اسلام زدايي تا آنجا پيش رفت كه فاجعه مسجد گوهر شاد و کشتار عمومي پيش آمد (1314 ه.ش.). رضاخان به روحانيان دستور داد كه آنان نيز لباسهاي مخصوص خود را كنار بگذارند و از دخالت در امور اجتماعي جداً احتراز كنند .

مجلس شوراي ملي از دوره ششم تا دوازدهم با نظم خاصي ادامه يافت و تبديل به مركز منتخبين رضاخان شد. آخرين اقليت مجلس مربوط به دوره هفتم است. محمد علي فروغي، ‌ميرزا حسن خان مستوفي الممالك، مهديقلي خان هدايت، محمود جم، ‌احمد متين دفتري، ‌علي (رجبعلي) منصور در دوران سلطنت او ماموريت يافتند تشكيل كابينه دهند .

نظميه رضاشاه با رياست سرهنگ محمد در گاهي شروع شد و بعد از محمد صادق خان كوپال، سالها محمد حسين آيرم اين سمت را بر عهده گرفت و با خشونت و قساوت بسيار و اختيارات فوق العاده نظارت عمومي را به عهده داشت، و در اجراي سياست شاه از همين طريق بسياري از مخالفان و حتي موافقاني كه رضا خان را در رسيدن به قدرت ياري كردند مثل نصرت الدوله، تيمورتاش، سردار اسعد، اسدي، و در گاهي نابود شدند.  از سال 1310 ه.ش. با تفسير قانون اساسي ،‌وزير دادگستري در نقل و انتقال قضات مجاز گرديد.

انگليس كه با امتياز دارسي (1901 م.) نفت را در اختيار داشت، علاقه مند بود كه تمديد قرارداد را  از‌‌ تصويب مجلس بگذراند، لذا در 1310 ه.ش. به يكباره در آمد ناچيز ايران از نفت را به مقدار زيادي كاهش داد. موضوع در جريان مذاكره قرار گرفت اما در 16 آذر 1311 ه.ش. شاه از به نتيجه نرسيدن مذاكرات برآشفت و امتياز نامه دارسي را در آتش سوزاند و دستور داد مجلس لغو امتياز دارسي را اعلام نمايد. اما شركت نفت مقابله را تشديد كرد وتبليغات گسترده اي عليه ايران شروع شد. براي اولين بار در اين دوره به زعم مقابله با انگليس، مردم ابراز خوشوقتي مي كردند. انگليس موضوع را به جامعه ملل ارجاع داد.

با وجود مراقبت دستگاه پليسي، شورويها عناصر كمونيست را تقويت مي كردند تا اينكه در 1308 ه.ش. ژرژ آقاپگف كارمند بازرگاني شوروي در تهران،‌ به سفارت انگليس پناهنده شد. وي اسرار شبكه جاسوسي شوروي در ايران را فاش ساخت و در اين ارتباط اشخاصي دستگير و روابط با شوروي تيره شد و در قوانين،‌ مجازات سنگيني براي فعاليتهاي كمونيستي پيشبيني گرديد. در 1316 ه.ش. شبكه كمونيستي ديگري مركب از 53 ايراني کشف شد كه دكتر اراني در راس آنان بود كه محكوميتهايي پيدا كردند. رضاشاه در 1314 ه.ش. مسافرت يك ماهه اي به تركيه و ملاقات با مصطفي كمال (آتاترك) رئيس جمهور آن كشور را داشت و تحت تاثير تحولات تركيه قرار گرفت. در بازگشت روند حركت به سوي غرب را تشديد نمود. در اوايل سلطنت رضاخان كاپيتولاسيون لغو گرديد و ارتباط با كشورها گسترش يافت و اختلافات مرزي با همسايگان، به طريق مختلف مرتفع شد. بارها بر حق حاكميت ايران نسبت به بحرين تاكيد شد بدون اينكه اقدام جدي و عملي، ‌كه مستلزم مقابله با انگليس باشد، ‌صورت پذيرد. قرارداد تعيين خط سر حدي ايران و تركيه با انضمام آرارات شرقي به خاك تركيه منعقد شد (1311 ه.ش.). قانون تعيين حدود آبهاي ساحلي و منطقه نظارت دولت در دريا تصويب گرديد ( 1313 ه.ش. ). با افغانستان بر اساس نظري كه 45 سال قبل از آن ژنرال ماكلين و كلنل ماكماهون انگليسي داده بودند،‌ كه مستلزم چشم پوشي از بخش وسيعي از خراسان و بلوچستان و سيستان بود، ‌با راي حكميت دولت تركيه، قرارداد تعيين حدود امضاء شد (1314 ه.ش.) و بالاخره در جهت هماهنگي سياست در منطقه پيمان دوستي و عدم تجاوز بين ايران و تركيه و افغانستان و عراق در كاخ سعد آباد به امضاء رسيد ( 1316 ه.ش. ). در مورد رود هيرمند هم در 1318 ه.ش. قراردادي با افغانستان به امضاء رسيد .

روابط سياسي و اقتصادي با آلمان كه از مدتها قبل شروع شده بود، پس از نمايان شدن آثار جنگ جهاني اول گسترش بيشتري يافت.

احداث بسياري از ساختمانها و تاسيسات كشور و از جمله راه آهن به وسيله كارشناسان آلماني انجام مي گرفت.  تاسيس دانشگاه تهران و گسترش مراكز آموزشي و اعزام محصل به خارج و تصويب قوانين غالبا مربوط به اين دوره است. پس از به قدرت رسيدن حزب ناسيونال سوسياليست هيتلري (1933 م.) با شروع جنگ، انگليسيها مانع حمل كالاي آلمان از راه دريا به ايران شدند. آلمان راه شوروي را انتخاب كرد. سياست بريتانيا قطع رابطه با دولت هيتلري بود اما رضاخان تعلل نشان داد .

در اول تير 1320 ه.ش. آلمان خاك شوروي را مورد حمله قرار داد. چرچيل با وجود تمامي دشمني، متحد شوروي شد. مسئله رساندن مهمات به جبهه روسيه فقط از طريق راه آهن ايران حل مي گرديد، اما مشكل اعلام بي طرفي ايران بود. در 27 تير 1320 ه.ش. انگليس و روسيه يادداشتهاي مشابهي به ايران تسليم و از فعاليت آلمانها ابراز نگراني کردند و خواستند كه تعداد آلمانيهاي مقيم ايران را به يك پنجم كاهش دهد. پيغام خصوصي انگليس هم واگذاري راه بود اما از طرف ايران به آن توجه نشد. التيماتوم دو كشور و پيام هيلتر، رضاخان را در وضع بغرنجي قرار داد. وي سياست دفع الوقت را در پيش گرفت . در سحر گاه سوم شهريور 1320 ه.ش. ايران از شمال و جنوب مورد تجاوز قرار گرفت. ارتشي كه تمام هم رضاخان صرف آن شده بود،‌ به هنگام ورود قواي بيگانه توان مقاومت نداشت و از جانب ملت هم مورد حمايت قرار نگرفت و از هم پاشيد .

رضا خان ناچار به فروغي متوسل شد كه سالها او را كنار گذاشته بود. روسها شديدا با بودن رضاخان مخالف بودند حتي سخن از بازگشت قاجاريه و تغيير رژيم از سلطنت به جمهوري پيش آمد. اما ظاهرا با مهارت و سوابق فراماسونري فروغي اين مسئله منتفي شد و قرار شد رضاشاه از سلطنت كناره گيري کند (تنها راه چاره در آن موقعيت استعفاء، به منظور جلوگيري از فرپاشي ايران و تقسيم آن، بود) و پسرش محمدرضا به سلطنت برسد و به اين طريق نفوذ سياست انگليس در هيئت حاكمه ايران همچنان باقي ماند. رضا شاه با استعفاء از سلطنت به تبعيد رفت .

رضا خان در مرداد 1323 ه.ش. در ژوهانسبورگ در گذشت.

لينک ثابت |شنبه 28 اردیبهشت1387| موضوع: پادشاهان ايراني |


آداب و سنن حمامها در ايران

نويسنده : نوید نقی گنجی

آداب و سنن حمامها در ايران

سابقاً در همه جاي ايران حمام عمومي وجود داشت و اهالي محل اقلاً هفته اي يک بار به منظور نظافت به حمام مي رفتند. با اين تفاوت که مردان قبل از طلوع آفتاب تا ساعت هشت صبح حمام مي گرفتند و از آن ساعت تا ظهر و حتي چند ساعت بعد از ظهر حمام در اختيار زنان بود. امروز هم حمام عمومي در غالب نقاط ايران وجود دارد، منتها فرقش با حمامهاي قديم اين است که در حمامهاي قديم از خزينه استفاده مي شد؛ ولي در حمامهاي عمومي جديد دوشتهاي متعدد جاي خزينه را که به هيچ وجه منطبق با اصول بهداشتي نبود گرفته است. در حمامهاي عمومي خزينه دار که امروزه در ايران کمتر وجود دارد سنن و آدابي را از قديم رعايت مي کردند که بعضاً جنبه ضرب المثل پيدا کرده است.

يکي از آن آداب اين بود که هر کس وارد حمام مي شد، براي اظهار ادب و تواضع نسبت به افراد بزرگتر که در صحن حمام نشسته، مشغول کيسه کشي و صابون زدن بودند، يک سطل يا طاس بزرگ آب گرم از خزينه حمام بر ميداشت و بر سر آن بزرگتر مي ريخت. البته اين عمل به تعداد افراد بزرگ و قابل احترام که در صحن حمام نشسته بودند تکرار مي شد. و تازه وارد وظيفه خود مي دانست که بر سر يکايک آنان با رعايت تقدم و تأخر آب گرم بريزد. بسا اتفاق مي افتاد که يک يا چند نفر از آن اشخاص مورد احترام در حال کيسه کشيدن و يا صابون زدن بودند و احتياجي نبود که آب گرم به سر و بدن آنها ريخته شود، مع ذالک اين عوامل مانع از اداي احترام نمي شد و کوچکترها به محض ورود به صحن حمام خود را موظف مي دانستند که يک طاس آب گرم بر سر و بدن آنها بريزند و بدن وسيله عرض خلوص و ادب کنند.

از آداب ديگر در حمام عمومي خزينه دار قديم اين بود که اگر تازه وارد کسي از آشنايان و بستگان نزديک و بزرگتر از خود را در صحن حمام مي ديد، فوراً به خدمتش مي رفت و به منظور اظهار ادب و احترام او را مشت و مال مي داد يا اينکه ليف صابون را به زور و اصرار از دستش مي گرفت و پشتش را صابون مي زد.

سنت ديگر اين بود که هر کس وارد خزينه حمام مي شد به افرادي که شست و شو مي کردند سلام مي کرد و ضمناً در همان پله اول خزينه دو دست را زير آب کرده، کمي از آب خزينه بر مي داشت و به يکايک افراد حاضر از آن آب حمام تعارف مي کرد. براي تازه وارد مهم و مطرح نبود که افراد داخل خزينه از آشنايان هستند يا بيگانه، به همه از آب مفت و مجاني تعارف مي کرد و مخصوصاً نسبت به افراد بيگانه بيشتر اظهار علاقه و محبت مي کرد زيرا آشنا در هر حال آشناست، و دوست و آشنا احتياج به تعارف ندارند. در هر صورت اين رسم از قديمترين ايام يعني از زماني که حمام خزينه به جاي آب چشمه و رودخانه در امر نظافت و پاکيزگي مورد استفاده قرار گرفت، معمول گرديد.

بي فايده نيست که اطلاعات زير درباره حمامهاي قديم و آداب حمام رفتن، از نوشته شادروان علي جواهر کلام نقل شود:

«در عهد قاجاريه حمام رفتن در فصل زمستان کار دشواري بود و غالب مردم اواخر پاييز حمام مي رفتند و تا شب عيد رنگ حمام را نمي ديدند. اين وضع منحصر به ايران نبود، فرنگيها هم تا پيش از جنگهاي صليبي اصلاً اطلاعي از حمام نداشتند و همين که ايام جنگهاي صليبي به شرق آمدند با حمام آشنا شدند. مع ذالک باز هم تا مدتي بعد از آن حمام نرفتن در فرنگستان مد بود و مشهور است که يکي از ملکه هاي فرانسه هميشه افتخار مي کرد که پنجسال است به حمام نرفته است. 

حمامهاي قديم معمولاً چند متر از سطح کوچه و بازار پايينتر بود؛ چون اگر غير از اين مي بود آب به خزانه سوار نميشد. سر در حمام شکل ديو و رستم و يا شيطان و مالک دوزخ را نقاشي مي کردند و هنوز هم بنده فلسفه آن را نفهميده ام که نقش شيطان و ديو و رستم، با سر در حمام، چه مناسبت دارد. در هر صورت چندين پله پايين مي رفتيم تا به سر بنه يا رختکن مي رسيديم. "بينه" يک حياط سرپوشيده اي بود که وسط آن حوض بزرگي قرار داشت. اطراف بينه سکوهاي بلندي ديده مي شد که در آنجا رخت مي کندند. استاد حمامي در کنار يکي از آن سکوها يا بالاي يکي از سکوها مي نشست و جعبه دخل را هم بغل دستش مي گذاشت. از سقف بينه چراغ بزرگ گرد سوز و گاهي هم چهلچراغ تا بالاي حوض آويخته بود. دور تا دور سکوهاي رختکن تير مي گذاشتند و به آن تيرها گويهاي شيشه اي رنگارنگ مي آويختند. يک تغار (کاسه بزرگ سفالين) محتوي آلو و آب آلو روي چهارپايه نزديک حوض بود و چندين کاسه کوچک با قاشقهاي چوبي پهلوي تغار مي گذاشتند. در ايام زمستان به جاي آب آلو، لبو و آب لبو را با کمي سرکه توي تغار مي ريختند. علاوه بر استاد حمامي يک نفر به نام "جامه دار" يک نفر به اسم "مشت و مالچي" و يک نفر هم به عنوان "پادو" در سر بينه حضور داشتند و تا مشتري وارد مي شد، پادو کفش مشتري را زير سکو مي گذاشت و يک لنگ خشک روي سکو پهن مي کرد. مشتري که لخت مي شد، پادو يک لنگ ديگر به او مي داد. مشتري آن لنگ دوم را به کمر مي بست. لباسهايش را توي آن لنگ اول مي پيچيد و از سکو پايين مي آمد. از دالان تاريکي مي گذشت، و در صحن حمام را مي گشود و توي حمام مي رفت. در اينجا چند شاه نشين و چند ايوان و چند طاق نما و يک حوض کوچک آب سرد بود و کارگران داخل حمام عبارت بودند از چند دلاک و يک پادو، آبگير و دو سه پادو....»

اين نکته جالب هم ناگفته نماند که ايرانيان تا عصر قاجاريه توي خزانه حمام نمي رفتند، زيرا به گفته مورخ معاصر شادوران رحيم زاده صفوي همه حمامهاي ايران، درهايش بسته بود و يک روزنه به نام آخور مي ساختند که به خزانه متصل بود و از آنجا آب برداشته خود را مي شستند. در آن زمان مردم توي خزانه نمي رفتند و درهاي خزانه ها فقط قرن گذشته باز شد و موجب کثافت گرمابه ها گشت.

لينک ثابت |شنبه 28 اردیبهشت1387| موضوع: مطالب متفرقه از تاریخ |


تاریخ فشرده تهران

نويسنده : نوید نقی گنجی

تاریخ فشرده تهران

261ه.ق. اولين خبر ثبت شده  در مورد تهران مربوط است به شخصی به نام ابو عبدالله محمدابن حامد (حماد)حافظ تهرانی رازی، جهانگرد و محقق که اهل تهران ری بوده و در این سال درگذشته است.

 331ه.ق. تهران دارای باغهای فراوان و میوه آن بسیار متنوع و مردم قریه بیشتر اوقات در زیر زمین زندگی می کنند.

620ه.ق. تهران قریه بزرگی است دارای دوازده محله که در زیر زمین ساخته شده و داخل آن علاوه بر هزارها خانه، هزاران غار و زاغه و سرداب وجود دارد و باغهای انبوهی پیرامون آن را فرا گرفته است.

 961ه.ق. شاه طهماسب اول صفوی تهران را به علت وجود آبهای گوارا و باغهای فراوان و شکارگاه های مناسب اطراف شهر دوست می داشت و دستور داد پیرامون شهر را باروی مستحکمی بکشند و بناهای تازه و کاروانسراها و برجهای محکم در آن بنا کنند. حصار شهر از چهار دروازه و 114 برج به تعداد سوره های قرآن تشکیل می یافت و مصالح آن از معادنی تامین کردند که بعدها به چال میدان و چال حصار موسوم گردید. طول بارو تقریبا شش هزار قدم به شرح زیر بود:

از سوی جنوب حدود خیابان مولوی فعلی، از طرف شرق خیابان ری فعلی،از سوی غرب خیابان وحدت اسلامی فعلی و از طرف شمال خیابانهای امیرکبیر وامام خمینی فعلی. محوطه ارک در وسط شمالی و حصار جداگانه ای داشت. دروازه های تهران عبارت بودند از: 1- دروازه حضرت عبدالعظیم یا دروازه اصفهان که در شمال خیابان مولوی و در ابتدای بازار دروازه یا بازار حضرتی قرار داشت. 2- دروازه دولاب که در مدخل بازارچه نایب السلطنه در خیابان ری فعلی قرار داشت. 3- دروازه شمیران در مدخل پامنار بود. 4- دروازه قزوين در مدخل بازارچه قوام الدوله در میدان وحدت اسلامی فعلی قرار داشت.

نهران در آن زمان دارای چهار محله اصلی به نامهای : محله عودلاجان، محله سنگلج، محله بازار و محله چال میدان بود. محله های دیگر عبارت بودند از: سرچشمه، شیرازی ها، پامنار، ارامنه، یهودیان، حیات شاهی، قاطرچی ها، سرقبر آقا، دروازه نو، باغ خسرو خان، قمی ها، باغ امین، باغ پسته بیک، عرب ها.

خانه های زیرزمینی در محله های حمام چال و مدرسه چال (بازار) و چال زنبورک خانه (شمال مولوی) بنا شده بود. از بناهای مهم دوره شاه طهماسب اول می توان حمام خانم، تکیه و مدرسه خانم را نام برد. تکیه و حمام به دست افغان ها ویران شد اما مدرسه به نام فرهنگ هنوز باقی است.

998ه.ق. شاه عباس اول دستور داد باغ بزرگی به نام چهارباغ و چنارستانی در تهران احداث گردد و ساختمانی برای سکونت موقت خاندان سلطنتی بنا کنند و نام ارک بر آن نهادند. چنارهای آن دوره به نام چنارهای شاه عباسی معروف است.

1038ه.ق. حدود این سالها نخستین کاخ مهم به دستور شاه سلیمان صفوی در تهران بنا شد.

1141ه.ق. تهران در اثر حمله افغان ها ویران شد و باغها و تاکستانها از بین رفت و بسیاری از اهالی و بزرگان شهر کشته شدند.افغان ها براي جلوگيري از حمله مردم. بر روي خندق شمالي ارگ پلي بستند و در جلو آن دروازه اي به نام دروازه ارگ ساختند كه بعدها به نام دروازه دولت معروف شد.

1154ه.ق. نادر شاه افشار اداره شهر را به فرزند ارشدش رضاقلی میرزا سپرد.

1172ه.ق کریمخان زند دستور داد عمارت ایوانی بزرگی همراه با یک حرمخانه در آنجا بنا کنند و برج و باروی ارک را تجدید ساختمان نمایند. امروزه عمارت خلوت کریمخانی در کاخ گلستان هنوز پا برجاست. حدود ارک تهران در زمان کریمخان در شمال: میدان امام خمینی(ميدان توپخانه- سپه)، در شرق: خیابان ناصر خسرو(ناصريه)، در جنوب: خیابان 15 خرداد(خيابان جباخانه-بوذرجمهري)، در غرب: خیابان خیام(خيابان جليل آباد) بوده است.

1200ه.ق. آغا محمد خان قاجار، تهران را پایتخت خود قرار داد و در سال 1209ه.ق. رسما در تهران تاجگذاری کرد و از این پس تهران به دارالخلافه موسوم گردید. عمارت تخت مرمر به دستور آغا محمد خان قاجار ساخته شد.

1212ه.ق. باباخان در سن 26 سالگی به نام فتحعلیشاه قاجار رسما تاج کیانی را بر سر گذاشت.

1218ه.ق. شاهزاده حسنعلی میرزا شجاع السلطنه ششمین پسر فتحعلیشاه در حالی که بیش از 15 سال نداشت از سوی پدر به حکومت تهران منسوب شد.

1222ه.ق. به دستور فتحعلیشاه قاجار، محلات و بناهای جدیدی در تهران ساخته شد. این بناها عبارتند از: مسجد شاه يا مسجد سلطاني (امام خمینی)، مسجد سید عزیزالله، مدرسه خان مروی یا مدرسه فخریه، قصر قاجار، عمارت و باغ نگارستان، قصر و باغ لاله زار، تالار الماس یا برلیان در کاخ گلستان فعلی، کاخ نیاوران، برج نوشین یا نوش ( محل آن در خیابان سوم اسفند بود که اکنون وجود ندارد)، عمارت بادگیر در کاخ گلستان، باغشاه، تخت طاووس، کلیسای طاطاوس.

طول باروی شهر 5/7 کیلومتر بوده است. تهران همچنین دارای 150 حمام و 150 کاروانسرا و جمعیت شهر 50000 نفر تخمین زده می شد.

1250ه.ق. جلوس محمد شاه قاجار بر تخت طاووس.

1253ه.ق. اولین روزنامه در تهران منتشر شد. این روزنامه با چاپ سنگی به قطع یک ورق بزرگ از کاغذ خانبالیغ چاپ می شد.

1255ه.ق. در زمان محمد شاه قاجار محله عباس آباد ( جنوب بازار)، ساختمان عباس آباد در شمال تهران، محله محمدیه ( میدان پاتقاپوق یا اعدام)، باغ داوودیه، مسجد جامع، بازار بین الحرمین احداث شد. بناي عمارت خروجي در ارگ به دستور محمدشاه قاجار آغاز گرديد.

دو دروازه دیگر به نامهای دروازه ارک یا دروازه دولت در شمال ، و دروازه محمدیه یا دروازه نو در جنوب به چهار دروازه قبلی اضافه شد. .

1259ه.ق. به دلیل افزایش جمعیت و توسعه شهر، به فرمان محمد شاه قاجار انتقال آب رودخانه کرج به تهران برای رفع کم آبی صورت گرفت.

1262ه.ق. شیوع وبا در تهران.

1264ه.ق. جلوس ناصرالدین شاه بر تخت.

1267ه.ق. به دستور امیرکبیر مدرسه دارلفنون در تهران تأسیس گردید. در این سال روزنامه وقایع اتفاقیه در تهران منتشر شد. سبزه ميدان در جنوب ارگ از حالت كثيف سابق خارج و به دستور اميركبير تغيرات اساسي در آن داده شد.

1268ه.ق. مرگ امیرکبیر.

1268ه.ق. برای اولین بار استفاده از کالسگه در تهران رایج شد. اولین مریضخانه دولتی نیز تأسیس شد.

1269ه.ق. قدیمیی ترین نقشه تهران توسط برزین ( Berezin ) خاور شناس روسی تهیه شد و در سن پیترزبورک به چاپ رسید.

1273ه.ق. وبا در تهران. 1274ه.ق. ایجاد تلگرافخانه در دارالخلافه ناصری.

1275ه.ق. توسط گروهی به سرپرستی علی قلی میرزا اعتضادالسلطنه با همکاری سرتیپ کرشیش (کرزیز) اتریشی که معلم توپخانه بود و چند نفر از شاگردان دارالفنون، از شهر تهران نقشه برداری شد.این نقشه در سال 1309 قمری به چاپ رسید. ارک تهران از شمال به خیابان امام خمینی فعلی(خيابان مريضخانه- خيابان سپه)، از جنوب به خیابان 15 خرداد فعلی(خيابان جباخانه- خيابان بوذرجمهري)، از مشرق به خیابان ناصرخسرو، از مغرب به خیابان خیام(خيابان جليل آباد) (از گلوبندک به بالا) بوده است.

1277ه.ق. خشکسالی و بلوای نان در تهران.

1284ه.ق. تا اين سال شهر تهران همچنان در حصار كهن شاه تهماسبي قرار داشت. از اين سال ناصرالدين شاه انديشه گشترش تهران را به مرحله اجرا درآورد. جمعي از معماران ايراني و مهندسان خارجي زير نظر مهندس بهلر فرانسوي طرح توسعه شهر را مهيا ساختند و اجراي آن به عهده ميرزا يوسف خان موستوفي الممالك صدراعظم و ميرزا عيسي وزير دارالخلافه گذاشته شد.      نفشه دیگری توسط مهندس بوهلر فرانسوی و جمعی از مهندسان و معماران برای تهران تهیه شد. 12 دروازه به نامهای: دروازه شمیران ، دروازه یوسف آباد ، دروازه دوشان تپه ، دروازه دولاب ، دروازه خراسان ، دروازه باغشاه، دروازه قزوین ، دروازه گمرک ، دروازه حضرت عبدالعظیم ، دروازه غار و دروازه خانی آباد برای تهران در نظر گرفته شد. محلات مهم داخل این محدوده عبارت بودند از:محله سنگلج، محله سرپولک، محله خانی آباد،محله قنات آباد، محله پاچنار، محله گار ماشین، محله باجمالوها، محله گود زنبورک خانه، محله صابون پز خانه و محله بازار بزرگ.
استفاده از درشکه در تهران.

1288ه.ق. قحطی در تهران.

1290ه.ق. وبا در تهران.

1295ه.ق. تأسیس اداره نظمیه دارالخلافه تهران.

1305ه.ق. تهیه نقشه دیگری توسط مهندس عبدالغفار نجم الملک معلم مدرسه دارالفنون و به دستیاری عده ای از معلمان و شاگردان دارالفنون آغاز گردید. محیط شهر 19200 متر مربع اندازه گیری و جمعیت حدود 250000 نفر سرشماری گردید. این نقشه در سال 1309ه.ق. چاپ و منتشر شد. اماکن و عمارات ساخته شده در زمان ناصرالدین شاه قاجار عبارتند از:

باغ و کاخ گلستان، باغ و کاخ صاحبقرانیه (نیاوران)، باغ و قصر سلطنت آباد ، باغ و عمارت بهارستان (محل سابق مجلس شورای ملی)، باغ و عمارت نظاميه، مدرسه و مسجد سپهسالار (مطهری)، پارک میرزا علی خان امین الدوله، باغ و عمارت مسعودیه (محل سکونت مسعود میرزا فرزند ناصرالدین شاه)، باغ و عمارت علیقلی خان مخبرالدوله (میدان مخبرالدوله)، پارک اتابک ( محل سکونت میرزاعلی اصغر خان اتابک صدراعظم و محل فعلی سفارت شوروی)، باغ حسن آباد ( از آثار میرزا حسن مستوفی الممالک و محل فعلی میدان حسن آباد)، باغ و عمارت امیریه (متعلق به کامران میرزا فرزند ناصرالدین شاه و منیریه فعلی)، بقعه سر قبر آقا (مدفن سید زین العابدین امام جمعه و داماد ناصرالدین شاه)، میدان امین السلطان، باغ فردوس (محل کنونی باغ فردوس که به وسیله معيرالممالک ساخته شد)، عمارت شمس العماره، بازار آهنگرها، بازار مسگرها، بازارچه مروی ، بازارچه نایب السلطنه، محله خانی آباد، محله قنات آباد، محله پاچنار، گود زنبورک خانه، محله بازار بزرگ، محله الهیه ( خورآذین)، محله داودیه ( ارغونیه)، تکیه دولت، باغ ایلخانی، كاخ عشرت آباد ، عمارت نقاره خانه ، عمارت کلاه فرنگی دوشان تپه ، قصر فیروزه ، ضرابخانه، خزانه، همچنین: تأسیس تلگرافخانه، پست، راه آهن تهران-ری (ماشین دودی)، شهرداری، اداره نظمیه، کارخانه گاز و برق، مریضخانه به سبک بیمارستانهای فرنگ، تالار الماس، کاخ ابیض در کاخ گلستان.خيابان ناصريه، خيابان لاله زار ،خیابان علاالدوله ، خيابان مريضخانه ، خيابان جباخانه ، خيابان جليل اباد، خيابان چراغ گاز ، ميدان توپخانه ، ميدان مشق ، دروازه دولت در شمال ارگ، سردر الماسيه ، موزه تالار يا سلام ، ساختمان گالري، عمارت خوابگاه ، قصر ياقوت يا سرخه حصار ، قصر كامرانيه.

1313ه.ق. قتل ناصرالدین شاه و سلطنت مظفرالدین شاه.

1316ه.ق. قحطی در تهران.

1317ه.ق. ورود اولین اتومبیل به تهران.

1322ه.ق. وبا در تهران.

1324ه.ق. امضاء فرمان مشروطیت از طرف مظفرالدین شاه قاجار. ابنیه و آثار دوره این شاه عبارتند از: کاخ فرح آباد، مدرسه فیلسوف الدوله در دالان صحن سید اسماعیل، ساختمانهای امیر بهادر.

1327ه.ق. افتتاح اولین تماشاخانه به تام تماشاخانه سنیموماتوگراف در خیابان ناصریه.

1336ه.ق. قحطی در تهران.

1329ه.ق. در این سال گاه شمار خورشیدی رسمی شد.

1304ه.ش. آغاز دوران سلطنت پهلوی. بلوای نان در تهران.

1316ه.ش. استفاده از قطار.

1320ه.ش. بار ديگر توسعه، دگرگوني، و گسترش شهر تهران از سر گرفته شد. در دوره كفالت سرتيپ كريم بوذرجمهري به عنوان اين كه مي خواهد شهر را مدرن و نوستزي نمايد، دستور داد دروازه هاي شهر و خندق ها را تخريب كردند.. مهمترین بناها و تدسیسات این دوره عبارتند از: ساختمان بانک ملی ایران، ساختمان اداره پست، ساختمان شهرداري، ساختمان وزارت امور خارجه، ساختمان شهربانی کل کشور، ساختمان ایستگاه راه آهن، ساختمان دانشگاه تهران، ایستگاه فرستنده رادیو تهران، باشگاه افسران، چندین بیمارستان مهم.

1332ه.ش. تهران در بحران جنگ جهانی دوم. جمعیت تهران طبق سرشماری 1325 حدود 880000 نفر بالغ شد.

1357ه.ش. سرنگونی حکومت پهلوی و آغاز جمهوری اسلامی در ایران.

< صفحه قبل / صفحه بعد >

تكيه دولت 1320قمري-نقاشي از كمال الملك
 

لينک ثابت |جمعه 27 اردیبهشت1387| موضوع: تاریخ تهران |


عکسهای مناسبی برای پیش زمینه رایانه هستند

نويسنده : نوید نقی گنجی

عکسهای مناسبی برای پیش زمینه رایانه هستند

لينک ثابت |جمعه 27 اردیبهشت1387| موضوع: گالری عکسهای تاریخی |


سخنی از خسرو پرویز

نويسنده : نوید نقی گنجی

 خسرو پرویز می گوید :

اعراب را نه در کار دین هیچ خصلت نیکو یافتم و نه در کار دنیا.

آنها را نه صاحب عزم و تدبیر دیدم و نه اهل قوت و قدرت. آنگاه گواه فرومایگی و پستی همت آنها همین بس که آنها با جانوران گزنده و مرغان آواره در جای و مقام برابرند.

فرزندان خود را از راه بینوایی و نیازمندی می کشند و یکدیگر را بر اثر گرسنگی و درماندگی می خورند. از خوردنیها و پوشیدنیها و لذتها و کامروانیهای این جهان یکسره بی بهره اند.

بهترین خوراکی که منعمانشان می توانند به دست آورند گوشت شتر است که بسیاری از درندگان آنرا از بیم دچار شدن به بیماریها و به سبب ناگواری و سنگینی نمی خورند.(برگرفته از کتاب عقدالفرید پوشینه 2 برگ 5 چاپ قاهره)

 

لينک ثابت |جمعه 27 اردیبهشت1387| موضوع: تاریخ باستان |


نگاهي بر سازه هاي آبي تاريخي شوشتر؛ مجموعه اي صنعتي پيش از انقلاب صنعتي

نويسنده : نوید نقی گنجی

نگاهي بر سازه هاي آبي تاريخي شوشتر؛ مجموعه اي صنعتي پيش از انقلاب صنعتي


 مهندس محمدحسين ارسطو زاده (مدير پايگاه ميراث فرهنگي سازه هاي آبي تاريخي شوشتر)
عليرضا دانشپور (دانشجوي كارشناسي ارشد معماري–كارشناس پايگاه ميراث فرهنگي سازه هاي آبي تاريخي شوشتر)

معماري از اجتماعي ترين اشكال بروز هنر ، فرهنگ، توانمندي يك ملت و زمينه شناخت تاريخ گذشته و امكان تبلور آينده آن است. با اين باور  و بر اساس فرصتي كه در سال هاي اخير براي شناخت معماري شهري، توليدي و معماري مبتني بر آب در شهر شوشتر و پيرامون آن دست داد، سعي در طرح بزرگترين مجموعه آبي و ويژگيهاي آن خواهيم كرد تا به پيشنهاد مشخص در اين زمينه براي حفظ ميراث ارزشمند و توان آفرين آن برسيم. نقش توليدي آب و اثر توزيع و بهره برداري از آن در شكل گيري سيستم حكومت و نظام كالبدي در كنار فعاليتهاي دفاعي و اقليمي از اهميت ويژه اي برخوردار است.

ايجاد اولين امكان عبور از كارون عظيم و پهناور، مهار و بهره برداري از آب و انرژي آن به مدد پشتكار، هوش و درايت پدران ما در طي هزاران سال، يكي از بزرگترين و كهن ترين مجموعه هاي دست ساخت بشر تا پيش از دوران انقلاب صنعتي را پديد آورده است. مجموعه اي  كه در طول كيلومترها ادامه مي يابد و در طي هزاران سال كامل مي شود و در  جوار خود يكي از هوشمندانه ترين اشكال بروز معماري شهري–آبي را به وجود مي آورد.

از شگفتيها و فرازهاي اين كار آبي، ايجاد مجموعه عظيم چند عملكردي، در طول نزديك به يك كيلومتر شامل عناصر اصلي زير مي باشد:

الف) بند ميزان با هدف اصلي تقسيم آب كارون به دو شاخه دو دانگه(گرگر) و چهار دانگه(شطيط).


بند ميزان

ب) نهر داريون(داريوش) با كانالها و دريچه هاي متعدد و اهداف گوناگون و پيچيده اي چون آبياري جزيره ميان آب به وسعت حدود چهل هزار هكتار با تقسيم بندي ها و دريچه هاي بسيار دقيق كانالها، آب پخش كن ها، پلها و نهرهاي مفروش و... . همچنين تامين آب شرب شوشتر و نيز ايجاد دسترسي ويژه به قلعه شاهي سلاسل.


نهر داريون


پل بند شرابدار


پل لشكر


پل شاه علي

ج) پل بند شادروان به عنوان دريچه خروجي و تنظيم ارتفاع آب در نهايت غربي اين مجموعه آبي به منظور سوار كردن آب شطيط بر روي نهر داريون و ايجاد امكان عبور از كارون در شاهراه اصلي شرقي غربي منطقه در مسير شاهي تيسفون تا پاسارگاد.

د) ايجاد تعداد زيادي كانالهاي فرعي براي آبياري و به راه انداختن آسيابها و استفاده صنعتي از انرژي آب.


مجموعه آسيابها و آبشارهاي شوشتر

ه) كف سازي سنگي كارون در اين فاصله به منظور تثبيت كف رودخانه.

و) ايجاد عمارت كلاه فرنگي براي كنترل ميزان ارتفاع آب و نظارت بر عمليات در محدوده اين مجموعه.


برج كلاه فرنگي

ز) و در نهايت خود قلعه سلاسل به عنوان مركز فني، حكومتي و مديريت آب منطقه.

گلوگاه دستيابي و كنترل خوزستان و آب آن عمدتاً در اين منطقه شكل گرفته و تجلي آن قلعه سلاسل است كه به  تناوب از دوران ايلامي تا اواخر قاجار، محل استقرار حكومت محلي برفراز صخره شوشتر بوده است. اين مجموعه عظيم چنانكه گفته شد در فاصله بند ميزان تا پل بند شادروان كامل مي شود و به صورت چند منظوره آب كارون را در طول نزديك به يك كيلومتر، چند متر بالا آورده، از آب و انرژي آبي آن بطور شگفت انگيزي در طول چهل كيلومتر اراضي جنوبي شوشتر تا بند قير يعني دشت مياناب (ميان او، مينو، بهشت) را به يكي از سرسبزترين مناطق دنيا مبدل كرده بوده است. كانالهاي دستكند و دست ساخت متعدد و پلهاي آب بر و پل بندها و آسيابها و ديگر تاسيسات آبي صنعتي نه تنها شهر شوشتر را سيرآب و تهويه مي كرده، بلكه يكي از سرسبزترين و آبادترين مناطق را براي توليد انبوه و گسترده و كشاورزي (چونان انبار بزرگ غله) خلق كرده است.

كشاورزان در حاصل توليد، شهر نشينان و نيروهاي نظامي و ديواني نيز از بازار توليد تغذيه مي كرده اند، به نحوي كه منطقه خود بستر تمدنها و شهرهاي مهمي چون احتمالاً هيدالو (ايلامي هخامنشي) دستوا(پارتي- قبل و بعد از اسلام عسكر مكرم) و شوشتر كنوني(ساساني) بوده است.

در ادامه اين تاسيسات آبي ، پيرامون شاخه هاي كارون عناصر متعدد ديگري شكل گرفته اند كه از آن ميان مي توان به مجموعه شگفت انگيز پل بند گرگر،  مجموعه آبشارها(حدود پنجاه آسياب كه در خدمت كشاورزي منطقه بوده است)، برج عيار و تاسيسات منظم آن، بند زيباي ماهي بازان (خدا آفريد)، پل بند لشكر، بند خاك و بسياري از ديگر پلها و آب پخش كن ها و كانالهاي و تاسيسات در دو سوي جزيره ميان آب (و نيز شماري از عناصر هنوز ناشناخته) اشاره كرد. رد اين مجموعه را بوسيله كانال دستكند مسرقان از بند قير تا شرق اهواز و نيز تاسيسات آبي–صنعتي كهن اهواز مي توان پي گرفت. كار انساني شگفت انگيزي  كه به قول مهندس حامي اجازه نمي داده است حتي يك قطره از آب كارون هدر رود و به دريا بريزد.

اين مجموعه  عظيم در واقع تنها با پشتيباني مالي، نظامي، اداري و فني وبويژه مديريت بسيار هوشمندانه و قوي حكومتهاي متمركز و مقتدر در كشور و نمايندگان آنان به صورت شاهكان و ميرآبها و مهندسان ميسر مي شده است به نحوي كه حكومت در منطقه خوزستان همواره با مديريت مهندسي آب در هم آميخته بوده است و بر اين اساس مي توانسته پا بر جا بماند و انبار غله منطقه و توليدات گسترده صنعتي آن باشد.

مديريت آب خوزستان به قدري تخصصي و مهم بوده است كه حتي با تغيير حكومتها تغيير نمي كرده و تا حمله مغول هم كمابيش سرپا بوده است. اين مجموعه عظيم تر از آن بوده است كه با توان افراد و حتي حاكمان محلي قابل كنترل و اداره باشد.

در  نتيجه مركز مديريت و مهندسي آب خوزستان در طول تاريخ بطور عمده در قلعه سلاسل شكل مي گرفته است و حاكم خوزستان كه خود ميراب خوزستان و مسئول تشكيلات فني آن بوده، عنصر مهمي در مجموعه حكومت كشور به حساب مي آمده است. وزارت «كست افزوده» ساساني با وظيفه مديريت پيمودن و آب، شايد از همين قلعه سلاسل هدايت مي شده است.

هر زمان قدرت و تمركز حكومتهاي مركزي افول كرده، در معرض تهاجمها و نابساماني قرار گرفته است، اين مجموعه در هم پاشيده و از كارآيي و رونق افتاده است. با ضعف قدرتهاي متمركز ناشي از جنگ و تهاجم و ضعف مالي و نظامي و قطع ارتباط متقابل حكومت منطقه و حكومت مركزي اين ماشين عظيم كه به مراقبت پر هزينه و سنگين دائمي مالي نظامي و فني نيازمند بوده است از كار مي افتاده و قحطي و ويراني در منطقه رخ مي نموده است. (نمونه هاي تاريخي بقا و زوال از اين دست را در اين منطقه و در بين النهرين بسيار مي توان يافت)

به همين سبب آب همواره عنصر مورد ستايش، مطهر، مقدس و مهمي در اعتقادات و سنن مردم اين مرز و بوم بوده است. با توجه به بحث فوق روشن است كه مطالعه سيستم آبي خوزستان، ريشه ها، زمينه هاي تاريخي و عناصر آن نه تنها خود في نفسه بسيار مهم و پر جذبه است، بلكه زمينه منحصر بفردي براي شناخت علت پديدار شدن حكومتهاي مقتدر و متمركز آسيايي و شكل خاص آن در ايران بشمار مي آيد.

در اين راستا با همكاريهاي ويژه فرهنگي، دانشگاهي و بخصوص سازمان ميراث فرهنگي، با زمينه هاي معماري، معماري شهري، شهرسازي، باستانشناسي، تاريخ، هنر، مردم شناسي و جامعه شناسي در منطقه به آموزش و انتقال تجربه بي نظير نياكان در طول هزاره ها در مهار بزرگترين رودخانه كشور، در جهت ايجاد تمدني بزرگ همت گمارده ايم.

اين جاري بي زوال كه در جهت تكامل زندگي، توليد نعم مادي و جهت احياي شهر و منطقه در گذشته كار كرده است، امروزه با هدف استخراج علوم در ايران باستان در فن ابياري و تبديل به يك مجموعه فرهنگي، تفريحي و توليدي  از طريق احياي بخشهايي از سيستم آبي گذشته، و نيز محلي براي جلب سياحان، به صورت يك پارك موزه گسترده، بررسي مي شود؛ تا به حفظ ميراث و انتقال شگردها و تجربه هاي توليد كهن و شناخت علمي اسرار زندگي پيشينيان كمك كند. بي ترديد اين مجموعه بر اساس همه نظرات كارشناسي سودي سرشار براي مملكت ببارخواهد آورد.


لينک ثابت |جمعه 27 اردیبهشت1387| موضوع: مکان های باستانی و قدیمی |


اقوام ساکن در زاگرس

نويسنده : نوید نقی گنجی

اقوام ساکن در زاگرس


آنچه كه پيرامون تاريخ ايران در كتاب هاي تاريخي نوشته شده است ، معمولاً آغاز تاريخ ايران را از ابتداي دوران مادها و يا هخامنشي معرفي نموده و دربارهء اقوامي كه پيش از مادها در اين سرزمين مي زيسته اند بندرت و يا كمتر اشاره اي مي شود . ولي بر اثر تحقيقات و پژوهش هاي بعمل آمده و با توجه به يافته هاي باستاني ، در نقاط مختلف ايران خصوصاً در منطقه زاگرس ، چنين معلوم مي شود كه پيش از آمدن ماد ها و پارس ها به فلات ايران اقوام ديگري كه خود با آريايي ها نزديكي داشته اند از مدت ها پيش ، در اين نواحي مستقر بوده اند . اين اقوام ، دولتي تشكيل داده و در مقابل تهاجمات دولت مقتدر آشور پيوسته مقاومت كرده اند . اقوام فوق در عين حال صاحب تمدن ، فرهنگ و هنر عالي و با شكوهي بوده كه آثار و بازمانده هاي آنها را امروزه به ويژه از منطقه زاگرس مي شناسيم .

گوتی ها

خيلي پيش تر از استقرار مادها در منطقه غرب ايران اقوامي به نام هاي گوتي ها و لولوبي ها و كاسي ها به ترتيب از شمال به جنوب در نواحي غربي ايران مي زيسته اند . اقوام فوق با هورّيان و اكدي ها و سومري ها كه در بين النهرين و سوريه ساكن بودند ارتباط داشته اند . مناطق تحت اشغال و نفوذ لولوبي ها از كوهپايه هاي شمال دياله گرفته تا درياچه اروميه گسترش مي يافت .اين اقوام از نظر نژادي از هوري ها جدا شده و احتمالاً با ايلامي ها قرابت داشته اند .

در ادبيات و زبان هِورّي ها ، از لولوبي ها بعنوان بيگانه و دشمن ياد شده و نخستين بار نارامسين نوه سارگن از شاهانِ اكد ( قرن 23 ق.م) در كتيبه مشهورش ، ضمن شرح پيروزي خود از لولوبي ها بحث مي كند .

گوتی ها  --- هزاره چهارم  ق م

واژه گوتي در هزاره سوم و دوّم پيش از ميلاد به يك گروه نژادي معين اطلاق مي شده است كه در شرق و شمال غربي لولوبي ها و احتمالا ًدر آذربايجان كنوني ايران و كردستان زندگي مي كرده اند . اسناد تاريخي نشانگر اين است كه در هزاره اول پيش از ميلاد ، همه اورارتوها و ماناها و مادها را گوتي مي گفتند و تنها در كتيبه هاي سارگن دوّم ، مادهاي ايراني زبان ، از گوتي ها ، مشخص و ممتاز گشته اند . احتمالاً گوتي ها به زبان مستقلي سخن مي گفتند كه تا اندازه اي با زبان گروه ايلامي ها و لولوبي ها و كاسي ها كه در نواحي زاگرس زندگي مي كردند قرابت و نزديكي داشته اند . با تحقيقاتي كه ازطرف دانشمندان صورت گرفته اين امر روشن شده است كه ظاهر بعضي از مردماني كه در عصر حاضر بويژه در آذربايجان زندگي مي كنند با تصاوير و مجسمه هايي كه از لولوبي ها و گوتي ها به جاي مانده است كم و بيش مطابقت مي نمايد . اقوام مذكور در حدود هزاره چهارم پيش از ميلاد نخستين موج از مهاجريني بودند كه به سرزمين غربي ايران روي آورده اند كه بيشتر دانشمندان آنها را آزياتيك ( آسيايي ) نام نهاده اند ، تا از ساير امواج قومي ممتاز باشند . منشأ اين اقوام احتمالاً جنوب دشت هاي روسيه و سيبري بوده است .

در دوره هاي بعد آنوباني ني را از پادشاهان گوتي ها دانسته ، او را شهريار شهر كوشه و يا كوتا شمرده اند و در افسانه هاي بابلي كه حاكي از وحشت و ترس مردم بابل از جمله اقوام گوتي است ، آنوباني ني را بصورت جانوري عجيب رسم كرده اند (در الواح هفتگانه آفرينش).

حمله اقوام گوتي به بين النهرين نخستين هجومي است كه تاريخ آسياي غربي كهن از آن ياد كرده است . پيروزي گوتيان بر دشمنان به قدري بر آنها گران آمده است كه اوتوهگال پادشاه شهر اوروك در كتيبه خود اين اقوام را « مار گزنده كوهستان و متجاوز به حريم خدايان » ناميده است كه سلطنت سومريان را به كوه هاي دوردست بردند وسراسر سومر را كينه و دشمني افكندند ، علي رغم اين نوشته مي توان چنين استنباط نمود كه عملاً نقش گوتي ها براي مردم اكد در عين حال آزادي بخش و پر ثمر بوده است .زيرا در آن زمان قشر خاصي از حاكمان محلي بين النهرين با در نظر گرفتن منافع خودشان ، با زور و اجحاف به فكر كسب ثروت و قدرت و استثمار مردم بودند .

بنابر اين اختلاف شديدي بين توده هاي مردم با قشر حاكم بوجود آمده واين اختلافات درون جامعه ، در مردم تنفرو انزجاري شديد نسبت به حاكمان محلي خود ايجاد نموده و عملاً مردم بين النهرين بدون هيچ گونه مقاومت گرايش بيشتري نسبت به گوتي ها پيدا كردند . به خاطر اين مهّم بود كه در زمان حمله نهايي گوتي ها به به آن سرزمين اكثريت مردم بين النهرين هيچ گونه دفاعي از رهبران خود نكرده وحاضر نشدند به خاطر حفظ منافعِ قشر حاكم ، با گوتي ها بجنگند و به اين ترتيب احتمالاً با جان ودل به حاكميت ايراني ها تن در دادند . به هر حال گوتي ها در حملات مكرر خود به بين النهرين موفق شدند دوسلسله بزرگ بابل را منترض كنند اوّل سلسله اي كه سارگن تأسيس نموده بود دوّم سلسله اي كه بنام سومين سلسله اور مشهور بود.

چنين احتمال مي رود كه گوتي ها نيز همچون لولوبيها از اقوام آزياتيك (آسيايي) بوده اند ، يعني نخستين موج از مهاجرين مركز آسيا ، كه آثار بدست آمده از آنها چگونگي وضع ظاهري و نژادي اين قوم را روشن مي كند . بنابراين جدولي كه در شهر نيپور (1) كشف شده ، معتقد ترين و بزرگترين پادشاه گوتي ها آنري داپي زير(2) نام داشته و قلمرو حكومت خود را وسعتي فوق العاده داده است.

آخرين پادشاه گوتي ها تيريگان ، چهل روز بيشتر سلطنت نكرده و بدست او توهگال پادشاه شهر ارخ(سومر) از پاي درآمده است.

 از يادداشت هاي تاريخي چنين برمي آيد كه بعد از 125 سال دست گوتي ها از بابل كوتاه شده و پس از بازگشت اين اقوام به مسكن اوليه خود يعني منطقه زاگرس قدرت اوليه خود را احتمالاً از دست داده و با اقوام ديگر هند و ايراني كه در آغاز هراره دوّم پيش از ميلاد به منطقه فوق آمده بودند تركيب شده و ساكنين آن ناحيه را بوجود آورده اند.

پيرامون مذهب گوتي ها اسناد زيادي در بين نيست ، يكي از سلاطين گوتي ها به نام لاسيراب كتيبه اي به خط و زبان بابلي از خود به جاي گذاشته و در اين كتيبه از خداي گوتيوم و ايشتاروسين ، خدايان بابل در خواست كرده است كه آن كتيبه را از فساد نگهدارد .

از آثار باقيمانده چنين پيداست كه يكي از پادشاهان اين قوم يعني «لاسيراب» مقداري اسلحه نذر خداي خود كرده است و اين تقليدي از رسم كهن بين النهرين مي باشد .

لينک ثابت |جمعه 27 اردیبهشت1387| موضوع: مطالب متفرقه از تاریخ |


مطالعه اندودهاي گچي مقابر كاخ ارامگاه زيرزميني دوراونتاش

نويسنده : نوید نقی گنجی

مطالعه اندودهاي گچي مقابر كاخ ارامگاه زيرزميني دوراونتاش

 

 مجموعه كاخ ارامگاه زيرزميني از مهمترين مجموعه‌هاي دوراونتاش به حساب مي‌ايد. در اين مجموعه پنج ارامگاه سرداب مانند وجود دارد كه از اين تعداد، تاق دهليز يكي از ارامگاه‌ها فروريخته و مابقي سالم مي‌باشند. اين ارامگاه‌ها دو دسته‌اند: نخست ارامگاه‌هاي يك دهليزه و دوم ارمگاه‌هاي با دو دهليز عمود بر هم.

ورودي كليه ارامگاه‌ها پلكاني 17 پله‌اي با شيب تند است. از جمله مواد و مصالح مورد استفاده در ساخت اين ارامگاه‌ها اجر، اهك، قير طبيعي و گچ مي‌باشد. ملات به‌كار رفته در اين ارامگاه‌‌ها يك لايه قير طبيعي بين دو لايه اهك به دليل نفوذناپذير نمودن بنا در برابر رطوبت بوده‌ است. سطح كليه ديواره‌ها، كف و سقف ارامگاه‌ها پوششي از گچ داشته است كه امروزه بخش عمده‌يي از ان باقي است. نكته قابل توجه وجود لايه رنگ در اين

طبق بررسي‌هاي به عمل امده در ارامگاه شماره دو،‌‌ به اثاري از رنگ اخرا برخورد شده كه نشاندهنده استفاده از تزيينات رنگي بر روي سطوح گچي بوده است. به حضور اينگونه تزيينات تا كنون در هيچ منبعي اشاره نشده است. با بررسي‌هايي كه ضمن اين پژوهش در مقبره شماره دو به عمل امده است، در دهليزهاي ان تزيينات اخرايي به صورت نواري سرتاسري ديواره‌ها را  دور مي‌زده است. ضخامت اين نوار تزييني كه در يكي از دهليزها در ارتفاع 165 سانتيمتري قرار دارد، حدود 25 سانتيمتر براورد شده است. علاوه بر اين لكه‌هاي رنگي ديگري در بدنه قابل تشخيص است كه به دليل اسيب‌ديدگي فراوان، شناخت نقش احتمالي انها نيازمند بررسي بيشتر و درداخل ارامگاه نيز از طريق جذب مويينگي اب به سمت بالا حركت كرده باعث طبله شدن گچ ديواره‌ها مي‌شود، به گونه‌يي كه در حال حاضر قسمت عمده اندودهاي گچا در قسمت‌هاي پايين ديواره (تا ارتفاع تقريبي 50 سانتيمتري) ريزش يافته است. همچنين رطوبت باعث نقل و انقال نمك‌هاي محلول به سطح اندودها شده است.

 


نماي داخلي يك لز مقابر زيرزميني(مقبره شماره دو)

 

اندودهاي گچي به كار رفته در ارامگاه‌ها به‌ صورت كف‌مال (با استفاده از دست و بدون ابزار) اجرا شده است. اثار دست استادكاران ايلامي بر روي سطوح اندود به وضوح قابل مشاهده است. ضخامت متوسط لايه گچ حدود 3 تا 4 سانتيمتر است.

در اناليزهاي انجام گرفته بر روي گچ‌هاي ارامگاه شماره دو، مشخص شد كه مقدار سولفات در انها به ترتيب 51.6% و54.2% و مقدار سيليس انها 0.053 و 0.025 گرم، در نيم‌گرم نمونه است. در مقايسه با اندودهاي گچي به جاي مانده در معبد ايشني‌كاراپ (Ishnicarap) مي‌توان گفت كه گچ‌هاي ارامگاه داراي درصد سيليس و ناخالصي‌هاي كمتري است. از سويي اندودهاي گچي موجود در معبد ‌ايشني‌كاراپ سطحي صافتر دارند و به صورت كف‌مال هم اجرا نشده‌اند.

همچنين با مطالعه‌يي كه روي قطعات اندود به جاي مانده بر روي تعدادي سكوي خشتي در مجموعه‌ي كاخ ـ ارامگاه‌ها به عمل امده است، اندود روي انها از نظر ميزان ناخالصي‌ها مشابه اندود داخل مقابر است. به گونه‌يي كه شايد بتوان محل تهيه انها را از يك مكان پنداشت.

عمده عامل اسيب رساننده به اندودهاي گچي موجود در محوطه چغازنبيل بارندگي و رطوبت بالا است. پس از هر بارندگي اب باران همراه گل و لاي شسته شده از ديواره‌هاي مجموعه كاخ ارامگاه به پايين و كف ارامگاه هدايت مي‌شود. جريان يافتن اب باران در ديواره‌هاي پلكان ورودي ارامگاه‌ها، باعث ايجاد شيارهايي در اندودهاي ديواره شده است.

از ديگر اسيب رسان‌ها پرندگاني چون خفاش‌ها هستند كه تجمع و حضور فراوان انها علاوه بر برخورد فيزيكي با اندودهاي سقف (اويزان شدن) داراي فضولات فراوان امونياكي هستند كه باعث قليايي شدن محيط ارامگاه شده است.

وجود تاريكي و رطوبت بالا محيط مناسبي براي رشد كپك‌ها و ميكرو‌‌‌‌ارگانيسم‌ها را فراهم كرده است. پاكسازي ديواره‌ها دارد.

مشكلات فرهنگي و عدم اگاهي صحيح برخي از بازديدكنندگان از پيشينه تاريخي اثار، از عوامل مهم تهديد كننده و اسيب‌رسان به مقابر بوده است. وجود يادگاري‌ها و نوشته‌هاي فراوان حك شده بر اندودها تاييد كننده اين مطلب است. 

به منظور شناخت كامل‌تر اين اندودهاي نادر و منحصر به فرد به لحاظ فن و اسيب‌شناسي مطالعه بيشتري نياز است  كه اين پژوهش تلاش دارد در اينده بدان بپردازد.

 

 

 


اجرفرش كف مقابر و اندود گچ روي ان


اثار دست اندودكارن ايلامي بر روي ديواره مقابر به هنگام اجراي اندود گچ به روش كف‌مال

 


اندود گچي بر روي يكي از سكوهاي خشتي كاخ ارامگاه


نوار تزييني به رنگ اخرا مكشوفه بر ديواره مقابر زيرزميني

 

لينک ثابت |جمعه 27 اردیبهشت1387| موضوع: مکان های باستانی و قدیمی |


کاخ آپادانا

نويسنده : نوید نقی گنجی

کاخ آپادانا

 

از دزفول که به سمت شوش حرکت کردیم وقتي به منطقه باستاني شوش قدم مي گذاشتم گمان مي کردم که بايد با بناهايي همانند آنچه در تخت جمشيد ديده بودم برخورد کنم. ولي از آنچه ديدم سخت يکي خوردم. در قسمت ورودي تنها چند تابلو قرار داشت که ميراث توضيحاتي در مورد پيشينه محل بر روي آن نوشته بود و بجز آن... تقريباً هيچ! از کاخهاي هخامنشيان در شوش تنها پي هاي آن باقي مانده بود و تعدادي سر ستون و ته ستون شکسته کوچک.

 
 

من قبلاً کتاب خاطرات کاوشهاي باستان شناسي شوش را که ژان و مارسل ديولافوا در مورد زماني که به کشف منطقه حدود 150 سال پيش آمده بودند خوانده بودم و انتظار داشتم که بتوانم در محل تعدادي از کاشي ها رنگين و منقوش را با آن همه جزييات و تفاصيل که توصيف کرده بودند ببينم. ولي خوب ظاهراً سخت در اشتباه بودم و براي ديدن آنها بايد به لوور بروم!

 
 

تاريخچه تمدن منطقه شوش:
شوش کهن ترين شهر جهان که حدود 4000 سال پيش از ميلاد مسيح به عنوان كانون مذهبي ساكنان دشت اطراف بنياد نهاده شد پس از 5000 سال حيات پرفراز ونشيب وتوام با روزهاي پيروزي وشکست رونق ورکورد وآباداني وويراني با سقوط شاهنشاهي هخامنشي در سال 332 ق م به مرور در سراشيبي افول افتاد ودر قرون ميانه اسلامي رونق خودرابه کل از دست داد وبه روستاي کوچکي گرداگرد آرامگاه دانيال نبي(ع) بدل شد :
ساخت معابد ايلامي در شوش، ساخت چغازنبيل و هفت تپه بين 640 تا 629 پ.م.، پس از آن آشوريان ايلام و شوش را ويران مي کنند و هخامنشيان جاي ايلاميان را مي گيرند. در اين زمان داريوش کاخهاي شوش (آپادانا) را بنا مي کند. در سال 323 پ.م. اسکندر امپراطوري هخامنشي را تسخير مي نمايد و چندي بعد حکومت سلوکيان آغاز مي شود. بعد از آنان اشکانيان و ساسانيان و ساخت ايوان کرخه و جندي شاپور. بعد از ورود اسلام به ايران تا اوائل قرن هفتم در دوران تمدن اسلامي شوش تعدادي مسجد در تپه هاي صنعتگران (شوش) ساخته شد و با ورود مغول ها به ايران شوش تخليه مي شود.

 
 

کشف منطقه باستاني شوش:
تا قرن ها مسافراني که از کنار اتلال باستاني شوش مي گذشتند . حتي تصور آن را به مخيله خود راه نمي دادند که اين پشته هاي عظيم خاک که اکنون ماواي دان شده روزگاري گهواره تمدني درخشان وپايتخت پرشکوه فرمانروايان ظفرمندي بوده که فاتحانه بر شهرهاي بين النهريني مي تاخته اند يا قلمرو ايشان از دروازه هاي اروپا تا هند گسترده بوده است . تمامي جهانيان ياد آن روزهاي درخشان را به بوته فراموشي سپرده بودند الا كليمياني که نام شوشان وگوشه اي از آنچه رادرآن گذشته بود در كتابهاي مقدس خود ثبت کرده وبه خاطر داشتند . لذا تصادفي نبود که نخستين کسي که ويرانه هاي شوش را باز شناخت بنجامين بن جناح خاخام کليمي بود که بين سال هاي 1163 و 1173 ميلادي براي بررسي وضع كليميان در ايران به سر مي برد . وي هنگام زيارت آرامگاه دانيال نبي از اتلال باستاني شوش نيز ديدن کرد وآنرا همان "شوشان" مذكور در تورات شناخت .

 

 

ازاين هنگام تا ميانه قرن نوزدهم ميلادي که براي اولين بار کلنگ باستاني در شوش به زمين خورد جهانگردان زيادي از اين محوطه باستاني ديدن كردند. در دهه 1840 ميلادي دومهره مهم در پيدايش باستان شناسي خاور نزديک يعني آستين هنري لايارد وهنري کرزويک راولينسن از شوش بازديد كردند . بدين ترتيب زمينه اي براي حفاري در شوش فراهم اما بنا به مشکلاتي آنان موفق به حفاري نشدند و به نقشه برداري ونامگذاري تپه ها بسنده كردند . سپس گروه انگليسي به علت وجود مشكلات فراوان شوش را رها كردند و سراغ ساير شهر ها رفتند . پس از آنها هيئت فرانسوي که در راس آنها مارسل و ژان ديولافوا اين كار را بر عهده گرفتند . در حفاري هاي فرانسويان آثار زيادي از زير خاک بيرون آورده شد و آنها آثار زيادي را به موزه لوور بردند که هيجانات زيادي را برانگخيت . اين امر دولت فرانسه را ترغيب کرد که كار حفاري در شوش را با بودجه وامكانات بيشتري دنبال کند . ولي دولت ايران به علت مشكلات امنيتي واغتشاشاتي که از رهگذر حفريت فرانسوي ها در منطقه شوش بوجود آمده بود به دولت فرانسه جواب رد داد و به مدت 10 سال كار فرانسوي ها متوقف ماند تا اينکه بالاخره ژاک دومورگان فرانسوي وارد شوش شد و به حفاري پرداخت . دومورگان روش حفاري جديدي را ابداع کرد و در يکي دوسال اول حفاري آكروپل آثار مهمي چون : فتح نامه نرام سين – چند كودورو ومقدار زيادي آجر کتيبه دار به دست آورد .. دومورگان از هيئت انگليسي بسيار زرنگ تر بود وتوانست خدمت بزرگي به فرانسه بکند .

 

 

مجموعه کاخهاي هخامشي شوش توسط داريوش اول برپا شد که شامل بخش هاي زير مي شود:
آپادانا، دروازه، ديوانخانه و بخشهاي ديگر. آپادانا يا تالار ستون دار 3 ايوان 12 ستوني و يک تالار 36 ستوني تا 22 متر ارتفاع داشت. ديوارها از خشت و ايوانها با آجر مينايي لعابدار (منقوش) مزين بود. در زمان اردشير اول اين بنا دچار آتش سوزي شد، اردشير دوم آن را بازسازي کرد.
آپادانا ناحيه اي است كه در جنوب شرقي شهر كه قصر زمستاني پادشاهان هخامنشي به خصوص خشايار و اردشير بوده است . در اين ناحيه تخته سنگ هاي تراشيده عظيم و ته ستونهاي بزرگ باتركيب هندسي بسيار دقيق و منظم ، آنچنان با وقار صف كشيده اند كه با گذشت هزاران سال همچنان بازتاب شكوه و عظمت تاريخي تمدن ايرانيان هستند.
جالب اين جاست كه نزديكترين تپه هاي سنگي و كوهستاني به اين ناحيه بيش از 50 كيلومتر فاصله دارند. حال اين تخته سنگ ها و ستون هاي به قطر يك تا دو متر با چه وسيله اي در آن عهد به اين محل حمل شدند، موضوعي بسيار اعجاب انگيز است. برخي باستان شناسان معتقدند كه اين سنگ ها از راه رودخانه و با كمك جريان آب جابجا شده اند. نمونه كامل اين آپادانا كه كمتر خسارت ديده و معروف به «تالار صد ستون» است در مجموعه تخت جمشيد شيراز قرار دارد. در كليه قسمت هاي اين ناحيه، آثار فراواني از نوع ظروف سفالي، وسايل زينتي، اشياء فلزي مفرغي و الواح منقوش به خط تصويري متعلق به 1700 سال قبل از ميلاد كشف شده است. در زمان پادشاهي داريوش شهر تاريخي شوش به پايتخت زمستاني انتخاب گرديده و كاخ مجللي در آن بر پا شد. پس از وي خشايار و اردشير دوم در تكميل اين شهر اقدام نموده اند.
مدت حدود 200 سال شوش مرکز سياسي ايران و سرزمين هاي تحت فرمان هخامنشيان به شمار مي رفت. سرانجام شوش در يورش ویرانگر غرب ( اسکندر مقدوني) ويران شد.

لينک ثابت |جمعه 27 اردیبهشت1387| موضوع: مکان های باستانی و قدیمی |


مسجد مدرسه آقا بزرگ ، کاشان

نويسنده : نوید نقی گنجی

مسجد مدرسه آقا بزرگ ، کاشان

 

شاید بعضی ها بگویند معماری گذشته ما عملاً به ساخت بناهای مذهبی و کاخها محدود می شود. اما در همین معماری آنقدر رمز و زار و نکات ظریف نهفته است که دانستن تمامی آن شاید به اندازه همه عمر شما طول بکشد.
حرفها و نکته هایی که در هیچ کتاب و نوشته ای پیدا نمی شود. باید در فضا قرار گرفت تا درک کنی معمار ایرانی چه می کرده و چه می گفته است. معمار ایرانی کتاب نمی نویسد بلکه با معماری خود حرف می زند. وقتی سر ظهر یک روز تابستانی در گرمای طاقت فرسای کویری شهر کاشان وارد مسجد آقا بزرگ می شوی و دقیقه ای زیر گنبدخانه می نشینی ، احساس می کنی وارد بهشت شده ای. هوا آنقدر خنک و مطبوع است که دیگر هیچ چیز از آن گرمای سوزان به یادت نمی ماند.

مسجد و مدرسه آقا بزرگ کاشان


مسجد مدرسه آقا بزرگ کاشان با اینکه در دوران قاجار و دوره انحطاط معماری ایران ساخته شده به حق یکی از شاهکارهای معماری ایران محسوب می شود. مساجد قدیمی ایران به دلیل تقدسی که برای مردم داشته اند اکثراً سالم مانده اند و هنوز مورد استفاده مردم قرار می گیرند. شاید همانند مسجد آقا بزرگ که هم مسجد است و هم مدرسه علوم دینی در حال حاضر در ایران یک یا دو نمونه بیشتر نباشد.
صرف نظر از ساختمان های نوساز کاشان ، گنبد عظیم دو مناره کاشی کاری شده مدرسه ، در حال حاضر نیز از بلندترین بناهای تاریخی شهر است.


گنبد با شکوه و زیبایی همراه با دو مناره، صحن، بادگیرها، فضای سبز و حجره هایی که یک طبقه پایین تر قرار دارند به طرز جالبی خود نمایی می کنند. در طبقه پایین حجره های طلاب و شبستان دلباز تابستانی قرار گرفته است. در حقیقت حیاط مرکزی این مسجد در دو طبقه ساخته شده و اصطلاحاً به این نوع حیاطها " گودال باغچه " می گویند که حیاط اصلی مسجد را که محل رفت و آمد عمومی مردم است را از حیاط مدرسه که محل زندگی طلاب است جدا می کند.


گنبد بزرگ دو پوش مسجد بر روی هشت جرز عظیم قرارگرفته است. گنبد دو پوسته دارد: یکی گنبد زیرین که بار و نیروی سقف را به جرزها منتقل می کند و دیگری گنبدی است که روی آن برای بزرگ جلوه دادن ظاهر و حفاظت از پوشش زیرین ساخته شده است.


زیر کنبدخانه از دو طرف باز است و جریان باد و سایه فضای بسیار مطبوعی را ایجاد می کنند. نورگیر های آجری بالای گنبد، آیات الهی منقوش دور تا دور بدنه و کار بندی های ظریف (یکی از انواع تزئینات سقف) ارتباط تنگاتنگی بین فضاهای گوناگون شبستان ،حیاط ،حجره ها و ... برقرار کرده اند.


بناهای کویری ایران را اصطلاحاً " درون گرا" می نامند. یعنی از بیرون شما هیچ تزیینی برای بنا نمی بینید یا عنصری شاخص که از اهمیت داخل آن خبر دهد، بلکه تمام زیبایی و عظمت داخل بنا نهفته است. ساختمان حیاطی مرکزی دارد که فضاها دور تا دور آن قرار گرفته اند. درست بر عکس ساختمان های مناطق معتدل شمالی ایران که " برون گرا " هستندو جلوه بیرونی ساختمان اهمیت بیشتری دارد.
در مناطق کویری حیاط مرکزی مسجد عبادت کنندگان را در مقابل گرمای محیط و تابش آفتاب محافظت می کند و حوض آب و آب پاشی صحن مسجد در تعدیل هوا بسیار موثر است.


دو بادگیر در قسمت ورودی مسجد قرار دارند که از زیر به سردابی در زیر مسجد راه دارند و هوای بسیار خنکی را در طول تابستان در زیر زمین مسجد ایجاد می کنند.
از پشت گنبد خانه پله هایی پایین می روند و به آبنبار مسجد راه دارند. این آبنبار ها که اغلب در کنار مساجد به عنوان یک بنای عام المنفعه ساخته می شدند همیشه آب خنک برای نماز گزاران را فراهم می کردند.


معمار ایرانی خصوصیات زندگی مردم را می شناخته ، آگاهی دقیقی از نحوه زندگی آنها و عقایدشان داشته و دقیقاً می دانسته چه چیزی باید بسازد. بنایی که با گذشت این همه سال هنوز پویایی خود را از دست نداده و هر روز مردم شهر را برای عبادت به سوی خود دعوت می کند.

 

 

لينک ثابت |جمعه 27 اردیبهشت1387| موضوع: مکان های باستانی و قدیمی |


معماری نور

نويسنده : نوید نقی گنجی

معماری نور

مسجد شيخ‌لطف‌الله در قسمت شرقي ميدان نقش‌جهان اصفهان (ميدان امام) و روبروي بناي معظم عالي قاپو واقع شده است. در سال 1011 هجري قمري به امر شاه عباس اول بجاي مسجد خرابه‌اي كه وجود داشته، بنا شده است. در طرفين در ورودي دو سكوي سنگ مرمر موجود است. درِ چوبي مسجد يك‌پارچه از چوب به قطر 10 سانتيمتر است. دالان مسجد از كاشي‌هاي هفت‌رنگ تزيين يافته، در ورودي شبستان مسجد از چوب با قاب‌هاي هندسي است. صحن زير ابتدا به چهار بعد به هشت قسمت تقسيم مي‌شود كه به وسيله پيچ‌هاي فيروزه‌اي شكل از يكديگر جدا شده‌اند. تزيينات مسجد از كاشيهاي هفت رنگ و بقيه از كاشيهاي معرق فوق‌العاده زيبا كه بهترين نمونه آن در محراب مشاهده مي‌شود، ساخته شده است. در زير گنبد شبستاني است كه در وسط آن چهار ستون مدور ديده مي‌شود و در حقيقت نگاهدارندة بنيان گنبد است. چون شاه عباس اين مسجد را براي نمازگزاري شيخ لطف الله پدر زن خود اختصاص داده بود، به اين نام موسوم شده است. بي‌شك شهر تاريخي اصفهان بدلايل متعددي از جمله پايتخت شدن آن در دو دوره متفاوت و مهم سلجوقي و صفوي يكي از قطب‌هاي معماري ايران است. مسجد كانون تجلي هويت معنوي مسلمانان و يكي از مهمترين عناصر شهري و معماري و از مراكز مهم براي تبلور ذوق و سليقه معماران مسلمان بوده است؛ كه بعضا زيبايي اين مساجد سرآمد اكثر بناها من جمله كاخها نيز بوده، في‌المثل مسجد شيخ‌لطف‌الله با آن همه زيبايي و با معصوميتي نهفته و پنهان در مقابل حضور متجاوزانه و سنگين عالي‌قاپو در ميدان نقش حهان خودنمايي مينمايد. ميدان نقش حهان با همه تكرارها، طاقها و رنگها به ناگاه در ضلع شرقي، فرورفتگي در خود ايجاد مي‌كند و رهگذر زماني كه از اين مكان عبور مي‌كند بي‌ اختيار سري چرخانده و تأملي در اين قسمت ميدان خواهد كرد و مبهوت رنگ كاشي‌ها و ارتفاع، طاقها و قوسها و فرورفتگي خواهد شد. استاد معمار اصفهاني علاوه بر اينكه در معماري تبحر داشته، توجه خاصي نيز به هندسه در معناي كامل آن در اين بنا را مد نظر گرفته است. هندسه نماي مسجد از يك هندسه ساده و در عين حال بسيار شگفت‌انگيز پيروي مي‌كند كه در مكاشفات طولاني و دقيقي به دست آمده است. چون ميدان در امتداد محور مقدس نبوده، معمار مجبور بوده كل بناي مسجد را چرخانده و محور آن را به سمت قبله قرار دهد؛ در اين‌جا اين سوال مطرح مي‌شود كه آيا شاه عباس اين قدرت را نداشته كه خود ميدان را هم به ترتيبي كه مي‌خواسته بنا كند و جهت آن را اينطور غريب نسازد كه جواب آن برمي‌گردد به الگوي شهري اصفهان در پيش از صفويه، بگذريم، همين امر باعث شد امتداد مسجد با ميدان يكي نباشد و براي رسيدن به صحن مسجد، آن را بوسيله يك دالان تاريك دور زد. در هنگام ورود به اين دالان به خاطر تاريكي محيط، فرد سكوت و سكون احساس كرده، بوسيله نورهايي كه از فخرالمدين‌ها به داخل دالان مي‌تابد به صحن مسجد هدايت ميشود تا از روبروي قبله وارد اين بنا گردد. در همان نگاه اول هنگام ورود، فرد مبهوت كاشي‌كاري هفت‌رنگ و معرق و بازي نورها مي‌شود، نورهايي كه بسيار ماهرانه در بنا تعبيه گرديده اند، فخرالمدين‌ها (روزنه‌هاي نور) كه در زير گنبد و بالاي ديوارها قرار دارد احساس سبكي گنبد و معلق بودن آن ميان زمين و آسمان را به انسان تلقين مي‌كنند. اين همان شفاف ‌سازي و از جرم به فضا و از ماده به روح رسيدن است. اساسا معماري اين نوع مساجد معماري نور، معماري شفافيت و معماري روحاني است و كمتر كسي است كه از اين مسجد ديدن كرده، ولي تحت تاثير فضاي داخل آن قرار نگرفته باشد. سه منبع نور در اين گنبدخانه ديده مي‌شود: يكي، نوري كه از دهانه بزرگ شمال‌شرقي بر ديواره‌هاي جنوب‌غربي شبستان كه محراب در آن قرار گرفته مي‌تابد و سطح كاشيكاري آن را بطور زيبايي روشن مي‌كند، دوم نوري است كه از شبكه چوبي تعبيه شده در ديوار شرقي گنبدخانه وارد شده، كه تقريبا وسط صحن گنبدخانه را روشن مي‌نمايد و سوم همان شبكه‌هاي زير گنبد كه محل اتصال ديوارها به گنبد هستند و فضاي زير گنبد را به همراه ديواره‌هاي گنبدخانه روشن مي‌كنند و نيز تصوير زيباي دم طاووسي را به زيبايي زير گنبد پديد مي‌آورند

مسجد شیخ لطف الله خان

 

لينک ثابت |جمعه 27 اردیبهشت1387| موضوع: معماری |


مسجد سپهسالار(مدرسه شهید مطهری)

نويسنده : نوید نقی گنجی

مسجد سپهسالار(مدرسه شهید مطهری)

مسجد سپهسالار گنبد ويژه‌اي دارد؛ تعداد مناره‌هاي بيش از اندازه متداول آن كه حدود 10 مناره است و گنبد دو گوش آن نشان از سبك معماري مساجد تركيه دارد.

مسجد و مدرسه سپهسالار (شهيد مطهري) نخستين و بزرگ ترين مسجد و مدرسه عالي در تهران است كه از نزديك ترين تلفيقها ميان معماري ايراني و معماري مساجد استانبول است. 

مسجد سپهسالار گنبد ويژه‌اي دارد؛ تعداد مناره‌هاي بيش از اندازه متداول آن كه حدود 10 مناره است و گنبد دو گوش خوابيده‌اش نشان از سبك معماري مساجد تركيه دارد.

كارشناسان معماري معتقدند كه اين بنا با بهره‌گيري از كاشيكاريها و مجموعه هنرهاي معماري دوره قاجار طراحي و ساخته شده است.

«سيد عليرضا قهاري»، رييس هيات مديره انجمن مفاخر معماري ايران، يكي از اين كارشناسان است و مي گويد: «به طور كلي طرح اين بنا ملهم از مسجد جامع اصفهان، مسجد اباصوفيه استانبول و مدرسه چهارباغ اصفهان است.»

وي مي گويد: «وقتي درباره معماري اصيل و سنتي سخن مي گوييم، منظورمان 30_40 سال پيش است، چون از 30 سال قبل به اين طرف، با ورود تمدن، تكنولوژي و معماري جديد، بسياري از سازه ها و بناها دستخوش تغييرات شده است.»

هر بنايي داراي ارزش و اعتبار و بيان كننده سليقه معمار بنا است. بناهاي تاريخي هر كشور بخشي از شناسنامه فرهنگ و كارنامه مردمي است كه در آن زندگي مي كرده اند. از اين رو توجه به تاريخچه بناها و شاهكارهاي هنر معماري، مهم است.

مسجد و مدرسه سپهسالار؛ تلفيقي از هنر و مذهب

بانيان اين بناي بزرگ و نيز سازندگان ساختمان مجلس شوراي ملي، «حاج ميرزا حسين خان سپهسالار قزويني»، صدراعظم دوره ناصرالدين شاه قاجار و برادرش «مشيرالدوله» بودند. كه ساخت اين بنا در دو سال پاياني عمر ميرزا حسين خان سپهسالار آغاز شد و هزينه آن نيز از محل عوايد شخصي وي تامين مي شد. ولي تكميل مجموعه پس از مرگ وي توسط برادرش يحيي‌خان مشيرالدوله صورت گرفت. 

قهاري در همين باره مي گويد: «ميرزا حسين‌خان سپهسالار سا‌لها سفير ايران مقيم در استانبول بود. براي همين زماني كه به ايران بازگشت با نگاهي به مساجد تركيه شروع به ساخت اين مسجد كرد.» 

وي مي گويد: «شايد اين نزديك‌ترين تلفيق ميان معماري ايراني و معماري مساجد استانبول باشد.»

همچنين قهاري از «حاج ابوالحسن معمار» و «استاد جعفرخان معمارباشي كاشاني» به عنوان معماران اصلي مسجد و مدرسه ياد كرد.  

 مسجد سپهسالار گنبد ويژه‌اي دارد؛ تعداد مناره‌هاي بيش از اندازه متداول آن كه حدود 10 مناره است و گند دو گوش خوابيده‌اش نشان از سبك معماري مساجد تركيه دارد. اما با بهره‌گيري از كاشي كاريها و مجموعه هنرهاي معماري دوره قاجار نه تنها يكي از زيباترين مساجد بلكه يك مدرسه نيز هست.

قهاري ضمن تاكيد بر اين مطلب كه طرح اين بنا ملهم از مسجد جامع اصفهان، مسجد اباصوفيه استانبول و مدرسه چهارباغ اصفهان است، مي گويد: «نمازخانه مسجد كه به چهل ستون  معروف است (اما 44 ستون دارد)، در شرق صحن قرار دارد؛ صحني كه داراي چهار باغچه، چهار خيابان و حوض بزرگي در ميانه است كه از آب جاري قنات تهران (كه براي مدرسه، مسجد و عمارت بهارستان مي‌آمد) سيراب مي‌شد.» 

وي مي افزايد: «چهار ايوان مرتفع روبه‌روي هم قرار دارند كه كوتاه‌ترين آنها رو به قبله است و گنبدي دارد كه با گنبد مساجد قديمي‌تر از خود تفاوت مي‌كند و معماري جديدي را ارايه مي‌دهد. چهار مناره بلند كه پايه‌هاي هر يك تا كمر از سنگ است و به شيوه ظريفي حجاري شده، به همراه دو مناره ديگر در دو طرف جلوخان، در مجموعه شش مناره مسجد را تشكيل مي‌دهند؛ از چهار مناره اولي، دو مناره به دو پهلوي ايوان متصل است و دو مناره ديگر روبه‌روي ايوان قرار دارد. تمامي مناره‌ها از آجر ساخته شده و پوششي با كاشيكاري بسيار زيبا دارند.»

 

مسجد و مدرسه سپهسالار؛ در گذر زمان

 در حال حاضر در بخش بالاي كتابخانه مسجد، يك نمايشگاه دايمي از آثار قديمي مانند مجموعه آثار «ميرزا طاهر تنكابني»، «مجموعه كتابهاي سيدمحمدصادق طباطبايي» و بسياري ديگر از مجموعه‌هاي تاريخي و باارزش وجود دارد. 

 قسمتي از ديوار مدرسه سپهسالار كه متعلق به دبيرستان علمي قديم بود در حال مرمت و بازسازي است. بخش‌هايي به بافت اين مدرسه الحاق شده كه به لحاظ معماري كارهاي غلطي است. محل استقرار فرهنگستان اول زبان و ادب پارسي نيز در اين مسجد بود، كه در آن مكان امروز كتابخانه مسجد سپهسالار واقع شده است. از اين رو خاطرات فرهنگستان اول را در اين كتابخانه كه در حال حاضر بازسازي شده، مي‌توان يافت. 

لينک ثابت |جمعه 27 اردیبهشت1387| موضوع: مکان های باستانی و قدیمی |


هنر هخامنشيان

نويسنده : نوید نقی گنجی

هنر هخامنشيان

 

کاشیکاری :

در عهد هخامنشی کاشی هایی لعابدار از شوش و تخت جمشید به دست آمده که بسیار ظریف و زیبا تهیه شده اند.

آثار شوش در زمان هخامنشی با همان شیوه هنر کاشی سازی بین النهرین تهیه شده است. واین خود دلیل دیگری است بر تاثیر هنر بین النهرین بر هنر هخامنشیان .

کاشی لعابدارشوش در عهد هخامنشی . موزه لوور- پاريس .

فلزکاری:

آثار زرين دوره هخامنشی چندان زياد نيست - ولی آنچه به دست آمده از ساختی بسيار ظريف برخوردار است . نکته قابل توجه در آنها - شباهتشان با نقوش برجسته تخت جمشيد است . به همين دليل -شايد آثار ديگری در اين دوره وجود داشته است - اما از آنها خبری نداريم . مرصع کاری نيز در اين دوره رواج داشته است که مبين مهارت کار صنعتگران اين دوره بوده است . مرصع کاری عبارتست از کار گذاشتن سنگهای قيمتی روی فلزات - طلا و يا مواد ديگر می باشد .

بز بادار از طلا و فلزات ديگر ( عهد هخامنشی )‌ارتفاع:۵/۲۷.

لينک ثابت |جمعه 27 اردیبهشت1387| موضوع: معماری |


دیوار سرخ گرگان

نويسنده : نوید نقی گنجی

دیوار سرخ گرگان

 
در دوره ساسانی و نزدیک به ۱۷۰۰ سال پیش دیوار بزرگ گرگان به طول ۲۰۰کیلومتر با نام های قزل ائلان، سد اسکندر، سد انوشیروان، سد پیروز و دیوار دفاعی گرگان که طولانی ترین اثر معماری ایران باستان است طی ۹۰ سال ساخته شد.
دیوار بزرگ گرگان بعد از دیوار چین به طول شش هزار کیلومتر و سمیز آلمان به طول ۵۴۸ کیلومتر بزرگ ترین دیوار جهان است.
به گفته کارشناسان علت ساخت این دیوار حمله اقوام مهاجری به نام هپتالی ها بود. این قوم مهاجم به دلیل طبیعت زندگی شان که تابع قواعد ایلی بود به دنبال مراتع بهتر، مرزهای شمالی ایران را مورد تهاجم قرار می دادند. به همین علت فیروز پادشاه ساسانی برای جلوگیری از هجوم هپتالی ها به کشور دستور داد تا طولانی ترین دیوار دفاعی کشور در مرز شمال شرقی ایران، شبیه به دیوار چین برای مقابله با ورود این قوم مهاجر ساخته شود. همان قومی که چینی ها نیز برای جلوگیری از هجوم آنها دیوار چین را ساختند. اما این دیوار که در زمان پادشاهان مختلف ساخته شده است نتوانست ایران را از گزند دشمنانش حفظ کند.
این اثر، از نظر موقعیت جغرافیایی طبیعی در امتداد ضلع شمالی گرگان رود کشیده شده و اکنون بقایای آن از دامنه بیلی لوه در غرب پارک ملی گلستان (شرق شهرستان کلاله) آغاز می شود و تا نزدیکی روستای صفاایشان و سواحل قدیمی دریای خزر در بخش گمیشان شهرستان (ترکمن) امتداد دارد. در سال ۱۳۷۸ دیوار گرگان به ثبت ملی رسید و از سه سال پیش تا کنون ادامه کاوش ها توسط هیات مشترک باستان شناسی ایرانی و انگلیسی در دیوار گرگان دنبال می شود.
 
 
نخستين پژوهشهاي باستان‌شناسي اين ديوار توسط ژاك دمرگان فرانسوي درست در 100 سال پيش صورت گرفت كه بخشي ار مسير ديوار را از روي نقشه ترسيم نمود. بعد از او باستان‌شناس فرانسوي (آرن) در سال 1312 خورشيدي بخشي از ديوار گرگان را به صورت پيمايشي، شناسايي و معرفي كرد. در سال 1316 خورشيدي اريك اشميت آمريكايي با پرواز بر فراز منطقه ، خط قرمز رنگي را بر روي زمين مشاهده كرد كه با پيچ و تاب از دريا به سمت كوه‌‌هاي پيش‌كمر در شرق استان ادامه يافته است. او با ديدن اين منظره عجيب اين پرواز را بار ديگر تكرار كرد و با تهيه عكسهاي هوايي گام مهمي در شناسايي ديوار برداشت. بعد از ان دكتر محمد يوسف كياني در سال 1350 با پرواز مجدد بر روي ديوار موفق به برداشتن عكسهاي جالب توجهي از ديوار شد و طول ديوار را 175 كيلومتر با 32 قطعه وابسته شناسايي كرد.
در سال 1378 با شروع ساخت سد گلستان بخشي از مسير ديوار در و محدوده كانال آبياري و زهكشي سد قرارگرفت و بنابر ضرورت حفظ ديوار آب سد از طريق دو كانال از زير ديوار هدايت شد. بعد از آن در سال 1381 ، ديوار در شش فصل كاوش شد كه اطلاعات فراواني از آن به دست آمد. به طوري كه هم اكنون باستان‌شناسان طول ديوار را 200 كيلومتر مي‌دانند. از آنجايي كه در برخي از نوشته‌هاي اين ديوار تا مرو ادامه داشته ، باستان‌شناسان احتمال مي‌دهند طول ديوار بيشتر از 200 كيلومتر باشد كه در كاوش‌هاي آينده به جواب آن خواهند رسيد. همچنين تا قبل از تخمين زده مي‌شد اما بر طيق آخرين نمونه‌هاي آزمايش شده در آزمايشگاه‌هاي معتبر اين ديوار مربوط به دوره ساساني است
 
 حمید عمرانی مدیر پایگاه پژوهشی دیوار بزرگ گرگان از ادامه حفاری های دیوار گرگان بعد از ۲۵ سال می گوید؛ براساس عکس های هوایی و نقشه های ارائه شده ۲۰۰ کیلومتر از مسیر دیوار و ۳۸ قلعه در ضلع جنوبی دیوار، خندق، کوره های آجرپزی، کانال های هدایت آب و سد باستانی شناسایی شده اند. اما بخش عظیمی از دیوار و تاسیسات وابسته دستخوش آسیب های جدی در طول زمان شده اند.
وی وجود معماری منظم در طول مسیر ۲۰۰ کیلومتری را از جمله ویژگی های مهم دیوار بزرگ گرگان می داند و می افزاید؛ این دیوار به طور کامل از مصالح آجر و خشت ساخته شده است. شاخص ترین ویژگی دیوار، نظام مهندسی، شیوه معماری، مدیریت آب در سیستم دفاعی آن است که به وسیله کانال های باستانی آب را از طریق رودخانه «گرگان رود» به سمت خندق و کوره های آجرپزی و زمین های پایین دست هدایت می کرده است.
عمرانی از روش کاوش دیوار می گوید؛ از آنجا که تعداد قلعه های موجود در دیوار بزرگ گرگان زیاد است نمی توان همه آنها را مورد کاوش های باستان شناسی قرار داد به همین علت با استفاده از روش بررسی ژئوفیزیک به روش مغناطیس سنجی و الکتریکی می توان آثار را بدون آنکه حفاری صورت گیرد در زیر زمین دید و از وجود آنها باخبر شد. در این روش هیچ گونه حفاری صورت نمی گیرد و تخریبی نیز برای آثار در بر ندارد و بدون آنکه خاک منطقه دست خورده شود، می توان به معماری های موجود در خاک دسترسی پیدا کرد.
وی معتقد است حفاری دیوار و قلعه ها مستلزم یک کار گسترده ۲۰ ساله است و ادامه می دهد؛ به علت نبود بودجه ما توان نگهداری از همین مقداری که حفاری شده است را نیز نداریم. در صورتی که می توان با نورپردازی و تبلیغات این اثر تاریخی را به مردم معرفی کرد.
هرچند دیوار گرگان برای ثبت جهانی در یونسکو معرفی شده است اما همچنان نبود اعتبار برای تهیه نقشه های توپوگرافی و کاداستر برای تعیین عرصه، نبود حریم استحفاظی و عدم رعایت حریم منظری دیوار و تاسیسات وابسته و داشتن عرصه و حریم مصوب که یکی از اساسی ترین موارد احراز شرایط ثبت در فهرست آثار جهانی است، روند ثبت جهانی این اثر باستانی را با مشکل روبه رو کرده است.
 

عمرانی شناسایی و معرفی آثار در سطح جهانی و تلاش برای حفظ آنها در کنار دریافت کمک های فنی و کارشناسی را از جمله مزیت های بسیار با اهمیت ثبت یک اثر در فهرست آثار ملی می داند و می گوید؛ هرچند دیوار بزرگ گرگان در طول صدها قرن خسارات غیرقابل جبران دیده اما با ثبت در فهرست آثار جهانی یونسکو امید می رود این دیوار و سایر محوطه های باستانی همجوار، ابعاد جهانی پیدا کنند و در حفظ و حراست از همه جاذبه های فرهنگی و تاریخی این اثر کوشش بیشتری شود.
 
ديوار گرگان در مناطق كوهستاني 2و در دشت 10 متر عرض داشته و آجرهاي بزرگ آن ابعاد 41 در 41 و قطر 10 سانتيمتر در دهها كوره آجرپزي پخت مي‌شده است. بسته به خاك منطقه‌اي كه آجر پخته مي‌شد رنگ آن از نخودي تا قرمز فرق مي‌كند. خندقي 30 متري هم در جلوي ديوار كنده شده كه آب از طريق آن به دشتها و كوره‌هاي مسير مي رسيد. از ارتفاعات پيشكمر تا روستاي زاو در پارك ملي گلستان كه 35 كيلومتر است بخشهايي از ديوار سالم‌تر باقي مانده و با حفاري در چندين نقطه خوشبختانه بقايايي ديوار از زير خاك بيرون آمده است.
 
در كاوش‌هايي كه تا كنون انجام شده‌است 2 هزار متر مربع از ديوار حفاري گرديده‌است كه درپي‌آن يك آتشگاه و استراحتگاه سربازان كه فضا وابسته به ديوار بوده كشف شده‌است. همچنين دو قلعه از حدود 38 دژ تخمين زده در طول ديوار كاوش شده كه به نظر محل سكونت سربازان بوده است. قلعه‌ها از اندازه‌هاي 120 در 120 متر شروع و بزرگترين آن به 240 در 300 متر مي‌رسيد. اكنون براي حفاظت ديوار در قسمت‌هايي از آن در دو طرف ديوار ميله گذاري انجام شده تا حريم ديوار حفظ و از خرابي آن جلوگيري شود. راندن خودروها بر روي آجرهاي ريخته از ديوار موجب شكستن و از بين آنها مي‌شود و بعضي از اهالي از آجرهاي ديوار براي ساختمان‌سازي خود استفاده كرد‌ه‌اند. همچنين رعايت نكردن حريم ديوار از سوي سازمانهاي دولتي خسارتها‌ي فراواني را به ديوار زده است.
بر طبق گزارشات مردمي نمونه‌هايي از آجرهاي ديوار نزديك ساحل درياي خزر و در داخل خليج گرگان ديده است. در فصل آينده كاوش باستان شناسان قصد دارند باستان‌شناسي زير آب درياي را با كمك غواصان انجام دهند تا آثار معماري احتمالي مدفون شده ديوار گرگان را در زير آب بدست آورند. گفتني است ديوار تميشه ديوار ديگري در جنوب ديوار بزرگ گرگان است كه بخش شمالي آن در خليج گرگان وجود دارد و احتمال اينكه ديوار بزرگ گرگان و تميشه زماني يك ديوار بوده است.
 

در طول مسیر دیوار بزرگ گرگان تا کنون ۳۸ قلعه که بزرگ ترین آنها ۲۰ هکتار و کوچک ترین ۴ هکتار است شناسایی شده است. عمرانی همچنین از لایه نگاری معماری داخلی قلعه ها می گوید؛ بررسی های ژئوفیزیک برای شناسایی معماری داخلی بعضی از قلعه ها چیزی را نشان نداد. چون حفاری های غیرمجاز پیش از انقلاب معماری داخلی آن را به هم زده بود اما در قلعه یی در روستای «مالای شیخ» موفق به شناسایی معماری داخلی چون برج شدیم. مدیر پروژه بزرگ دیوار گرگان معضلات جدی این دیوار را قرارگیری روستا ها در عرصه و حریم دیوار و خندق و تاسیسات وابسته به آن بیان می کند و ادامه می دهد؛ کشت و زرع، وجود کارخانجات صنعتی، تیر چراغ برق، راه و جاده سازی تهدیدهای مهم دیوار بزرگ گرگان هستند که به دلیل کمبود اعتبار در بخش تملک و خرید و آزاد سازی حرایم محوطه های فرهنگی، تاریخی همچنان شاهد تخریب این اثر ارزشمند هستیم
لينک ثابت |جمعه 27 اردیبهشت1387| موضوع: مکان های باستانی و قدیمی |


بررسي قلعه سلاسل

نويسنده : نوید نقی گنجی

بررسي قلعه سلاسل

قلعه سلاس

قلعه سلاسل در شمال شهر شوشتر و بر پهنه اي از سنگ بنياد نهاده شده و بلند ترين ارتفاعات اين شهر سنگي را فراگرفته است از شمال به رودخانه مافاريان و از جنوب به زمين ورزشي و از شرق به سازمان آب و از غرب به رودخانه شطيط (شط كوچك) محدود مي گردد.

محدوده قديمي اين قلعه باستاني از جانب شمال و غرب محدوده فعلي است ولي از جانب جنوب و شرق خندقي آنرا احاطه مي كرده كه هنوز مقداري از آثار آن باقي مانده است. اين دژ قديمي با حصار باستاني شهر شوشتر كه آثار آن در غرب و جنوب غربي خندق باشد و رئدخانه هاي شطيط و گرگر كه از عوامل مهم پايداري شهر و حفظ موقعيت نظامي آن بشمار مي رود همچون نقطه عطف و قلب اين شهرباستاني محسوب مي گردد.

دو مجراي آبرساني فعلي و شمالي قلعه سلاسل و هم سطح رود مافاريان قرار دارد بر روي مجراي شرق سازمان آب تأسيساتي ايجاد كرده است. ولي مجراي ديگر بصورت اوليه باقي است. آب اين دو مجراي آبرساني در زير قلعه سلاسل يكي شده و بوسيله مجراي مشتركي به نهرداريان ميريزد.

جهت رسيدن به نهر داريان دو رديف پلكان ساخته اند. پلكان اول با 8 پله به عرض 90/1 متر، در نتيجه اختلاف  ارتفاع سطح قلعه سلاسل ايجاد شده است.

اين پلكان در سنگ كنده شده است. پس از اين پلكان سطح نسبتاً وسيعي ديده مي شود كه آنرا مي توان پاگرد پلكان اول بحساب آورد. در سمت راست پلكان اول و بفاصله تقريبي دو متر پلكان دوم ديده مي شود كه نسبت به پلكان اول تيزتر و ارتفاع هر پله بلند تر است. اين پله ها را در دوره هاي بعد تعمير كرده اند. پلكان نامبرده به محوطه سربازي منتهي مي گردد. كه نهر داريان از آنجا شروع مي گردد. آبخور اوليه نهر داريان در اين محل قرار دارد و مي توان چگونگي و نتيجه اقدامات بعدي را كه منجر به مسدود شدن اين قسمت گرديده است دريافت. در اين محوطه بر كنار نهرداريان حوض سنگي كوچكي ديده مي شود كه در مواقع طغيان رود داريان، آب در آن جمع مي گردد و در غير اينصورت آنرا با دست پر مي كنند. روبروي اين حوض تونلي است كه به شواداني (شبستان) با ديوارهاي صاف دست ساز منتهي مي گردد و انتهاي آن بصورت نمادي مسدود ديده مي شود.

در جبهه شمالي دوم پلكان ديگري ديده مي شود كه مستقيماً به حاشيه رود خانه مافاريان مي رسد و ديواري به قطر 70 cm محوطه سرباز را از اين پلكان جدا مي سازد.

ايجاد شبستان بزرگ بر كنار نهر قديمي و در زير كف قلعه و در دل صخره در فصل تابستان موجب مي گردد اختلاف درجه اي در حدود 20 درجه پديد آيد. و مي توان پنداشت كه شوادانهاي موجود در شهر شوشتر الهامي از اين پديده باستاني باشد.

در زير قلعه سلاسل در ضلع شمال و غربي و بر حاشيه شطيط نمونه اينگونه فضاها بسيار است و هم اكنون در فصل تابستان از آنها استفاده مي گردد و ساختن آنها در دوره هاي مختلف انجام گرفته است. و همه آنها در اختيار ساكنين قلعه بوده و ايجاد خندق در جبهه جنوبي قلعه سلاسل دسترسي به آنها را براي عموم غير ممكن مي ساخته  است. در ساخت اين فضاها تا آنجا كه ممكن بوده از سنگ طبيعي استفاده كرده اند و جاهائي كه غير منظم بوده است ايجاد ديوارهاي الحاقي آنها را به طرح هندسي در آورده اند. سقف اين فضا را سنگ كوه تشكيل مي دهد و هر كجا كه سنگ در اثر آب باران سوراخ شده و يا بيم ريزش مي رفته است بوسيله طاق هاي آجري گهواره اي و دور چين آنرا پوشانده يا تقويت كرده اند.

نهرهاي آب و اطاقهاي موجود در زير قلعه و در دو سوي شمالي و غربي قلعه سلاسل چنان ارزشي به اين قلعه باستاني داده است كه برقدرت و اهميت آن بسيار مي افزايد.

 در تواريخ و تذكره ها نوشته اند كه جلوي قلعه سلاسل ميدانهاي وسيع بوده كه حتي در مواقع ضرورت انعام ومواشي اهل قراي نزديك را در آنجا جاي مي داده اند.

در بررسي در سطح قلعه مي توان آنچه را كه به آن اشاره شده ديد. هنوز آثار حوضها و اطاق ها و شبستانها و حصار آن پا بر جاست.

در بررسي اين قلعه شبستان (شوادان) با پلكانهاي متعدد مشاهده مي شد كه هنوز سالم مانده حتي نورگيرهاي ان قابل استفاده و با پاك كردن آوار و تعمير آن ديده باز ديد كنندگان بدرون آن كه در حدود 20 متري عمق زمين كنده شده است خيره مي گردد. بر حاشيه مافاريان هنوز آثار پنجره ها و در ها پا برجاست. آثار اطاق هاي كوچك در رديفهاي منظم چگونگي سربازخانه اي را به نظر مي آورد. كف پوش حياط آن پديدار است. چند اطاق آن با اينكه از خاك پر شده هنوز پا برجاست.

در شمال قلعه سلاسل جهت دسترسي به آب داريان پلكان سرپوشيده اي درون سنگ كنده اند كه به يكي از مجرا هاي آبرساني نهر داريان مربوط مي شود. از طريق اين پلكان آب مصرفي قلعه در مواقع ضروري تأمين مي شده است.

آثاريكه در سطح آزاد قلعه سلاسل باقي مانده همگي به دوران اسلام تعلق دارد. و از دوره ساساني فقط ديوارهاي شمالي قلعه را مي توان به حساب آورد. ديوارهاي نامبرده بر حاشيه مافاريان ديده مي شود.

قلعه سلاسل بارها رو به ويراني نهاده و تعمير شده است. يكبار به دست فتحعلي خان پسر واخشتوخان در قرن 11 هجري و دفعه ديگر در سال 1237 بدست محمد علي ميرزاي دولتشاهي بار ديگر به امر نظام السلطنه حسينقلي خان مافي در 1307 مرمت كامل شده است. در دهه 40 باقيمانده قلعه را ويران كرده اند و از مصالح آن در قسمت غربي قلعه ساختمان ادارات دارائي قند و شكر و غله و دخانيات احداث گرديد كه اين ويراني بزرگترين صدمه را به آثار باقيمانده زد و سبب شد كه فقط قسمتهائي از طبقه اول بناها باقي بماند.

قلعه سلاس شوشتر

لينک ثابت |جمعه 27 اردیبهشت1387| موضوع: مکان های باستانی و قدیمی |


فرازی از سخنان امام صادق عليه السلام خطاب به معلی بن خنيس در مورد بزرگداشت نوروز

نويسنده : نوید نقی گنجی

فرازی از سخنان امام صادق عليه السلام

خطاب به معلی بن خنيس در مورد بزرگداشت نوروز

 نوروز روزی است که خداوند در آن از بندگان خويش ميثاق گرفت که جز او را عبادت و پرستش نکرده و به او شرک نورزند و به فرستادگان و پيامبرانش و نيز ائمه هدی ايمان بياورند.

نوروز اولين روزی است که خورشيد در آن طلوع کرد و باد در آن وزيدن گرفت و در آن روز درخشندگی زمين خلق شد.

نوروز روزی است که کشتی نوح بر کوه جودی کناره گرفت.

در اين روز است که جبرييل بر پيامبر اکرم (ص) نازل شد و درست در همين روز است که پيامبر اسلام، حضرت علی(ع) را بر شانه خود گذاشت تا او بت های قریش را از بيت الحرام پايين کشيده و آنها را در هم شکست.

نوروز روزی است که پيامبر به اصحابش دستور داد تا در مورد خلافت و ولايت مومنان با حضرت علی(ع) بيعت کنند.

نوروز روزی است که حضرت علی(ع) بر اهل نهروان پيروز شد.

نوروز روزی است که قائم ما در آن روز ظاهر می گردد و بالاخره نوروز روزی است که قائم ما در این روز بر دجال پيروز می گردد و او را به زباله دان کوفه آويزان می کند.

و هيچ نوروزی نيست مگر آنکه ما در آن روز انتظار فرج را داريم چرا که اين روز از روزهای ما و شيعيان ما است که عجم(ايرانيان) آن را گرامی داشته ولی شما(اعراب) آن را ضايع می نماييد...

 

يا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اليل و النهار يا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال.

ای برگرداننده دل ها و ديده ها، ای تدبير کننده شب و روز، ای گرداننده حول و احوال، ما را به نيکوترین حال بگردان.

 

نوروز درگنجینه معارف اهل بیت(ع) و متون روایی ما از منزلت و جایگاه خاصی برخوردار است. به گونه ای که ایشان بر پاسداشت این روز سخن رانده و از مناسبت های مهم آن یاد کرده اند، و راویان را با اسرار آن آشنا ساخته اند. آنچه که با درنگ در روایات به دست می آید آن است که «نوروز» سمبل تحول و تغییر است البته تحول به سمت نیکویی و بهتر شدن، از این رو بزرگداشت چنین روزی آنچنان که ایرانیان مسلمان انجام می دهند با اهمیت خواهد بود.

مهم ترین سندی که بر نکو داشت نوروز دلالت دارد،روایت معلی بن خنیس از امام صادق(ع)است و در برابر حدیثی از امام کاظم (ع) وجود دارد که عید بودن آن را نفی کرده، آن را سنتی می داند که اسلام آن را محو ساخته است. محدث بزرگ «علامه محمد باقر مجلسی» با قوی دانستن حدیث معلی، حدیث دوم را حمل بر تقیه می نماید. هر چند که در این حدیث، عید انگاشتن نوروز نفی شده است، چنین امری نشان از نفی اصل بزرگداشت نوروز آنهم با توجه به مناسبت های مهم ذکر شده در روایت امام صادق(ع) نیست.

با محور قرار دان روایت معلی بن خنیس به تفصیل از سیمای نوروز یاد می کنیم.

 

الف- اهمیت پاسداشت

معلی در گزارش خود چنین نقل می کند:

در صبحگاه روز نوروز به حضور امام صادق(ع) شرفیاب شدم، حضرت از من پرسید: معلی آیا از امروز چیزی می دانی؟

گفتم : خیر. لیکن عجم ها(ایرانیان) امروز را بزرگ می دارند و به همدیگر تبریک می گویند.

 امام فرمود: همانا گرامیداشت امروز به سبب وقایعی است که برای تو بازگو می کنم.

من از این سخن امام خرسند شدم و اشتیاق خود را برای شنیدن کلام امام ابراز داشتم و از ایشان خواستار بیان آن شدم. حضرت درباره سیمای نوروز به نمونه هایی از حوادث انجام شده اشاره فرمودند، از جمله موارد زیر را بیان داشتند:

1.  پیمان ستاندن خداوند

  هو الیوم الذی اخذ الله فیه میثاق العباد ان یعبدوه و لایشرکوا به شیئا و ان یدینو الرسله وحججه و اولیائه:

خداوند از بندگان خود پیمان ستاند که تنها او را پرستش کنند و پیزی را شریک او قرار ندهند و پیرو رسول او و حجج الهی و اولیائش باشند.

2.  آغاز تابش خورشید

هو اول یوم طلعت فیه الشمس : نخستین بار خورشید در آن روز طلوع کرد.

3.  استقرار کشتی نوح

هو الیوم الذی استوت فیه سفینه نوح علی الجودی: کشتی نوح بر کوه جودی قرار یافت.

4.  بت شکنی ابراهیم

هو الیوم الذی کسر فیه ابراهیم اصنام قومه: ابراهیم خلیل بت های قومش را در هم کوبید

5.  نزول جبر

هو الیوم الذی هبط فیه جبرییل(ع) علی النبی(ص) : جبرییل بر پيامبر خاتم فرو آمد.

6پاکسازی بت های قریش

   هو الیوم الذی حمل فیه رسول الله(ص) علیا(ع) علی منکبیه حتی رمی اصنام قریش من فوق البیت الحرام: رسول خدا (ص) علی(ع) را بر روی شانه اش قرار داد تا او بت های قریش را از روی خانه خدا به زیر افکند.

7.  بیعت با امیر مومنان(ع)

هو الیوم الذی اخذ فیه النبی(ص)، لاَمیرالمومنین(ع) العهد بغدیر خم فاقرو واله بالولایه فطوبی لمن ثبت علیها والویل لمن نکثها : پيامبر خدا(ص) برای امیر مومنان(ع) در غدیر خم، عهد و پیمان ستاند، و در آن روز بر ولایت علی اقرار کردند. خوشا بر آنان که بر ولایت او استوار ماندند و بدا به حال کسانی که آن پیمان را شکستند.

8.  ظهور مهدی(ع)

هو الیوم الذی فیه یظهر قائمنا اهل البیت و ولاه الامر و یظفره الله بالدجال و ما من یوم نیروز الا و نحن نتوقع فیه الفرج لانه من ایامنا حفظه الفرس و ضیعتموه: نوروز روزی است که در آن قائم آل محمد(ع) ظهور می کند و خداوند او را بر دجال پیروز می گرداند. هیچ نوروزی نیست جز آنکه ما در آن فرج او را انتظار می کشیم. نوروز از ایام ما می باشد. ایرانیان آن را بزرگ داشتند و شما (عرب ها) آن را ضایع ساخته، کوچک شمردید.

 

گویا پذیرش این فرمایش برای گروهی سخت می نمود که امام صادق(ع) چنین بیان داشت:

لایعرف سببها الا الراسخون فی العلم و هو اول یوم من سنه الفرس: سبب اش را جز ریشه داران در دانش کسی نمی داند و نوروز همان روز نخست سال ایرانیان است.

ب- آداب نوروزی

     برای نوروز آداب خاصی را بر شمرده اند . در پرتو فرمایش امام صادق(ع) به جز نماز نافله مخصوصی که در این روز می توان خواند، عمل به توصیه های ذیل نیز شایسته است.

اذا کان یوم النیروز فاغتسل و البس انظف ثیابک و تطیب باطیب طیبک: در روز نوروز غسل بنما و پاکیزه ترین لباس هایت را بر تن نما و خویش را با بهترین عطرهایت خوش بو کن.

ج- پیام نوسازی

روایت امام صادق (ع) بر محور«توحید»، «نبوت»، «امامت» و سرانجام «حاکمیت عدالت» استوار است، شاخصه هایی که بشر را به نوسازی و تحول سوق می دهد و مقاطع مختلف زندگی در پرتو دگرگونی و بهتر شدن را بهاری می سازد و تلاقی آن با بهار طبیعت نیز به نوعی هدایت گر آدمی است. با توجه به این نقش ویژه «نوروز» می توان سخن از مبارک بادی نیز راند و آن را پاس داشت و آن را منهای مسایل پیرامونی و خرافی که در گذر زمان بدان آویخته است، در نظر داشت و فرهنگ اصیل ایرانی را نیز حفظ نمود.

 

لينک ثابت |جمعه 27 اردیبهشت1387| موضوع: جشن های ایران باستان |


میرزا احمدخان قوام السلطنه

نويسنده : نوید نقی گنجی

میرزا احمدخان قوام السلطنه

 

توضيحات -  آرامگاه

تاریخ  درگذشت

تاریخ تولد

31 تیرماه 1334 هجری شمسی

1252 شمسی

 

منزل شخصی قوام السلطنه در محوطه بازار تهران

بیوگرافی و زندگینامه

اگر کاریر سیاسی برادر ارشد عمری کوتاه داشت، بر عکس برادر کهتر احمد قوام از زمان احمدشاه تا اواسط حکومت محمد رضا شاه یا قریب 35 سال در صحنه سیاست ایران بازیگر درجه اول بود. البته پس از نخست وزیری رضا خان قوام پرده نشین است تا شهریور 1320 ولی از این تاریخ تا 30 تیر 1331 قوام چهره مرکزی سیاست ایران است. ویژگی نقش قوام در این دوران مستقر ساختن سیاست نو استعماری ایالات متحده درکشور ماست و هر لعنتی که نصیب این امپریالیسم آزمند و مردمخوار به شود حتماٌ باید سهمی از آن را از آن راهگشای اصلی یعنی قوام دانست. قوام در 1293 هجری قمری (1252 شمسی ) در ثلث آخرسلطنت استبدادی ناصرالدین شاه متولد شد و در31 تیرماه 1334 هجری شمسی (1955) به سکته قلبی در گذشت. با محاسبات تقویمی مختلف سن او بین 82 تا 85 نوسان می کند. مرگ قوام در دوران اوج فزاینده قدرت امپریالیسم امریکای شمالی روی داد و او به عنوان سیاستمدار به مراتب از برادرش کامیابی های بیشتری د اشت و با مرادهای برآورده تری مرد و از دولتمردان وابسته « عصر طلایی دلار» است. وی بیست باز وزیر و هفت بار نخست وزیر شد. قوام علاوه بر سیاستمداری و اطلاع از ادب فارسی از ملاکان بزرگ فئودال شمال و صاحب باغ های چای بود. املاک ذی قیمت قوام دوبار از خطر جست. یک بار در اثر فرار رضا خان که اگر زنده می ماند املاک او را مانند املاک دیگران به تصرف خود در می آورد. پس از سقوط حکومت سه روزه قوام در 1331 در مقابل جنبش مردم املاک قوام بنا به تصمیم مجلس مصادره شد ولی بعد از سقوط دولت مصدق و با وساطت آمریکا و دخالت محمد رضا این اموال را دوباره رسما به وی پس دادند. قوام به عنوان مالک در لاهیجان جاه و جلالی داشت و حتی قنبر چهاردهی مباشر او به اتکاء « حضرت اشرف» خود سرور مالکان محلی بود. در اواخر عمر قوام با اجازه «خانم» با دختری روستایی ازدواج کرد که تنها فرزند قوام از اوست و همین امر از امکانات وصلتی که برادرش داشت از او سلب نمود. نخستین شغل قوام شرکت در زمره « عمله خلوت» ناصرالدین شاه بود. سپس پیشخدمت مخصوص شاه شد و این در سال 1312 یعنی یک سال پیش از ترور شاه بود و قوام در این موقع نوزده ساله بود. قوام در پایه برادرش شاعر و ادیب نبود ولی خطی بسیار خوش داشت و خود را دبیر و نویسنده دیوانی وحتی شاعر می دانست که در واقع در نگارش فرامین درباری قاجار کسب تخصص کرده بود. پس از ترور ناصرالدین شاه به دست میرزا رضا کرمانی احمد خان در سال 1314 هجری قمری (1892) رئیس دفتر امین الدوله والی آذربایجان شد و عملاٌ وارد دستگاه محمد علی میرزا ولیعهد گردید و در سال 1315 هجری قمری « منشی حضور» لقب گرفت. لقب در سیستم های سلطنتی ایران از دوران پیش از اسلام نقش مهمی داشت. در ایام قاجار کار لقب دهی و لقب ستانی به ابتذال کشیده بود و وسیله ای بود برای پیش کش ستانی از سوی بخشنده لقب و چاپیدن مردم از طرف صاحب لقب. سیستم القاب در باختر زمین نیز محتوی اخلاقی به از این نداشت و از زمان رم شیوع خاص یافته بود ولی به هر جهت سلسله مراتب یا هیرارشی در جامعه باختری و از آن جمله دربار و کلیسیا نظم و «حساب وکتاب» بیشتری داشت. القاب اعیانیت فئودالی در اروپا با وجود اختلاف لفظی یکی بود و از rchiauc,Duc, Marquis , Comte , Vicomte , Baron , De , Sir , Prince متشکل بود. در ارتش و کلیسا و حتی اصناف بازرگانی (گیلد) و حرفه ای(کورپوراسیون) همین ترتیب مراعات می شد. در ایران پس از اسلام شیوه لقب دهی ما با شیوه متداول در نزد خلفاء مخلوط شد و با افزون پیشوند یا پسوند السلطان، السلاطین، السلطنه، المملکه، الملک، الدوله، وزیر، حضور، دفتر، دیوان، سالار، سردار، لشگر، خان، باشی و غیره به انواع واژه ها قطار عظیمی از القاب غیرروحانی (درباری و لشگری) ایجاد می شد. این خود یک موضوع تاریخی در خورد بررسی است که جا دارد از دوران هخامنشی تا دوران ما بررسی شود و یکی از مظاهر تفرقه طبقاتی و وجود سلسله مراتب دولتی است و در موارد بسیار بسیار محدود ضرورت و توجیه دارد. یاری احمدخان از دوران صدارت عین الدوله «دبیر حضور» یافت و سپس در کابینه مستوفی الممالک ( که به آقا شهرت داشت) وزیر داخله شد و در کابینه صمصام السلطنه (1290) به همین سمت باقی ماند. وزارت داخله به واسطه ارتباطش با تعیین ولات و حکام و در نتیجه کنترل انتخابات مورد توجه شاه و سفارت ها بود و شخص وزیر داخله می بایست آدم مطمئنی باشد که بتوان با او قرار و مدارها را گذاشت. احمد خان به تدریج درزمان مظفر الدین شاه به فرد موثر دربار بدل گردید و دبیر مخصوص و رئیس دفتر سلطنتی شد و «فرمان مشروطیت» به خط اوست. قوام هر جا که مناسب می یافت به این عمل خود سخت می بالید، چنان که گویی مرکب و لیقه و قلم نئین او باعث تحقق وتجسم مشروطیت شده است و نه جنبش و جانفشانی مجاهدان خلق. این یک روانشناسی نمونه وار یک موجود بورکرات است که برای نگارشات خود ارزش آفریننده واقعیت ها و سازنده تاریخ قائل است. از دوران احمد شاه قوام تماما وارد مرکز اصلی سیاست شد و راه او از راه برادرش به تدریج جدا می شو. در حالی که وثوق الدوله خواستار تحکیم قدرت انگلستان بود قوام به دنبال تمایلات شاه روی به آلمان ها و سپس به آمریکائیان دارد. اسناد تاریخی نشان می دهد که هم آلمان و هم آمریکا به این رخنه در قرقگاه خاصه انگلستان علاقه داشتند و عمال آمریکا (به ویژه شوستر) با بذالیت تمام وعد و وعیدهای پخش می کردند. ولی امید به پشتیبانی امریکا یک توهم کوتاه مدت بیش نبود و نقش امریکا در ایران به دنبال بست وبندهای سیاستمداران غربی دوام نیافت. قوام در زمان احمد شاه والی خراسان شد. این دوران با کودتای 3 اوت 1299 شمسی سید ضیاء – رضا خان مواجه شد. سید ضیاء مدیر روزنامه رعد از عمال اینتلیجنس سرویس بود و پدرش سید علی یزدی نیز با این دولت در ارتباط بود. رضا خان را ژنرال بیچراخف از ژنرال های تزاری که خود را به انگلستان فروخته بود به عنوان صاحب منصب قزاقی که در امنیت نظامی کار می کرد معرفی نمود و گویا مخبر تایمز (بنام ریپورتر) او را به دنسترویل شناساند. کلنل محمد تقی خان پسیان رئیس ژاندارمری خراسان به محض کودتا و اعلام عوام فریبانه وتاترال سید ضیاء به مبارزه با اشراف پوسیده و توقیف برخی از آنان، قوام را از خراسان اخراج کرد. کلنل چهار سال در آلمان بود و بر اساس احساس تند ملی گرایانه تا حدی مانند بسیاری امثال خود دچار توهم ژرمانوفیلی شده بود و تصور می کرد که می توان با کمک قیصر از شر تزارها و شاهان انگلیس خلاص شد. رفتار کلنل در آن هنگام که قوام را رانده وخود فرمانروای خراسان شده بود علاقه شدیدش را به ایران و مردم نشان می دهد و به همین جهت در سراسر کشور محبوبیت بزرگی کسب می کند. شهامت و شهادت او بعدها او را به نماد یک سپاهی مردم دوست بدل می سازد و ذکرش را در تاریخ کشور ما جاویدان می گرداند. سید ضیاء الدین مجبور می شود به کابینه سیاه کوتاه مدت خود به دستور ارباب خاتمه دهد و کشور را به سود رضا خان برای مدت بیست سال ترک گوید و به فلسطین برود. قوام که به دستور او محبوس شده بود آزاد و بلافاصله با دریافت لقب جناب اشرف از احمد شاه، رئیس الوزراء می شود. کلنل از به رسمیت شناختن کابینه قوام سر باز می زند و برای اداره ایالت خراسان یک «کمیته ملی» تشکیل می دهد. قوام با یاری کنسولگری انگلیس در مشهد و فئودال های متنفذ این استان نقشه ای به منظور محو کلنل طرح می کند. کلنل در نبرد با فئودال های قوچان به شهادت می رسد و سرش را می برند. عارف می گوید: این سد که نشان سرپرستی است امروز رها ز قید هستی است با دیده عبرتش ببینید این عاقبت وطن پرستی است بدینسان کلنل به دستور قوام و در ایام کشورداری او نابود شد قوام انتقام اخراج وهن آورش را از خراسان از وی کشید. انتقام به رسمیت نشناختن کابینه اش را کشید. قوام کارشناس اقدامات مزورانه و خونین که در اصطلاح امروزی «سیاه» بازی های چرکین Dirty Tricks نام دارد بود و از دست زدن به چنین جنایاتی ابا نداشت. ولی وی به ویژه پس از شهریور 1320 بارها درمجالس دوستان و ارادتمندان خود «سوگند یاد کرد» که در قتل کلنل بی گناه است و این ثمره بی باکی ابلهانه خود اوست و او هرگز نمی خواسته است که چنین بشود. این اوج سالوسی سیاستمداران وابسته ایرانی است که انگشتانشان خون آلود و مژگانشان اشکبار است. ولی مردم ایران قتل پسیان را هرگز بر قوام نخواهند بخشید. چه اندازه برای نگارنده موجب تاسف شد که به هنگام تصفح کتب مختلف در جستجوی زندگی قوام سری هم به لغت نامه دهخدا زدم. متاسفانه این اثر ارجمند که نام دو ادیب نامی و محترم ما یعنی دهخدا و دکتر معین در پشت جلد آن نقش است از زندگی طولانی سیاسی قوام تنها حوادث دوران پس از جنگ دوم جهانی یعنی جنبش آذربایجان را برگزیده و قوام را با چهره یک «سیاستمدار کبیر» که توانسته است تمامیت کشور ما را نجات دهد نشان داده است یعنی جعلیات دربار و ساواک در این کتاب جلیل تکرار شده است. باری در سال 1301 شمسی قوام برای بار دوم رئیس الوزراء شد. ولی این بار حامیان قوام ضعیف شده بودند و نتوانستند او را در قبال عروج پیش گیری ناپذیر سردار سپه که وزیر جنگش بود حفظ کنند. وزیر جنگ نخست وزیر را عقب زد و خانه نشین کرد و مهام قدرت استبدادی را ابتدا به بهانه جمهوری و سرانجام با عنوان علنی سلطنت به دست گرفت و احمد شاه را به عنوان آخرین قاجار از ایران راند. احمد شاه که گاه به ژرمانوفیلی و گاه به یانکوفیلی تن در داده بود خود را تکیه گاه قابل اعتماد لندن نشان نداد. تاریخ نویسان کنونی به علت بی خبری از اسناد سرویس های جاسوسی و آرشیوهای محرمانه وزارت خارجه ها، از بسیارچیزها بی خبرند. حتی درباره سیاستمدار اوائل سده نوزدهم، تالیران، تنها برخی اسناد منتشره در 1933 صد سال پس از مرگ او گوشه های مهمی از فعالیتش را برملا کرد. شاید از عواقب انقلاب بهمن به تدریج بر ملا شدن آن اسنادی باشد که در دوران امیر انتظام ها و بنی صدرها از اختیار دولت ایران خارج نشده است. ما هنوز باید منتظر بر ملا شدن اسناد محرمانه کشورهای امپریالیستی باشیم تا برخی از فعل و انفعالات را بهتر درک کنیم. اما اگر بخواهیم از منطق « جعبه سیاه» Blackbox استفاده کنیم و دود را علامت آتش و «بعره را علامت بعیر و نعره را علامت شیر» بدانیم می توانیم درباره «تغییر رژیم» در ایران حدس هایی بزنیم. روی کار آمدن سردار سپه گویا پیروزی جناح نظامی جاسوسی انگلستان مانند ژنرال دنسترویل، ژنرال آیرونساید، ژنرال ماله سون و ژنرال دیکسون و امثال آنست. ظاهراٌ وزارت خارجه انگلستان و شاید « اینتلیجنس سرویس » کاندیدهایی از قبیل نصرت الدوله و سید ضیاء الدین را که با آن ها ارتباط داشتند بهتر می پسندیدند. نظامی ها معتقد بودند که باید به دور کشور شوروی که از جنگ دشوار داخلی پیروز بیرون آمده بود، یک « کمربند امنیت » Cordon Samitaire کشید و یک سلسله رژیم های نظامی با ارتش و تسلیحات امروزی و ایدئولوژی ضد کمونیستی به وجود آورد. بدینسان ژنرال مانرهایم در فنلاند، ژنرال پیلسودسکی در لهستان، ژنرال دیدزسی میگلی در رومان، ژنرال مصطفی کمال پاشا در ترکیه، سردار سپه رضا خان در ایران، ژنرال امان ا... میرزا در افغان و ژنرال چان کای چک در چین سرکار آمدند. امان ا... میرزا چون در اصلاحات عجله کرد وافکار عمومی را علیه خود برانگیخت و با شورش «بچه سقا» روبرو شد با زن کشف حجاب شده اش ملکه ثریا از راه ایران گریخت و خانواده نادر شاه سرکار آمدند. لذا رضا خان که بیچراخف او را با تعاریف مثبت به انگلیس ها شناسانده بود، حریف نیرومندی بود و شاه قاجار وسیاستمداران اشرافی اطرافش ابدا قادر نبودند جلوی اعتلاء او را بگیرند. امریکا نیز به احمد شاه فهماند که قادر به کاری نیست. لذا شاه و محمدحسن میرزا ولیعهد عزیمت به پاریس را ترجیح دادند. یکی از افسران وفادار به احمدشاه به او گفت: - اعلیحضرت امر بفرمایند ومن فورا سردار سپه را توقیف و به جوخه آتش می سپرم. شاه در جوابش گفت: - جد ما شاه شهید مردی به نام میرزا تقی خان را که بسیار سرکش بود کشت. تا امروز هم همه می گویند اگر میرزا تقی خان زنده می ماند ایران گلستان می شد. حالاسردار سپه هم ادعای اصلاحات دارد. اگر من او را نابود کنم منهم باید مانند جد مرحومم تا قیام قیامت ملامت بشنوم. خیر لازم نیست. این « اپیزود » موثق است. از خود احمد شاه در پاریس شنیده شده است. البته پاسخ احمد شاه به افسر وفادار «سیاستمدارانه» بود. او می دید که امریکا قادر به دفاع از او نیست و انگلستان از رضا خان به سختی حمایت می کند وهمسایه شمالی نیز در وضعی نیست که بتواند در ایران به تحولی کمک کند و تازه اگر هم بتواند به قاجار کمک نخواهد کرد. لذا صلاح خود را در عدم مقاومت دانست و این « استدلال» را برای توجیه خود تراشید. با تغییر رژیم احمد خان، قوام السلطنه به سراغ چای کاری و ملکداری رفت. قوام پیری 71 ساله بود که «از مدد بخت سازگار» کامی که از خدا می خواست میسرش شد و رضا خان در اثر همکاری نزدیک با هیتلر مجبور شد ایران را ترک کند. آلمان نازی در واردات ایران مقام اول را داشت و به وسیله دکتر لیندن بلات امور مالی ایران را «میلسپووار» اداره می کرد و ژنرال کاناریس درایران شبکه مایر – شولته و حزب وابسته «کبود» را به وجود آورده بود. استنباط غریزی نگارنده اینست که این نزدیکی تمام رژیم های نظامی گرداگرد شوروی به هیتلر، جزء سیاست تدارک جنگ دوم علیه اتحاد شوروی بود که چمبرلن و دالادیه بدان دلبستگی فراوان داشتند. ولی بعید به نظر می رسد که رضا خان، علی رغم انگلستان چنین بی احتیاطی را روا داشته باشد. سیر حوادث چمبرلن را با شکست مواجه کرد. چرچیل به سیاست مقاومت علیه هیتلر (به قصد تضعیف او و با این اندیشه که بعدها از آلمان ضعیف شده علیه شوروی استفاده کند) اعتقاد داشت. لذا انگلستان در مقابل منطق دولت شوروی دائر به همکاری نزدیک رضا خان و هیتلر هیچگونه دلیلی نمی توانست ارائه کند. آنتونی آیدن وزیر خارجه چرچیل ضمن اعلامیه ای اعتراف کرد که رضا خان را آن ها «آورده بودند» ولی دیگر از آن ها هم حرف شنوی نداشت. این اعتراف ایدن مانند اعتراف چند سال دیگر او درباره شادمانی از سقوط دولت مصدق واقعاٌ تاریخی است. در شهریور 1320 اتحاد شوروی بر اساس قرارداد1921 و انگلستان خود سرانه وارد ایران شدند. قوام وارد پرمشغله ترین ایام حیات سیاسی خود شد. وی از این ایام تا مرگ سه بار به نخست وزیری رسد. بار اول در سال 1321 به مدت هفت ماه. بار دوم در سال های 1325 – 1327 به مدت یک سال و یازده ماه و بار سوم در 1331 به مدت سه روز. (27 تا 30 تیرماه) هر بار قوام منشا ماجراهای مهمی است. در بار اول میسیون میلسپو را احیاء می کند و به او اختیارات تام داده می شود، پیمان بازرگانی با آمریکا را امضاء می نماید. ژاندارمری را به دست ژنرال آمریکایی شوارتسکپف می سپارد. مواضع آمریکا تحکیم می گردد، ارتش آمریکا بدون کمترین مجوز قانونی با روادید قوام پای در خاک می گذارد. این آغاز پر صلابت سیطره آمریکا در کشور ماست که ده ها سال به طول انجامیده و هنوز ایران به طور نهایی از چنگش نرهیده است. هدف نخست وزیری دو ساله، بار دوم قوام در ظاهر « حل اختلافات » نفت و آذربایجان و توقف نیروهای شوروی در ایران است ولی در واقع قوام در اینجا، به بازی های فریبکارانه وپیمان شکنانه ای دست می زند که تلقین آمریکا، انگلیس و دربار بود و منجر به قطع روابط نزدیکی با اتحاد شوروی شد، هیئت حاکمه در ایران هرگز به استقرار این روابط طبیعی با یک دولت مترقی انقلابی تمایلی نداشتند و حال آن که هم گذشته نشان داد و هم آینده حتما نشان خواهد داد که ایران می تواند از دوستی برابر حقوق و مبتنی بر صرفه متقابل با شوروی استفاده های عظیم ببرد و به یک کشور صنعتی مقتدر و مستقل بدل گردد. این منطق بی امان تاریخ طی دو دهه آینده راه خود را علی رغم هر مشکلی خواهد گشود. قوام در کنار گسستن روابط با همسایه شمالی دست به اقدامات ارتجاعی و تحریک آمیز و ضد دمکراتیک متعددی زد مانند ایجاد حزب مصنوعی «دمکرات ایران» و تصرف مجلس 15 به رسمیت شناختن اتحادیه ارتجاعی عشایر جنوب اعلام حکومت نظامی در خوزستان برای سرکوب جنبش نیرومند نفتگران، قبول خود مختاری فارس برای مقابله با آذربایجان تحت عنوان موافقت نامه نهضت ملی، اعدام 760 تن در آذربایجان، سرکوب خونین جنبش کرد و اعدام خانواده قاضی، سرکوب بی امان جنبش های کارگری و دهقانی در سراسر ایران، وام گیری مشروط از آمریکائیان( بانک بین المللی ترمیم و توسعه) قبول موجی از مستشاران ،مریکایی به صورت میسیون نظامی، قرارداد خرید اسلحه ، بازداشت هزارها تن ، لغو قرارداد با شوروی در مورد نفت شمال. ولی دربار و ستاد ارتش رزم آرا که قوام را به علت «یانکوفیل» بودنش نمی پسندیدند با همه این جنایات او را به تسلیم طلبی در قبال جنبش ملی آذربایجان و کردستان و نزدیکی به شوروی منتسب می کردند و سرانجام در زمستان 1327 وی ناچار شد از نخست وزیری دست بکشد و به اروپا برود. در سال 1328 مکاتباتی بین قوام و شاه انجام می گیرد که جالب است. مثلی است معرفی که « دیگ به دیگ می گوید رویت سیاه سه پایه می گوید «صل علی» پس از حوادث سرکوب جنبش آذربایجان وکردستان و قوام السلطنه به فرانسه سفر می کند ودر اسفند 1328 نامه هایی بین او و دربار محمد رضا شاه رد و بدل می شود. قوام شاه را از دستبرد به قانون اساسی (البته فقط به خاطر منافع زمره خودش) بر حذر می دارد. محمد رضا که جاده استبداد خود را هموار می ساخت، از این نامه بدش می آید و به حکیم الملک پاسخ آن را دیکته می کند. علی وثوق فرزند وثوق الدوله در کتاب «چهارفصل» این نامه ها را می آورد. حکیم الملک از قول شاه به دزدی و رشوه خواری و سوء استفاده های قوام از جواز فروشی در مورد گندم و برنج و اندوختن میلیون ها اشاره می کند. قوام از خود مدافعه می نماید و بر عکس به زمین خواری و سوء استفاده های کلان پهلوی از «املاک واگذاری» اشاره می نماید و هر دو نیز لااقل در این مورد کاملا راستگو هستند. قوام می نویسد: «می فرمایید (یعنی شما اعلیحضرت پهلوی) مردم به خوبی واقف هستند چه کسانی در مدت حکومت خود میلیون ها اندوخته ذخیره کرده (یعنی قوام) و چه اشخاصی نیز میلیون ها در راه رفاه عموم صرف نموده اند.(یعنی من، پهلوی) و درجای دیگر نیز اشاره به جواز فروشی و رشوه خواری فرمودند...» سپس قوام را از خود دفاع می کند که ابداٌ ذخیره ای در بانک ها ندارد و جوازها را هم دوستان «حزب دمکرات ایران» به خاطر پیشرفت سریع این حزب و به حساب حزب خریده اند و ربطی به او ندارد و می افزاید: « این که می فرمایید چه اشخاص میلیون ها در را رفاه عمومی صرف نموده اند، از این قسمت هم خود مردم می دانند که این میلیون ها را خود(یعنی خود پهلوی ها) دارا بوده اند یا از اموال و املاک مردم فقیر و غنی این مملکت اندوخته و بعد که حفظ آن اموال غیر مقدور شد( یعنی بعد از سقوط رضا شاه و واگذاری املاک او به دولت) مقداری از آن را بچه مصارفی رسانده اند؟» شهادت آقایان در حق هم معتبر است و جالب است که آن دزد تاجدار، این دزد بی تاج را بار دیگر در سال 1330 با «فرمان جهان مطاع ملوکانه» به نخست وزیری می رساند. علی وثوق در توصیف عمویش (احمد قوام) می نویسد: خاصه بی اعتنایی، استبداد رای و لجاجتش که در موارد عادی بروز می کرد در مقایسه با روش رجال هم زمانش ... مورد قبول عام نبود. به نظر می رسد که قوام دیگر از صحنه رفته است ولی تناقضات امریکا و انگلیس بر سر نفت جنوب ادامه یافت و یک بار دیگر در 27 تیر 1331 قوام با شعار «کشتیبان را سیاستی دگر آمد» پس ازاخذ دستور از هندرسن سفیر امریکا پس از آن که مجلس به اختیارات دکتر مصدق رای نمی دهد و وی مجبور به استعفاء می شود، نخست وزیر می شود. دراثر آتش گشودن به روی جنبش اعتراضی 30 تیرماه 1331 مردم در دفاع از مصدق و شکست اقدام دولت، قوام در محیط ننگ و سرشکستگی مجبور به استعفا می شود. این سقوط سخت به سقوط برادرش شبیه است: به همان اندازه خفت آمیز و بی برو و برگرد. چهره قاتل پسیان یک بار دیگر کراهت خود را نشان داد و خلق مشت درشت خود را به تارکش کوبید، مرتجع 80 ساله این بار برای ابد به زباله دان تاریخ افتاد. امید است عصر این دینوزورهای سیاسی در مقیاس جهان ما به تدریج به سر آید. به هر جهت زندگی رنجبار، هراس آلود و حرمان زده ما در سایه تاریک آقایی به ظاهر بی زوال این اراذل گذشت. آن ها پیروزمندان و ما شکست خوردگان تاریخ بودیم.

لينک ثابت |جمعه 27 اردیبهشت1387| موضوع: رجال سیاسی ایران |


رویداد های 27 اردیبهشت

نويسنده : نوید نقی گنجی

نخستين جنگ خياباني تاريخ بشر در «شهر ري»