تبليغاتX
سرای کورش و داریوش... ایران سرای کورش و داریوش... ایران

سرای کورش و داریوش... ایران

صفحه ی اصلی- تماس با ما - فرم تماس با ما

عكس تصادفي





Powered by WebGozar

موضوعات

پولهاي قديمي تاريخ صنعت هاي ايران سلسله هاي چين پادشاهان ايراني تاریخ سینما تاریخ علم تاریخ باستان تاریخ ایران مصر باستان تاریخ کلاسیک المان تاریخ شهر های ایران جشن های ایران باستان اسطوره های تاریخی بزرگان علم و پژوهش جنگ های ایرانیان بزرگان موسیقی نامهای اصیل ایرانی گالری عکسهای تاریخی خواندنی های جالب تاریخ روزشمار تاریخ مطالب متفرقه از تاریخ منبع سایت امريكا لينكستان(جديد و بهترين) ضرب المثل ها اخبار داخلي ايران(جديد) دانلود و معرفی کتاب معرفي كتاب مکان های باستانی و قدیمی زرتشت تاريخ كشور هاي جهان تاريخ كشور هاي خاورميانه پادشاهان افقانستان تاریخ نگاران تاریخ کلی اروپا امكانات فراوان وبلاگ بزرگان صورتگری ایران مشکلات و سالهای 1000 تا 1387 ارتش از ...تا ... زنان واپسین خبر ها معماری رجال سیاسی ایران خلیج فارس تبلیغات تاریخ تهران شخصیت های معروف نجوم<جدید> اولین ها (جدید) نقشه کامل ایران ِشعر های کاربران سلسله های ایران ایا میدانید؟ متفرقه history europ

لینک دوستان

ارسال ایمیل و نظرات به مدیر سایت
سراي كورش و داريوش...ايران
فتوبلاگ تخصصی وبلاگ
دامنه وبلاگ1
دامنه وبلاگ 2
نقشه انلاین
وبلاگ سرای کورش و داریوش...ایران 2
عضویت در وبلاگ
دانلود تولبار اختصاصی وبلاگ
شاهانه
سایت سرای کورش و داریوش...ایران
وطن پرست
بخش خاندان بزرگ نقی گنجی
سرزمین جاوید من
دانلود تولبار سرای کورش و داریوش...ایران
سدره
جاوید ایران
بهترین سایت شعر و شاعران
اهنگسازان.صدای اهورا
عكس هاي جنجالي
زیبا ترین قالب های وبلاگ
بزرگترین لینک باکس ايرانيان
هاست و دامين

آرشيو

آبان 1388
مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386

نويسنده

نوید نقی گنجی

آمار سايت

»
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin

اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن ! به مدير وبلاگ ايميل بزنيد ! ذخيره كردن صفحه! اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها! لينک RSS
site map site map ror html site map
Add to Technorati

لوگوي دوستان

كد جاوا


تبليغات


محل قرار گيري تبليغات رايگان شما..... www.melaak.com......

جنگ آنتوانت نبرد فرهاد چهارم با روميان

نويسنده : نوید نقی گنجی

 


جنگ آنتوانت نبرد فرهاد چهارم با روميان

سواركاران پارتي متبحر در تيراندازي به سوي عقب با همين شيوه دشمنان را از پاي درمي آوردند

 

مرگ سزار و جنگهاى داخلى روم در نهايت سبب به قدرت رسيدن مارك آنتوانت و اكتاويوس شد. اكتاويوس در اروپا قدرت را در دست گرفت و آنتوانت پس از ازدواج با كلوپاتراى معروف، مصر، شمال آفريقا و آسياى نزديك را در اختيار گرفت. روم در آن سالها در اوج قدرت بود و لژيونرهاى اين كشور، دنياى متمدن آن روزگار را كاملاً تحت سيطره داشتند اما در شرق آنها موفق به ورود به خاك ايران و بعد از آن دسترسى به ثروت هندوستان نشده بودند. انتقام كراسوس : مارك آنتوانت و بسيارى از سرداران رومى نمى توانستند سرنوشت غم انگيز كراسوس را از ياد ببرند و فكر مى كردند بايد به هر قيمت شده انتقام خون او و ۲۰هزار لژيونر را از ايرانيان بگيرند. علاوه بر آنكه دولت پارت پس از قدرت گرفتن چندبار سعى در تصرف متصرفات روم در سوريه و آسياى صغير كرده بود و بين النهرين نيز اكنون به طور نسبى در تصرف ايران بود. بهانه جنگ در ابتدا بسيار جزئى و غيرقابل استناد بود اما بعداً آنتوانت (آنتونى) بى پرده ابراز تمايل به جنگ كرد و فرهاد چهارم پادشاه ايران نيز سعى كرد خودرا بى علاقه به جنگ نشان دهد اما در خفا به تجهيز نيروهاى خود در سمت راست ساحل فرات پرداخت. برداشت آنتوانت اين بود كه بايد با سپاهى بزرگتر از كراسوس به جنگ ايران برود و به همين دليل ۱۶لژيون بزرگ رومى (۶۰ تا ۷۰هزار نفر) را به همراه ۱۰هزار سوار و سى هزار نيروى ذخيره به سمت فرات برد. پادشاه ارمنستان نيز در اين برنامه ريزى مرگبار، سردار رومى را همراهى مى كرد و ۱۳هزار سوار وپياده براى او آماده ساخت. سپاه عظيم رومى در تابستان ۳۶قبل از ميلاد به فرات رسيد اما جبهه محكم ايرانيها او را وادار كرد تا قواى خود را تا ارمنستان عقب بكشد و در آنجا در كنار شاه ارمنستان ارتاوسدس نقشه ورود به ايران را طراحى كند؛ غافل از آنكه ايرانيان نيز در اين مدت قواى خود را به شمال ايران انتقال داده اند. سرپرسى سايكس در كتاب خود درباره لشكركشى آنتوانت مى گويد: «ارتاوسدس (شاه ارامنه) به او پيشنهاد كرد چون قشون پارت در فرات جمع هستند، بهتر است نقشه جنگ را تغيير داده از ارمنستان به آذربايجان حمله برده و پايتخت آنجا را به تصرف درآورد، چه حكمران آنجا از متفقين پارت است.» راهنمايى ارتاوسدس سبب شد آنتونى نيروهاى خود را به دوقسمت كرده و ماشين آلات جنگى و قلعه گيرى خود را با بخشى از نيروها بر جاى گذارده و به سرعت خود را به پراسپا پايتخت ماد كوچك (آذربايجان) برساند. اما وقتى به آنجا رسيد، مشاهده كرد ايرانيان آماده مقاومتند، پس در انتظار رسيدن برجهاى متحرك، منجنيق و ساير ادوات قله گيرى ماند. اولين ضربه مرگبار : اشتباه بزرگ آنتوانت در بر جاى گذاشتن ماشين آلات جنگى با چندهزار سرباز براى او بسيار گران تمام شد چرا كه پارتيها صاعقه وار به سربازان رومى و استاتيانوس سردار آنها حمله برده و روميها را كه شمار آنان به هزار نفر مى رسيد، قتل عام و ماشين هاى او را تصاحب كردند. پادشاه ارمنستان در اين زمان اوضاع را نامناسب ديد و حدس زد آينده بدى در انتظار روميها است، بنابراين بى صدا با سپاه خود از روميها جدا شد وناگهان آنتوانت متوجه شد قرار است بلاى كراسوس سراو و سربازانش نازل شود. ضربه دوم : در حالى كه مواد غذايى روميها رو به اتمام بود، پارتها جنگ و گريز را آغاز كردند. پاييز فرا رسيد و آنتوانت ترجيح داد محاصره پراسپا را ترك گويد، اما اين بار اين پارتها بودند كه او را راحت نگذاشتند. سپاه روم از طريق اروميه امروزى بناى عقب نشينى گذاشت و براى آنكه بلاى كراسوس بر سر آنها نيايد، عقب نشينى از مناطق كوهستانى را ادامه داد اما در حوالى تبريز اولين برخورد سنگين با سپاهيان پارتى به وقوع پيوست. آنتوانت فلاخن اندازان را كه از گلوله هاى سربى استفاده مى كردند، به عنوان تير آخر خود به ميدان آورد و سواران گل نيز از جانب ديگر به دفاع از لژيونها پرداختند و پارتها را به عقب راندند. اما پارتها ۱۹روز مداوم با شيوه جنگ و گريز روميها را كاملاً خسته كردند و در نبردى بزرگ در حوالى رود ارس ۸هزار رومى ديگر كشته شدند. هزيمت روميها به سمت غرب، فرهاد را بر آن داشت روميها را به حال خود رها كند اما «سرماوگرسنگى» اكنون به كمك پارتها آمده و باقيمانده سپاه او را نيز از پاى درآورد. هزاران رومى ديگر نيز تا رسيدن به مقر زمستانى روميها كشته شدند. گفته مى شود در اين نبردها بالغ بر ۲۰هزار رومى كشته شدند. اين نبردها در ۳۵قبل از ميلاد خاتمه يافت. نتيجه نبردهاى دوم ايران و روم : ۱- آنتونى چندى بعد از شكست از اكتاويوس سردار ديگر رومى كشته مى شود اما بى شك شكستهاى او در ايران و ارمنستان در اين «افول قدرت» بى تأثير نبوده و ابهت اين سردار رومى پس از شكستهاى خرد كننده در شرق فرو ريخته است. شكست او در ۳۱قبل از ميلاد از اكتاويوس سبب خودكشى اووكلوپاترا مى شود. ۲- روم درمى يابد در شرق قادر نيست از «حدى» جلوتر برود چرا كه دولتى پرقدرت مانع دست اندازى «امپراتورى» به بين النهرين، پارس، پارت و ايلام است. اين شكست سبب شد اكتاويوس نيز كه اكنون به نام اگوستوس معروف شده و قدرتى در سطح سزار و سولا يافته بود مصالحه را با فرهاد به جنگ ترجيح دهد. اگوستوس در اين زمان قدرتى بسيار زياد داشت و به گفته مورخان تنها ارتش ثابت او ۲۵لژيون ۵هزار نفرى (۱۲۵هزار نفر) بود. سپاهيان روم در اين زمان كل اسپانيا، فرانسه، بخشى از آلمان، اتريش، سوئيس، كل ايتاليا، كل بالكان، يونان، غرب تركيه ، سوريه و شامات (اردن، لبنان، فلسطين)، شمال عربستان، مصر و شمال آفريقا را در اختيار داشتند و بى شك اگر دولت پارت نبود آنها به فكر بلعيدن خاك ايران، بين النهرين، ايلام، آتروپاتن (آذربايجان) و ارمنستان مى افتادند. شكست پياپى ۲سردار رومى به فاصله ۲۰سال (كراسوس ۵۳قبل از ميلاد و آنتوانت ۳۴قبل از ميلاد) اشتهاى روم را براى پيشروى به سوى شرق سرد كرد. ۳- روش رزمى پارتها (جنگ و گريز سواران)، روميها را به وحشت انداخت و آنها به اين فكر افتادند كه چگونه مى توان براى اين نوع مبارزه چاره انديشى كرد.

لينک ثابت |یکشنبه 29 مهر1386| موضوع: جنگ های ایرانیان |


جنگ ايسوس دومين جنگ داريوش سوم و اسكندر مقدوني

نويسنده : نوید نقی گنجی

 

جنگ ايسوس دومين جنگ داريوش سوم و اسكندر مقدوني

اسكندر مقدوني پيش آپيش سپاه خود بي باكانه مي تازد

 

( 333 ق . م . ) در ايسّوس نزديك خليج اسكندرون داريوش انتظار ورود لشگر اسكندر را داشت و در اين جا نقشه اي در نظر گرفته بود كه اگر قشون او مشق كرده و فرماندهي به عهده سردار متين و رشيدي بود اسكندر در خطر بزرگي مي افتاد وليكن حضور داريوش مانع از گرفتن نتيجه گرديد . توضيح آن كه چون اسكندر از تنگه آمان گذشته به طرف سوريه رهسپار گرديد داريوش از كوه هاي آمان عبور كرده در ايسّوس اردو زد و پشت لشگر اسكندر را گرفت . انتشار اين خبر در اطراف و اكناف عالم اثر عجيبي نمود چنان كه در آتن شادي ها كردند چه مطمئن بودند كه روابط اسكندر با مقدوني قطع شده و اضمحلال لشگر او حتمي است . وليكن اسكندر همين كه وضع را چنين ديد جبهه لشگر خود را برگردانده بي پروا به سپاهيان سنگين اسلحه ايراني در ميسره حمله كرد و اين ها عقب نشسته فرار كردند . داريوش چون عزيمت اينان را ديد خود نيز فرار نمود ( در اين موقع ايراني هاي رشيد خيلي فداكاري كرده نگذاشتند اسكندر به شاه برسد و او فرصت يافت كه بر اسب نشسته فرار كند ) بعد از اين واقعه آن قسمت هاي قشون ايران هم كه دليرانه جنگ مي كردند متزلزل گرديده فرار نمودند . عده سپاهيان داريوش را در اين جنگ 600000 نوشته اند . در جزو اين عده 30000 يوناني اجير بودند و اين ها بعد از متزلزل شدن ساهيان ايراني مدتي پافشاري كرده و مرتباً به طرف كوه رفته مواقع محكمي گرفتند و مقدوني ها جرأت نكردند آنها را تعقيب نمايند . يكي از جهات شكست قشون ايران را از اينجا مي دانند كه چون ميدان جنگ بين دريا و كوه واقع و تنگ بود ، عده زيادي از لشگر ايران به كار نيفتاد و سواره نظام ايران نتوانست عمليات كند . پارْمِنْ يُنْ ( PARM?NION ) يكي از سردارهاي اسكندر چادرهاي داريوش را كه مادر و زن و دختر و خواهر او در آن بودند با غنايم بسيار تصرف كرد و داريوش در اثر اين شكست تكليف صلح به اسكندر نمود . شرايط صلح اين بود : 1 – ايران 10000 تالان ( 12 ميليون به پول حاليّه ) بپردازد . 2 – تمام ممالك از دجله تا درياي مغرب و بحرالجزاير به مقدوني واگذار شود . 3 – داريوش دختر خود را به اسكندر بدهد و او در ازاي اين گذشت ها صلح نموده خانواده داريوش را مسترد دارد . اين شرايط را اسكندر نپذيرفت و گفت كه اسرا و غنايم و غيره بر اثر فتح متعلق به او مي باشند اما در باب صلح بايد خود داريوش نزد او رفته درخواست آن را بنمايد . پس از آن اسكندر به طرف جنوب براي تسخير سوريه حركت كرد * - * - نوشته اند كه اسكندر در باب شرايط با دوست خود پارْمِنْ يُنْ شور كرد . او گفت اگر من به جاي تو بودم قبول مي كردم . اسكندر در جواب گفت اگر من هم به جاي تو بودم قبول مي كردم - * - * وليكن شهر صور و غَزَهْ ودتي با او جنگ كردند . اولي 7 ماه قشون مقدوني را معطل نمود و بالاخره اسكندر از اين راه بهره مندي يافت كه قسمتي از كشتي هاي فنيقي بعد از مشاهده ضعف ايران فرار كرده به طرف اسكندر رفت و كشتي هاي جزيره قبرس نيز به آنها ملحق شد ولي بعد از ورود سپاه اسكندر به شهر جنگ خاتمه يافت چه صوري ها از جان گذشته مقاومت كردند و مقدوني ها مجبور شدند تقريباً هر خانه را مانند قلعه اي بگيرند ( در اين مورد اسكندر خيلي بي رحمانه رفتار كرد ) مقاومت غزه را از شجاعت باتيس قلعه بيگي اين شهر و فداكاري ساخلو آن كه عرب بود مي دانند . اين ها تا آخرين نفر كشته شده دو ماه اسكندر را معطل نمودند . پس از آن اسكندر به مصر درآمد و مصري ها با آغوش باز او را پذيرفتند . بعد اسكندر به معبد آمّون رفت و كاهنان مصري او را پسر خدا دانستند * - * - مادر اسكندر به او گفته بود كه او پسر خدا است و اسكندر يقين حاصل كرده بود كه اين حرف مادر راست است با همين مقصود به معبد آمّون رفت كه او را پسر خدا بدانند . دو معبد يوناني كه در آسياي صغير بودند نيز او را به اين مقام شناختند - * - * پس از آن او اسكندريه را در كنار درياي مغرب بنا و جذب قلوب از مصري ها نمود و در موقع حركت ، رياست قشون مصر را به يك نفر مقدوني ، رياست ماليه را به يك نفر يوناني و باقي ادارات را به مصري ها سپرد ( 331 ق . م . ) .

لينک ثابت |یکشنبه 29 مهر1386| موضوع: جنگ های ایرانیان |


جنگ زنجير اولين جنگ اعراب با يزدگرد سوم ساساني

نويسنده : نوید نقی گنجی

جنگ زنجير اولين جنگ اعراب با يزدگرد سوم ساساني

 

از زمانى كه خسروپرويز نامه فرستاده حضرت محمد(ص) را پاره كرد تا زمانى كه مسلمانان به صورت جدى امپراطورى ساسانى را تهديد كردند كمتر از ۲۰ سال فاصله شد اما در اين مدت همه چيز تغيير كرده بود. شاهنشاهى ايران در اثر كشمكشهاى طولانى با روم تضعيف شده و تغيير مداوم پادشاهى و جامعه طبقاتى بى رحم هم مزيد علت شد تا بزرگترين دولت سياسى آن زمان آماده فروپاشى باشد. از آن طرف اعراب مسلمان علاوه بر تشكيل يك واحد متشكل نظامى با بهره گيرى از اتحاد اعراب بيابانگرد، با بهره گيرى از فرماندهى مناسب به سرعت در حال توسعه بودند. جنگ زنجير ابوبكر كه پس از پيامبر به خلافت رسيد در ۱۲ هجرى برابر با ۶۳۳ ميلادى زمان را براى نبرد با ايران آماده ديد. وى مرد قدرتمند عرب «خالد بن وليد» را مأمور حمله كرد. خالد در حركت خود به سمت ايران ابتدا در جنوب براى بصره با قواى هرمز سردار ايرانى درگير شد و در نبردى تن به تن وى را كشت و اعراب نيز سپاه وى را از بين بردند. اعراب در درگيرى ديگرى بطور همزمان سپاه كمكى ايران به سردارى «قارن» را نيز در هم كوبيدند و جنگ سلاسل يا زنجير سبب اولين برترى اعراب مسلمان به قواى ايران شد. اعراب در «ولجا» نيز (نزديك مصب دجله و فرات) شكستى ديگر نصيب سپاه ايران كردند.

لينک ثابت |یکشنبه 29 مهر1386| موضوع: جنگ های ایرانیان |


عکس هایی از خاندان بزرگ پهلوی

نويسنده : نوید نقی گنجی

 

 

 

 

 

.: ادامه مطلب :.

لينک ثابت |پنجشنبه 5 مهر1386| موضوع: گالری عکسهای تاریخی |


امپراطوری ایران و ایران امروز

نويسنده : نوید نقی گنجی



¿وسعت و عظمت ايران در عصر امپراطوری ساسانيان
دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۸۶

ایران امروز

¿سرنوشت و ماجراي قتل اسماعيل آقا سميتقو
شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۸۶

سميتقو    

سميتقو و ياران وي پس از چهارده سال ياغي گري و قتل صدها ايراني جوان و غارت اموال مردم و آتش زدن و تخريب شهرها و دهات و اسير گرفتن زنان و دختران مردم ، سرانجام به كيفر اعمال ناشايست خود رسيدند . او سرانجام در سال 1309 در محل جنايات خود كشته شد . يداله ابراهيمي سلطان لشكر تبريز به عنوان شاهد عيني و يكي از طراحان قتل سميتقو خاطرات خود را  تحت عنوان « قتل اسماعيل آقا سميتقو » چنين نوشته است :

 

ما به وسيله تيمور نامي كه قبلا" جزء نيروهاي اسماعيل سميتقو بود و مدتي بود كه در اثر اصابت گلوله در جنگ زخمدار شده و اسير گشته بود و مدتي در محبس نظامي به سر مي برد  ، از طرف فرمانده لشكر آذربايجان نزد من فرستاده شد كه به وسيله او با اسماعيل آقا تماس بگيرم . و به وسيله نامه به او نصيحت كنيم كه بهتر است از اين سرگرداني خود را خلاص كرده و به وطن مالوف مراجعت نموده و انقياد خود را نسبت به رضا شاه پهلوي ثابت نمايد ، و به او وعده داديم كه در صورت مراجعت به ايران از هر حيث راحت و آسوده گردد .

اسماعيل آقا كه به خيال خود فرض مي كرد دستگاهي كه او را مامور توليد جنجال نموده ما را هم مامور دعوت او كرده است اين دعوت را به حسن نظر پذيرفت و تصميم به ورود به ايران گرفت . شب هنگامي گزارش به من رسيد كه اسماعيل آقا سميتقو بارزان را به قصد ايران ترك گفته است . فرماندهي قواي متمركز در كوه را به روساي عشاير واگذار و خود براي مواظبت از اوضاع به مهاباد آمدم . پس از تماس تلفني با سرهنگ نوروزي فرمانده قواي اشنو معلوم شد اسماعيل آقا به چادر خورشيد آقا هركي كه وارد و از او تقاضاي ملاقات نموده است . در پي اين موضوع اسماعيل آقا با 20 نفر  سوار وارد اشنو شد ، و به زودي متجاوز از 600 سوار روساي قبايل محلي به او پيوستند .

اسماعيل آقا سميتقو و خسرو فرزندش چند دقيقه قبل از كشته شدن . دست راست او سرهنگ صادق خان نوروزي فرمانده پادگان سلماس ديده مي شود . از راست نفر دوم نايب مبشر نظام فرمانده گروهان

تكليف من روشت بود فورا" به طرف اشنويه حركت كردم ، ساعت 11 صبح وارد اشنويه شدم . در منزل سرهنگ نوروزي با سرهنگ دكتر امير اعلم و اسماعيل آقا مواجه شدم . سرهنگ نوروزي قبلا" لباسهاي نو  و تميز براي اسماعيل آقا تهيه و بر تن او كرده بود  ، اسماعيل آقا شخصي ترسو بود و جز قضا و قدر ممكن نبود كسي او را در شهر و يا جاي مشكوك ببيند حتي در خانه خود نيز هيچگاه پشتش را به جاي باز نمي گذاشت كه مبادا مورد سو قصد واقع شود . تنها خواست خدا بود كه اين مرد را جسور كرده و او را تا  چهار ديواري اشنويه كشانده بود  . به من الهام شده بود كه اتفاقات سويي خواهد افتاد و بهتر است تا حد امكان از معركه دور باشم چون به محض اينكه اسماعيل آقا بويي از ماجرا مي برد همه را از دم تيغ مي گذراند و مسلما" اول من مورد سو قصد او واقع ميشدم .

بالاخره اشنويه را ترك گفته و در قريه گنده ويله در چند كيلومتري اشنويه متوقف شدم ، تقريبا" نيم ساعت نگذشته بود كه صداي تير و تفنگ از اشنويه به گوش رسيد و جريان قضيه از اين قرار بود :

اسماعيل آقا ظنين مي شود و تصميم مي گيرد كه قواي اشنويه را بدون سر و صدا از بين يرده و تا شب به انتظار سرتيپ مقدم بماند و اگر نامبرده بي باكانه وارد اشنويه شد فوري دستگير و نابود نمايد  . به همين منظور خورشيد آقا را با چند نفر به  خانه سرهنگ نوروزي مي فرستد كه مشاراليه را دستگير سازد و خود نيز پس از بدست با قدرت سواره نظام به عده پياده فائق آيد . خورشيد آقا و همراهان به خانه سرهنگ مي روند و در حياط خانه سرهنگ را كه در بالاخانه مشغول تفكر بوده است به صدا در مي آورند . سرهنگ نوروزي مي گويد الان پايين خواهم آمد . خورشيد آقا عجله كرده يك عده اي را براي دستگيري سرهنگ به بالا مي فرستد .

سرهنگ كه صداي پاي عده اي را در پله كان مي شنود درب اطاق را از داخل چفت كرده به سراغ تفنگ مي رود كه اگر اتفاقي افتاد مفت به كشتن نرود .

نفرات كه با درب بسته مواجه مي گردند به درب فشار آورده و تصميم به ورود مي گيرند . از طرف سرهنگ تيري به طرف درب مورد تجاوز شليك مي شود كه يكي از نوكرهاي خورشيد آقا هدف گلوله قرار مي گيرد . در همين موقع خورشيد آقا قراول درب منزل سرهنگ را كه از صداي تير خود را آماده كرده بود با طپانچه از پاي در مي آورد .

تلفنچي سرهنگ در يكي از اطاقها مواظب اوضاع بود ، آنا" با يك تير خورشيد آقا را از پاي در مي آورد . محمد پيشخدمت سرتيپ مقدم كه در اطاق جلوي پنجره نشسته بوده اسماعيل آقا و  عده اي را كه به طرف باغ ملي اشنويه مي رفته اند روبروي خود مواجه مي بيند و اولين تير را با مهارت كامل به سينه اسماعيل آقا نشانه گيري كرده و شليك مي نمايد . اسماعيل آقا دست را به جاي زخم گذاشته و با يك فحش به عجم بر جاي خود مي پيچد .

ستوان يكم مبشر نظام فرمانده گروهان كه در بالاخانه مجاور بوده با تفنگ برابر پنجره مي آيد و تير دوم را او به اسماعيل آقا شليك مي كند . در همين حال استوار اسماعيل خان سوار نيز كه از عقب متوجه اوضاع شده بود تير سوم را به اسماعيل آقا هدف گيري مي نمايد .

مرگ اسماعيل آقا و خورشيد آقا افراد عشاير را بي سرپرست گذاشته و آرايش نظامي آنها به هم ريخته و به صورت انفرادي به دفاع بر مي خيزند كه از آنان 40 نفر كشته ميشود . سواران هكري بنا بر تعصب جنازه خورشيد آقا را به طرف رودخانه برده و با جنگ و گريز خود را از مهلكه خلاص مي كنند و سه نفر از نوكرهاي اسماعيل آقا نيز خسرو فرزند اسماعيل آقا را از ميدان خارج مي كنند .

جنازه اسماعيل آقا نيز در همان كوچه باقي مانده و كسي در پي جنازه و دفن آن نيست . فورا" به اشنويه دستور دادند محمد جنازه اسماعيل آقا را با اتومبيل به رضائيه بياورد و پس از دستور طي گزارش تلگرافي مرگ اسماعيل آقا را به عذض رضا شاه رسانديم كه موجب شادماني بسيار رضا شاه و امراي ارتش گرديد ، و به اين ترتيب غائله بزرگي كه مدت 14 سال آذربايجان را به خاك و خون كشيده بود به ترتيب عجيبي كه در فوق شرح داده شد پايان يافت .

نعش اسماعيل آقا سميتقو . ايستاده از راست : نايب مبشر نظام ، سرهنگ نوروزي ، شش افسر از درجه داران لشكر آذربايجان كه براي قتل سميتقو  به سلماس رفته بودند . نفر سوم از راست گروهبان قرچه داغي گماشته سرتيپ ظفر الدوله مقدم است .

اسماعیل سمیتقو که بود ؟

اسماعيل آقا شكّاك ملقب به سردار نصرت، فرزند محمدآقا و نوة علي‌خان شكاك معروف به سمكو و مشهور به سميتقو بود. سمكو در لهجة شكاك، مأخوذ از اسماعيل است و اين ايل، اسماعيل را بيشتر سمكو مي‌گويند، كه در فارسي سميتقو خوانده مي‌شود. سمكو هواداران خود داشت.

 

در ربيع‌الثاني 1339 سميتقو با استفاده از اختلافات سياسي ميان دسته‌هاي شهري‌ ـ بنا به دعوت يكي از اين گروهها زمام اورميه را نيز در دست گرفت. با اين دگرگوني كه از لحاظ قتل و غارت، براي ساكنان شهر و روستاهاي اطراف آن، از دورة حكمروايي مسيحيان در ادوار گذشته هيچ كم نداشت، اقتدار سميتقو به اوج رسيد. چندي بعد در رأس نيرويي به سمت جنوب شتافت و در اواسط مهر 1300، ساوجبلاغ (مهاباد) را به تصرف درآورد و در ساير جبهه‌هاي جنگ نيز چندين حملة نيروهاي دولتي را دفع كرد، از جمله در قزلجه (دي 1300) و مياندوآب (تير 1301) كه با ضايعات سنگيني بر قواي دولتي توأم بود.

 

در اين ميان با تشكيل قشون متحدالشكل ايران تحت سرپرستي رضا خان سردار سپه و همچنين فراغت نسبي اين نيروي جديد از تحولات گيلان، مجموعه اقدامات جاري براي پايان دادن به غائله سميتقو صورت منسجمي يافت؛ در تدارك زمينه‌هاي سياسي اين امر، دولت براي متقاعد ساختن مليّون ترك ـ تشكيلات مصطفي كمال در آنكارا ـ به سلب حمايت از سميتقو، هياتي را تحت سرپرستي ممتاز‌‌الدوله به تركيه روانه كرد. هم‌زمان با توافق تهران و آنكارا در اين زمينه تجديد سازمان نيروهاي موجود و استقرار واحدهاي نظامي اعزامي در جبهه جنگ عليه سميتقو، كه اينك تحت فرمان دهي امان‌‌الله ميرزا جهان باني (سرتيپ) قرار داشت، صورتي نهايي به خود گرفت و در اواسط مرداد 1301 حملة نيروهاي دولتي آغاز شد.

و بالاخره در جريان يك درگيري با نيروهاي مرزي تركيه در مهر 1301 به كلي متلاشي شده و سميتقو به سمت عراق گريخت.

 

پس از اين  مقامات نظامي ايران بهتر آن ديدند كه به سميتقو تأمين داده و او را به اتفاق همراهانش در ايران تحت كنترل داشته باشند. در اواسط ارديبهشت 1304 سميتقو پس از ملاقات با عبدالله خان اميرطهماسب در كهنه‌شهر سلماس به اتفاق دويست تن از اعضاي خانواده و همراهانش در صومعه  برادوست مستقر شد و اندك زماني بعد، در اواخر خرداد همان سال نيز در خلال سفر رضا خان سردار سپه به آذربايجان، شخصاً به ديدار او شتافت.

با اين حال دورة آرام و قرار سميتقو به درازا نكشيد؛ در پاييز 1305ش در حالي كه دور جديدي از اختلافات مرزي ايران و تركيه بروز كرده بود و هر دو، طرف مقابل را به تحريك كردها بر ضد ديگري متهم مي‌كردند، اسماعيل آقا از نو وارد كار شد و در اوايل مهرماه با گروهي از افرادش به شهر سلماس حمله برد. اما راه به جايي نبرد .

اسماع)


¿خداوند اين كشور را از دشمن ، از خشكسالي ، از دروغ محفوظ دارد
يكشنبه ۰۶ خرداد ۱۳۸۶

در این کتیبه داریوش کبیر شاهنشاه ايران و انيران از اهورامزدا درخواست ميكند كه ملتش را از سه عامل مهم بد فرجامي بشر ايمن بدارد ، و بسيار  مهم است كه دروغ به عنوان يكي از مهمترين عوامل بدبختي يك ملت به شمار مي رفته ، خصلتي كه در ايراني عهد باستان زبانزد بوده ، و متاسفانه اينك راستگويي به گوهر نايابي بدل گشته . به اميد احياي مجدد فرهنگ راستي و راست گفتاري .

لينک ثابت |چهارشنبه 4 مهر1386| موضوع: تاریخ باستان |


ارزش و احترام آب نزد پارسيان

نويسنده : نوید نقی گنجی

ارزش و احترام آب نزد پارسيان

 

آب و آبياري در ايران پيشينه اي ديرينه و فراتر از تاريخ مدون دارد.

بر خلاف بسياري از مناطق دنيا, وضعيت جغرافيائي و آب وهوائي در ايران به گونه اي نبوده است كه آب در محل زندگي مردم مهيا و در دسترس باشد به اين سبب ايرانيان در طول تاريخ همواره كوشيده اند كه آب را در كنار خود قرار دهند.

 

ايران به عنوان متمدنترين كشور دنيا در زمينه كشاورزي و تامين و بهره برداري پايدار از منابع آب تجربه هاي گرانقدري دارد چنانكه قدمت كاريزها را به پيشداديان نسبت ميدهند و آمده است كه منوچهر شاه نخستين كسي بود كه كاريز كند و آب را از زمين با انديشه كردن بيرون اورد.

 

روشهائي از آبياري مانند استفاده از كوزههاي سفالي (كه هنوز هم در نواحي حاشيهء كوير ايران متداول است.) گواه اين است كه ابتكار آبياري به اصطلاح قطره اي به نياكان ما تعلق دارد و آنان با انتخاب گياهان و ارقام مناسب و شيوههاي حفظ رطوبت خاك و استفاده از سيلاب به شيوه بند سازي , به شيوه اي مناسب از منابع آب استفاده ميكردند , شيوه اي كه امروز با نام "اسپيت" سامانهء نوين و پايدار آبي معرفي ميشود.؟

 

نياكان ما ساليان دراز با استفاده از آب و خاك شور به توليد محصول پرداخته و با اين شيوه آشنا بوده اند.

 

دانش بومي آنها در بهره برداري از آب و خاك شور از گنجينه هاي علمي با ارزش دنياست كه امروزه توجه جهانيان را به خود جلب كرده است.

 

مهمتر از همه اينكه آب در آيين زرتشت و در بين پارسيان بسيار مقدس بوده و هست قداست آب و حفاظت از آن تا آنجا با فرهنگ و كيش و آيين ما در آميخته است كه حتي امروزه سوگند خوردن به آب در ميان روستاييان متداول است.

 

 در گذشته نيز اگر فردي قصد عهد بستن داشت مايعي را به علامت درستي گفتار خود مينوشيد كه اين مايع تشكيل شده از آب و گوگرد بود به عبارتي درست تر كه آبي كه در آن مقداري گوگرد نيز وجود داشت به نام "سوگند" ناميده ميشد كه بعدها در زمان اعراب به هر عملي كه منتهي به بستن عهدي آسماني ميشد سوگند خوردن اطلاق ميكردند.

 

جالبتر آنكه فعل خوردن نيز از روي آن حذف نشده است و در اين زمان نيز "ميگوئيم سوگند ميخورم" در حاليكه بايد گفته شود "سوگند ياد ميكنم" پس ما هنوز هم ما بدون آنكه خود بدانيم از نياكانمان و آيين زرتشتي پيروي ميكنيم.

 

اكنون هم هيچ مراسم كيشي را نميتوان يافت كه در ان از آب به عنوان يك ماده مقدس نامي به ميان نيامده باشد.

 

بر فرض شستن قبر نياكانمان از اينروست كه در گذشته اگر آب و يا نوشيدني ديگري را مينوشيدند مقداري از ان را به پاس احترام به روح نياكان بر زمين ميريختند و اكنون با كمي تغيير نا محسوس ما قبر آنان را پاك ميشوئيم.

 

تاريخ نويسان تمدن پارسيان را "تمدن هيدروليكي"و اخلاق آنان را "اخلاق آبي" بيان ميكنند.

 

مردم ما تلف كردن آب را گناهي بزرگ و حفاظت از آنرا كرداري نيك ميدانستند.

نياكان ما در مهار كردن و انتقال آبهاي سطحي نيز از دانش و فناوري بسيار قوي برخوردار بودند.

 

بنا نهادن سدهاي بلند قوسي و انتقال بين حوضه اي و مجاري زير زميني (كه گاهي عمق آنها بالغ بر 300 متر است) نمونه اي از دانش و فناوري منحصر بفرد آنهاست.

 

بيش از 1000/هزار سال قبل كه اروپائيان حتي چرخهء آبها را نميشناختند نياكان ما در زمينهء شناخت و چرخهء آبها كتابهائي را به چاپ رسانده اند.

 

 كه نشان دهنده ان است كه هيچ كشوري در دنيا به اندازهء نياكان ما در مديريت و توزيع و استفاده از آب مهارت نداشته است.

 

 جالب آنكه روستاهاي ايران و موقعيت و محل آنها و نيز فاصله و قلمرو و حتي الگوي كشاورزي و غذائي مردم بر اساس موجوديت و مهيائي آب شكل گرفته است.

 

روستائيان از نگهباني و حفاظت آب دريغ نميكردند باور كيشي و فرهنگي آنها اين بود كه آب زنده است و اگر تنها بماند تلف ميشود.

 هنوز برخي روستائيان خراسان همراهان آب را به ياد دارند اينها افرادي بودند كه هميشه با آب حركت وآنرا به اصطلاح همراهي ميكردند تا از هرز رفتن آن جلوگيري كنند.

 

در آخر براي كاملتر توضيح دادن قدرت علمي نياكانمان در زمينهء مهار و استفاده بهينه از آب نمونه اي تاريخي براي شما عزيزان مياورم:

 

خشايار شاه در جريان لشگر كشي خود به اروپا, براي تسهيل عبور كشتيهاي نظامي ايران از يك سوي شبه جزيره به سوي ديگر آن آبراهي را ساخته بود كه به مرور زمان در زير خاك پنهان شده بود.

در 8 ماه مي سال2001 برابر با 18 ارديبهشت2560 شاهنشاهي (4سال قبل)يك گروه باستان شناس يوناني وايتاليائي وانگليسي اعلام كردند كه اين آبراه را كه خشايار شاه در سال 480 پيش از ميلاد برابر با 79 شاهنشاهي ساخته بود يافته اند.

 

باستان شناساني كه آبراه را كشف كرده اند گفته اند كه مهارت مهندسان ايراني سازندهء رود خانه به اندازهء مهندسان امروزي بوده است كه اين خود نمايانگر اعجاب انگيز بودن پيشرفت علمي ايران در آن زمان دارد آنها گفته اند كه عرض رود خانه در قسمت زيرين كمتر از بالا بوده و دو كشتي براحتي از كنار هم ميتوانستند عبور كنند طول اين آبراه 1600 متر و عرض آن در بالا 34 متر بوده است.

درود بر ایرانی

 

لينک ثابت |چهارشنبه 4 مهر1386| موضوع: خواندنی های جالب تاریخ |


روش دفن کردن مردگان در قديم (دخمه)

نويسنده : نوید نقی گنجی

   

روش دفن کردن مردگان در قديم (دخمه)

 

 

آناهيتا كياني

 

تا نزديك شصت سال پيش زرتشتيان ايران در شهرهای کرمان، يزد، تهران و ديگر شهرهای زرتشتي نشين برای از بين بردن تن در گذشتگان خود از دخمه يا برج خاموشان بهره مي‌بردند که برخی از اين دخمه ها قديمی و کهنه مي‌باشد و برخی ديگر نوتر که به وسيله آقای مانکجی ليمجی هاتريا که حدود 1233 خورشيدی از سوی پارسيان بمبءي برای بهبود وضع اجتماعی و دينی زرتشتيان ايران به ايران آمده ساخته شد که مدتی هم مورد استفاده بودند. پس از آن در تهران از ميانه دهه 1310 و در کرمان پس از دهه 1320 ودر يزد پس از دهه 1340 دخمه ها تبديل به آرامگاه‌ها شدند.

                                            
دخمه ديوار دايره ای ضخميمی به شکل برج است که بر بالای صخره ها و کوههای نه چندان بلند از خشت و گل ساخته شده است و پلکانی زمين هموار را به درب دخمه متصل مي کرده است.
دخمه دارای چندين اتاق و احتمالا 2 طبقه بوده است و يکی از اين اتاقها ويژهای به آتش سوزها بوده. فاصله دخمه از اتاق آتش سوزها حدود 150 تا 200 متر بود. کار آتش سوزها که معمولا 2 نفر بودند عبارت از اين بود که از روزی که تن در گذشته را به‌داخل دخمه مي سپرند شب‌ها تا 3 شب در آن اتاق که يک پنجره مستقيما" رو به دخمه داشت از سر شب تا بامداد آتش بسوزانند.
به درستی اين آيين از آنجا سرچشمه ميگيرد که چون بنا بر باور زرنشتيان روان در گذشته تا 3 شبانه روز در اطراف و بالای سر تن در گذشته در پرواز است تا پس از شب سوم به آسمانه پرواز کند در اين مدت 3 شب نخست پس از مرگ از تاريکی و تنهايي نترسد.
پژوهش ها نشان ميدهد که برج‌های مکعبی شکل به بلندای تقريبی 10 تا 12 متر در نقش رستم شيراز روبروی آرامگاه‌های شاهان هخامنشی به نام کعبه زرتشت و ديگری که در پاسارگاد روبروی آرامگاه کوروش مي باشد برای انجام همين آيين بوده که برخی از مستشرقين و پژوهشگران خارجی آنها را محل نگهداری آتش مقدس به وسيله مغان تصور کرده‌اند در حالي‌که اين 3 ساختمان بايستی جايگاه آتش سوزی سه شب اول مرگ و برای برگزاری مراسم بعد از به خاک سپاری در گذشتگان شاهان هخامنشی بوده باشد. شايد پرسش شود که چرا يکی از اين ساختمانهای محل آتش سوزی سه شب اول مرگ روبروی آرامگاههای تخت جمشيد ساخته نشده که برای اين منظور استفاده شود. پاسخ اين است که ساختمانهايي که برای اين کار ساخته مي شده دارای يک نقشه و اشل و مصالح مصرفی مشخص و معين نبوده که در همه آرامگاه‌های خاص و عام يکنواخت ساخته شود، در هر جايي آرامگاه بنا به چگونگی اوضاع محل و وضعيت مردم آن منطقه و امکانات ساختمانی موجود ساخته مي شده است و شايد کافی بود که برای يک آرامگاه بزرگ تنها از يک اتاق 3*2 خشت و گلی استفاده شود.
سطح دايره داخل دخمه به چهار بخش تقسيم بندی شده است بخش ويژه مردها، زنها، کودکان و در پايان بخش چهارم که در مرکز دايره قرار داشته به چاه استودان نامدار است. استودان، چاهی است که در مرکز دخمه کنده شده که پس از پاک شدن استخوانهای تن در گذشته از گوشت، پوست و غيره (به وسيله مرغان لاشخور)، استخوانها را در آن چاه مي ريخته اند.
گيرشمن در کتاب ايران از آغاز تا اسلام به اين نکته اشاره مي کند که پيشينيان مرده را نمي بايست به خاک بسپارند يا بسوزانند و يا در آب غرق کنند زيرا بيم داشتند که بدين وسيله سه آخشيج مقدس زمين، آتش و آب را آلوده سازند پس مي توان عنوان کرد که عرضه تن مردگان به پرندگان در دخمه از زمانهای خيلی دور شايد از زمان مادها در سرزمين ايران رايج شده است و هدف پاکيزه ماندن خاک، آتش و آب بوده است.

ياري نامه: روش تدفين در ايران باستان، فريدون شير مرد فرهمند، موسسه انتشاراتی فروهر 1377
 

 

لينک ثابت |چهارشنبه 4 مهر1386| موضوع: خواندنی های جالب تاریخ |


سرود ملی فرانسه

نويسنده : نوید نقی گنجی

متن سرود

ترجمه فارسی

بند اول

فرزندان میهن بپاخیزید،

روز شکوه و سرفرازی رسیده است.

ستم، چشم در چشم ما،

بیرق خونین‌اش را افراشته.

به آوایی که از دشت‌ها می‌آید گوش سپار،

نعرهٔ این سربازان هراس آور را می‌شنوی؟

می‌آیند که به میان شما بتازند،

تا گلوی پسران، همسرانتان و دوستانتان را بِبُرند.

(همسرایی)

سلاح برگیرید! شهروندان!

گُردان‌ها شکل دهید!

قدم رو، به پیش!

بگذار تا خون پلشت دشمنانمان،

شیارهای دشت‌هایمان را سیراب سازد.

بند دوم

چه می‌‌خواهند این اُردوی بردگان؟

این بردگانِ خائنان و شاهانِ توطئه‌گر؟

برای کیست این زنجیرهای شرم،

این آهنینه‌های پیش آماده؟

فرانسه، برای ماست، آوَخ! چه وقاحتی!

کدام روش، کدام راه را باید پیش گرفت؟

ماییم آنکه آنها جرات سوداپروری درباره‌مان را یافته‌اند،

تا به بردگی دیرین بازمان گردانند!

(همسرایی)

بند سوم

چه! این دارودستهٔ بیگانه،

قانون‌گذار دادگاه ما شوند!

چه! این جماعت مزدور،

پسران رزم‌آور ما را تکه تکه کنند!

خدای بزرگ! دست در زنجیر،

پیشانی ما زیر یوغ خم خواهد شد.

و خودکامگانِ پست، خود را

سرورانِ سرنوشت خواهند یافت.

(همسرایی)

بند چهارم

بترسید! ای خائنان و ظالمان،

ای مایهٔ شرم همه مردان نیک،

بترسید! نقشه‌های پدرکُشی‌تان

جزا داده خواهند شد.

ما همه سربازانیم به کارزار شما،

اگر دلاوران جوان ما بر خاک اُفتند،

فرانسه قهرمانانی نو خواهد زاد،

آمادهٔ پیوستن به کارزار با شما.

(همسرایی)

بند پنجم

مردان فرانسوی، چو جنگجویان فداکار،

آماجِ یورشِ شما را تاب می‌آورند و نگه‌می‌دارند،

این بیچارگان فریب‌دیده را می‌بخشند،

چرا که اکنون پشیمانند که بر ما تیغ کشیده‌اند.

اما بخششی نیست برای آن ظالمان خونخوار،

همدستان بوئیل،

که چون دَد، بیرحمانه،

زهدان مادرانمان را دریدند.

(همسرایی)

بند ششم

عشقِ مقدسِ میهن،

سپاه دادگیر ما را رهبر خواهد بود.

آزادی، آزادی گرانقدر،

پایدار همراه پشتیبانان‌ات بمان،

در لوای درفش‌ ما، بگذار پیروزی

شتاب کند و با صدای مردانه‌اش بانگ بردارد،

تا دشمنانت، نَفَس به شماره‌افتاده و در دم مرگ،

پیروزی تو و شکوهِ ما را ببینند!

(همسرایی)

بند هفتم

اینک گاه خدمت به میهن است.

وقتی پدرانمان دیگر نیستند،

باید خاکستر آنان را در یابیم،

و نشان‌های فضیلت‌شان را.

بیش از آن که به نجات یافتن خود خوش باشیم،

بر به تابوت خُفتن آنان رَشک می‌بریم.

باید این افتخار بلندمرتبه را داشته باشیم

که به خونخواهی آنان برخیزیم یا به آنها بپیوندیم.

(همسرایی)

متن فرانسوی

Couplet I

Allons enfants de la Patrie,

Le jour de gloire est arrivé!

Contre nous de la tyrannie,

L'étendard sanglant est levé, (bis)

Entendez-vous dans les campagnes

Mugir ces féroces soldats?

Ils viennent jusque dans vos bras

Egorger vos fils et vos compagnes!

Refrain

Aux armes, citoyens,

Formez vos bataillons,

Marchons, marchons!

Qu'un sang impur

Abreuve nos sillons!

Couplet II

Que veut cette horde d'esclaves

De traîtres, de rois conjurés?

Pour qui ces ignobles entraves

Ces fers dès longtemps préparés? (bis)

Français, pour nous, ah! quel outrage

Quels transports il doit exciter?

C'est nous qu'on ose méditer

De rendre à l'antique esclavage!

Refrain

Couplet III

Quoi ces cohortes étrangères!

Feraient la loi dans nos foyers!

Quoi! ces phalanges mercenaires

Terrasseraient nos fils guerriers! (bis)

Grand Dieu! par des mains enchaînées

Nos fronts sous le joug se ploieraient

De vils despotes deviendraient

Les maîtres des destinées.

Refrain

Couplet IV

Tremblez, tyrans et vous perfides

L'opprobre de tous les partis

Tremblez! vos projets parricides

Vont enfin recevoir leurs prix! (bis)

Tout est soldat pour vous combattre

S'ils tombent, nos jeunes héros

La France en produit de nouveaux,

Contre vous tout prêts à se battre

Refrain

Couplet V

Français, en guerriers magnanimes

Portez ou retenez vos coups!

Épargnez ces tristes victimes

A regret s'armant contre nous (bis)

Mais ces despotes sanguinaires,

Mais ces complices de Bouillé

Tous ces tigres qui, sans pitié

Déchirent le sein de leur mère!

Refrain

Couplet VI

Nous entrerons dans la carrière

Quand nos aînés n'y seront plus,

Nous y trouverons leur poussière

Et la trace de leurs vertus (bis)

Bien moins jaloux de leur survivre

Que de partager leur cercueil,

Nous aurons le sublime orgueil

De les venger ou de les suivre!

Refrain

Couplet VII

Amour sacré de la Patrie,

Conduis, soutiens nos bras vengeurs

Liberté, Liberté chérie,

Combats avec tes défenseurs! (bis)

Sous nos drapeaux que la victoire

Accoure à tes mâles accents,

Que tes ennemis expirants

Voient ton triomphe et notre gloire!

Refrain

لينک ثابت |چهارشنبه 4 مهر1386| موضوع: تاریخ باستان |


آخرين مطالب

ابونصر فارابي
افتتاح سايت ملاك:الحاقي سراي كورش و داريوش...ايران
داستان خيار و سر امير حشمت
گزارش با 15000 تومان
شيخ محمد المُقتدى كارندهى مشهور به پير پالان دوز

محمدرضا شجريان
فروش سایت سرای کورش و داریوش...ایران

Reza Shah Pahlavi

داستان شناسنامه و ورقه هويت ملي
سلطان محمود غزنوي
جنگ اچمازين دومين جنگ عباس ميرزا با روسيه
ابوالوفاي بوزجاني
بهاء الدين محمد عامِلى معروف به شيخ بهايى
در نظر سنجی دهمین انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنید.
اطلاعاتی درباره منتخبان انتخابات ریاست جمهوری
انقلاب مشروطه
نقشه کشی به تمام معناکمترین قیمت در کمترین مهلت
ارامگاه فردوسی
مازیار
حقوق احمد شاه
غلامحسين بنان
مجموعه خواندنیهای تاریخ


درباره ما

اين وبلاگ درباره ي تاريخ ايران و بقيه ي نقاط جهان است اگر ميخواهيد برايتان عكس ارسال كنيم در خبرنامه عضو شويد متشکرم و خواهشمند هستم قبل از رفتن نظر بدهيد و حتما به امکانات جدید و نایاب وبلاگ ما سری بزید .و اگر مایل به نویسندگی در وبلاگ هستید به من خبر دهید و حتما به بخش زیرمجموعه های وبلاگ سربزنید (www.big-iran-.tk)
welcome to my blog لطفا نظر دهید
نوید نقی گنجی...09355289608

پيوند روزانه

کورش کبیر
پایگاه امرداد
کد پستی از شماره تلفن
سرزمین پارسیان
ایران ما
سرزمین جاوید من
لینکدونی عمران و معماری
سرزمین جاوید
رادیو جوان
محمد رضا شاه از تولد تا وفات 3
محمد رضا شاه از تولد تا وفات 2
محمد رضا شاه از تولد تا وفات 1
گوشه هایی از تاریخ ایران
ایران
پارس
تاریخ معماری
dotcomiran
تبلیغات
homestead
تاریخ ایران
لوگو
سایت شرکت اینتل
فروشگاه وبلاگ
سایت فایل های بلاگ
تالار گفتگو وبلاگ
براي حمايت ازما كليك كنيد
بزرگترین سایت تبیلغات و کیب در امد در ایران
بهترین و توپ ترین سایت موجود در دجهان
سرای کورش و داریوش...ایران
سایت بلاگفا
بانك ملي ايران
سایت بانک مسکن
شركت ارتباطات سيار
سازمان نظام مهندسي معدن ايران
سازمان بهزيستي كشور
سازمان بازرسي كشور
سازمان فضايي كشور
سازمان امور عشاير ايران
سايت ارسال SMS به خارج
سايت وزارت نيرو
وزارت امور اقتصادي و دارايي
وزارت بهداشت و درمان كشور
وزارت نفت ايران
وزارت فرهنگ و ارشاد
همه چيز درباره ي خوانندگان
سايت خبري bbc

نشاني اين سايت3
نشاني اين سايت2
نشاني اين سايت1

زیبا ترین قالب های وبلاگ
بزرگترین لینک باکس ايرانيان
هاست و دامين

براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام: سرای کورش و داریوش... ایران در وبلاگ ياسايتتان قراردهيد

جستجو

Google


در كل اينترنت
در اين سايت

لولگوي دوستان

<--- لوگوي شما --->

موزيك


Copyright © 2008

Powered by: BLOGFA|designer: TakTemp.com