 |
|
 |
|
|
|
|
 |
|
محل قرار گيري تبليغات رايگان شما.....
www.big-city1.com...... | |
 | |
|
|
|
|
|
|
 |
|
در این سایت با درخواست شما با ژرداخت مبلغ ۱۵۰۰۰ تومان گزارش هایی که می خواهید چه از ساختمان و چه تحقیق به شما ارائه میگردد.
۰۹۳۵۵۲۸۹۶۰۸
نوید نقی گنجی
| |
 | |
|
|
|
|
|
|
 |
|
|

|
شيخ محمد المُقتدى كارندهى مشهور به پير پالان دوز |
|
|
تاریخ تولد |
|
872 |
تاریخ درگذشت |
|
مشهد |
توضيحات - آرامگاه |

بیوگرافی و زندگینامه
از زمره قديمیترين زيارتگاههاى عرفانى شهر مشهد است. اين بنا در حاشيه كوچه شور در اوايل پايين خيابان قرار داشته و پس از انقلاب اسلامى به مناسبت توسعه حريم حرم تخريب و مجدداً بازسازى شده است. بناى اوليه در زمان سلطنت پدر شاه عباس ( سلطان محمد خدابنده ) به سال 985 قمرى ساخته شده است. ذهبيه شاخه اى عرفانى از پيروان معروف كَرخى و نجم الدين كُبرى بوده اند كه از سده هفتم قمرى به بعد شيوخى چون مير سيد على همدانى، خواجه اسحاق خَتَلانى و سيد عبدالله برزش آبادى پيشوايى اين فرقه را بر عهده داشته اند. سيد عبدالله كه از اعقاب امام سجاد عليه السلام و نسل بيستم وى بوده عمده عمرش را در قريه بُرزش آباد مشهد گذرانيده و به سال 872 قمرى درگذشته و در همان روستا مدفون شده است. از زمان سيد عبدالله به بعد پيروان وى خصوصاً به ذَهَبيه شهرت يافته و عمدةً روى به تشيّع نهاده اند. ششمين قطب سلسله ذهبيه پس از سيد عبدالله برزش آبادى همين شيخ محمد كارندهى بوده است، چنان كه در اين باره گفته اند:
هم زختـلانى بـه عبدالله رسيد برزش آبادى است آن شاه جديد شيخ رشيد الدين بِدوازى دگـر شيخ شاه اسفـرايينى برشمـر شيخ حاجى محمد آمد شـاه كل آن خبوشانى است يا بستان گل شيخ غلامعلى دگـر من بعد او شيخ تاج الدين حسين آمد از او شيـخ درويش محمد كـارندهى بود خفـاف آن شهنشـاه ولى
به اعتقاد مردم مشهد، شيخ محمد با اين كه از اقطاب و اولياء الله بوده از طريق پالان دوزى يا پاره دوزى امرار معاش مىكرده و داراى كراماتى بوده است، بدين سبب به گور وى احترام مىگذارند و بدان اعتقاد دارند. بعضى هم گفته اند پيش از آن كه پير پالاندوز در اين محل دفن شود يكى از عرفاى مشهور توس به نام ابونصر سرّاج در اوايل سده پنجم در آن جا مدفون شده است.
| |
 | |
|
|
|
|
|
|
 |
|
|

|
علامه علي اكبردهخدا |
|
1257 هجری شمسی |
تاریخ تولد |
|
دوشنبه هفتم اسفند ماه 1334 شمسي |
تاریخ درگذشت |
|
شهر ری - ابن بابويه |
توضيحات - آرامگاه |
هفتم اسفند ماه سالروز درگذشت استاد علی اکبر دهخدا از بزرگترین وفعال ترین استادان ادبیات فارسی در روزگار معاصر است که ارجمندترین خدمت به زبان فارسی در این دوران را انجام داده است. لغت نامه بزرگ دهخدا که در بیش از پنجاه جلد به چاپ رسیده است و شامل همه لغات زبان فارسی با معنای دقیق و اشعار و اطلاعاتی درباره آنهاست و کتاب امثال و حکم که شامل همه ضرب المثل ها و احادیث و حکمت ها در زبان فارسی است خود به تنهایی نشان دهنده دانش و شخصیت علمی استاد دهخدا می باشند.
دهخدا به غیر از زبان فارسی به زبانهای عربی و فرانسوی هم تسلط داشته و فرهنگ فرانسوی به فارسی او نیز هم اکنون در دست چاپ می باشد. دهخدا علاوه بر این که دانشمند و محقق بزرگی بود مبارز جدی و کوشایی نیز در انقلاب مشروطه محسوب می شد. او مبارزه را نیز از راه نوشتن ادامه می داد و مطالب خود علیه رژیم مستبد قاجار را در روزنامه صور اسرافیل که از روزنامه های پرفروش و مطرح آن زمان بود چاپ می کرد. لغت نامه که بزرگترین و مهمترین اثر دهخدا محسوب می شود 45 تا 50 سال از وقت دهخدا را گرفت. یعنی سالها بیش از آنچه که حکیم ابوالقاسم فردوسی صرف شاهنامه خود کرد. لغت نامه نه تنها گنجینه ای گرانبها برای زبان فارسی است، بلکه معانی و تفسیرات و شروح تاریخی بسیاری از کلمات عربی را نیز داراست.
علی اكبر دهخدا در حدود سال 1297 هـ. ق (1257 خورشیدی) در تهران متولد شد. اگرچه اصلیت او قزوینی بود ولی پدرش خانباباخان كه از ملاكان متوسط قزوين بود، پيش از ولادت وی از قزوين به تهران آمد و در اين شهر اقامت گزيد. هنگامي كه او ده ساله بود. پدرش فوت كرد، و فردی به نام میرزا یوسف خان قیم او شد. دو سال بعد میرزا یوسف خان نیز درگذشت و اموال پدر دهخدا هم به فرزندان میرزا یوسف خان رسید. در آن زمان يكي از فضلای عصر بنام شيخ غلامحسين بروجردی که از دوستان خانوادگی آنها بود کار تدریس دهخدا را به عهده گرفت و دهخدا تحصیلات قدیمی را در کنار او آموخت. وی حجره ای در مدرسه حاج شيخ هادی (در خيابان حاج شيخ هادی) داشت، وی مردی مجرد بود و بتدريس زبان عربي و علوم دينی مشغول بود. استاد دهخدا غالباً اظهار مي كردند كه هر چه دارند، بر اثر تعليم آن بزرگ مرد بوده است. بعدها كه مدرسه سياسی در تهران افتتاح شد، دهخدا در آن مدرسه مشغول تحصيل گرديد و با مبانی علوم جدید و زبان فرانسوی آشنا شد. معلم ادبيات فارسی آن مدرسه محمد حسين فروغی مؤسس روزنامه تربيت و پدر ذكاءالملك فروغی بود، آن مرحوم گاه تدريس ادبيات كلاس را به عهده دهخدا مي گذاشت. چون منزل دهخدا در جوار منزل مرحوم آيه الله حاج شيخ هادی نجم آبادی بود، وي از اين حسن جوار استفاده كامل مي برد و با وجود صغر سن مانند اشخاص سالخورده از محضر آن بزرگوار بهره مند مي گشت. در همين ايام به تحصيل زبان فرانسه پرداخت و پس از درس خواندن در آن مدرسه به خدمت وزارت امور خارجه در آمد. بعداً در سال 1281 هنگامي كه 24 سال داشت معاون الدوله غفاری که به وزیر مختاری ايران در کشورهای بالكان منصوب شده بود، دهخدا را با خود به اروپا برد، و استاد حدود دو سال و نیم در اروپا و بيشتر در وين پايتخت اتريش اقامت داشت، و در آنجا زبان فرانسه و معلومات جديد را تكميل كرد. مراجعت دهخدا به ايران مقارن با آغاز مشروطيت بود. او در حدود سال 1325 هجری قمری (1285 هجری شمسی) با همكاري مرحوم جهانگيرخان و مرحوم قاسم خان روزنامه صور اسرافيل را منتشر كرد. این روزنامه از جرايد معروف و مهم صدر مشروطيت بود، جذابترين قسمت آن روزنامه ستون فكاهی بود كه بعنوان «چرند پرند» بقلم استاد و با امضاي «دخو» نوشته می شد، و سبك نگارش آن در ادبيات فارسی بی سابقه بود و مكتب جديدی را در عالم روزنامه نگاری ايران و نثر معاصر پديد آورد. وی مطالب انتقادی و سياسی را با روش فكاهی طی مقالات خود در آن زمان منتشر می کرد. پس از تعطيل مجلس شوراي ملی در دوره محمد علی شاه، آزادیخواهان ناچار از کشور خارج شدند. دهخدا نیز به استانبول و از آنجا نیز به اروپا رفت.
وي در پاريس با علامه محمد قزوينی معاشر بود، سپس به سويس رفت و در «ايوردن» سويس نيز سه شماره از «صوراسرافيل» را به کمک میرزا ابوالحسن خان پیر نیا (معاضد الدوله) منتشر كرد. آنگاه دوباره به استانبول رفته و در سال 1327 هجری قمری با مساعدت جمعی از ايرانيان تحت عنوان مکور كه در تركيه بودند روزنامه ای بنام «سروش» به زبان فارسي انتشار داد. پس از اينكه مجاهدين تهران را فتح كردند و محمد علي شاه خلع گرديد، دهخدا از تهران و كرمان به نمايندگي مجلس شوراي ملی انتخاب شد، و با استدعای احرار و سران مشروطيت از عثمانی به ايران بازآمده به مجلس شورای ملی رفت. در دوران جنگ بين المللی اول که از سال 1914 تا 1918 میلادی به طول انجامید دهخدا در يكي از قراي چهار محال بختياري منزوي بود و پس از جنگ به تهران بازگشته از كارهاي سياسي كناره گرفت، و به خدمات علمي و ادبي و فرهنگي مشغول شد، و مدتي رياست دفتر (كابينه) وزارت معارف، رياست تفتيش وزارت عدليه، رياست مدرسه علوم سياسي و سپس رياست مدرسة عالي حقوق و علوم سياسي تهران به او محول گرديد تا اینکه سه چها روز قبل از شهریور 1320 و خلع سلطنت رضا خان از ریاست آنجا معزول شد و از آن زمان تا پايان حيات بيشتر به مطالعه و تحقيق و تحرير مصنفات گرانبهاي خويش مشغول بود.
دهخدا گاه برای تفنن شعر نیز می سرود. اما شاعری حرفه اصلی او نبود. این منظومه های معدود را دکتر محمد معین آنها را در کتابی گردآوری کرده دكتر محمد معين اشعار دهخدا را به سه دسته تقسيم مي كند كه عبارت است از :نخست اشعاري كه به سبك متقدمان سروده است و بعضی از اين نوع دارای جزالت و استحكامی است كه تشخيص آنها از گفته هاي شعراي قديم دشوار مي نمايد. دوم :اشعاری است كه در آنها تجدد ادبی بكار رفته است .بسياري از اديبان معاصر مسمط “يادآر ز شمع مرده ياد آر” دهخدا را نخستين نمونه شعرنو بشمار مي آورند.
دهخدا شعر "یاد آر ز شمع مرده یاد آر" که آن را در زیر مشاهده می کنید را در یادبود میرزا جهانگیر خان شیرازی، مدیر روزنامه صور اسرافیل سروده است.دهخدا در سال 1324 هجری شمسی ميليونها فيشی را كه در تهيه ي لغت نامه فراهم كرده بود توسط مجلس شوراي ملي به ملت ايران هديه كردومجلس نيز قانونی را تصويب كرد كه اين ميراث عظيم چاپ شود و موسسه ای نیز به نام لغت نامه دهخدا برای مدیریت کار چاپ لغت نامه و ادامه راه دهخدا تاسیس شود. مدتی بعد از تصویب طرح چاپ لغت نامه در مجلس شورای ملی دهخدا فوت کرد و از آن زمان به بعد کار هماهنگی و مدیریت لغت نامه به وصیت خود دهخدا به عهده دکتر محمد معین گذارده شد. او که خود فردی فرهیخته بود و در ادبیات فارسی تبحر فراوان داشت و کتاب فرهنگ فارسی شش جلدی معین از آثار گرانبهای اوست به خوبی از عهده ادامه این کار خطیر بر آمد. پس از فوت دکتر معین نیز این کار به وسیله دکتر سید جعفر شهیدی و ابوالحسن شعرائی و دکتر دبیر سیاقی و دیگران دنبال شد و به پایان رسید
| |
 | |
|
|
|
|
|
|
 |
|
|

|
محمدرضا شجريان |
|
مهر سال 1319 شمسي |
تاریخ تولد |
|
در قيد حيات |
تاریخ درگذشت |
|
|
توضيحات - آرامگاه |
استاد محمدرضا شجريان ، در مهر سال 1319 شمسي در شهر مشهد متولد شد. شجريان ، از چهارسالگي به خوانندگي علاقه مند بود و گاهگاهي در منزل زمزمه هايي مي كرد. وي آواز را به صورت حرفه اي از سن پنج سالگي نزد پدر خويش شروع كرد. كار او در ابتدا متمركز بر آواز بوميِ زادگاهش يعني خراسان بود ، اما بعدها و در سن بيست سالگي به رديف آوازي روي آورد. شجريان از محضر استادان بزرگ آن زمان سودجست ، نواختن سنتور را شروع كرد و به فراگيري تصنيف هاي قديمي روي آورد.در سال 1337 ، راديو خراسان شجريان را به همكاري در رشته ي آواز دعوت كرد و او در آغازِ كار بدون همراهيِ ساز با خواندن اشعار لطيف عارفانه ، توجه هنردوستان را جلب نموده ، ديري نپاييد كه آوازه ي شهرت او به تهران رسيد و براي اجراي برنامه هايي در « گلها » توسط داوود پيرنيا دعوت شد. استاد از اواخر سال 1357 تا تيرماه سال 1358 مجموعاً پنج سرود ميهني خواند كه از طريق نوار كاست عرضه شده و از اين تاريخ به بعد همكاريِ خود را با هيچ سازمان دولتي ادامه نداده و در خانه به تحقيق و تدوين رديف هاي آواز و گاهي هم تدريس هنرجويان قديمي اش ادامه داد. پدر شجريان ، داراي صدايي خوب و صاحب آواز بود. لطف پدر محمدرضا درزمينه موسيقي به ويژه آواز ، كودكي شجريان رابا حال و هواي خاص همراه ساخت . او همواره مورد تشويق پدربود و هر گاه فرصتي مي يافت از وي مي خواست كه براي او بخواند و او با لحن كودكانه اش براي پدر مي خواند. شجريان ، از چهارسالگي به خوانندگي علاقه مند بود و گاهگاهي در منزل زمزمه هايي مي كرد. وي آواز را به صورت حرفه اي از سن پنج سالگي نزد پدر خويش شروع كرد. كار او در ابتدا متمركز بر آواز بوميِ زادگاهش يعني خراسان بود ، اما بعدها و در سن بيست سالگي به رديف آوازي روي آورد. شجريان از محضر استادان بزرگ آن زمان سودجست ، نواختن سنتور را شروع كرد و به فراگيري تصنيف هاي قديمي روي آورد. شجريان مقدمات آواز را نزد پدرش آموخت. آنگاه در سن بيست سالگي از محضر استادان بزرگي چون : احمد عبادي ( 1345 ) ، اسماعيل مهرتاش ( 1346 ) ، ميرزاي ظلي ، قمرالملوك وزيري و اقبال آذر سودجست. سپس نواختن سنتور و رديف هاي آواز استاد صبا را زيرنظر جلال اخباري و استاد فرامرز پايور ( 1350 ) آغاز كرد. وي همچنين زيرنظر عبدالله دوامي ( 1352 ) كليه ي رديف هاي موسيقي كلاسيك و اصيل ايراني و تصنيف هاي قديمي و شيوه ي تصنيف خواني را فراگرفت و در سال 1354 نزد استاد نورعلي خان برومند ، سبك و روش خوانندگيِ سيدحسين طاهرزاده را دنبال نموده و در خلال اين ايام نيز شيوه ي خوانندگي : اقبال السلطان ، تاج اصفهاني ، ظلي ، اديب خوانساري ، قوامي و بنان را از روي صفحات و نوارها به دقت مطالعه كرده و با رمز و راز و شيوه هاي خاص هريك از آنان آشنا گرديد. وي علاوه بر آواز بي بديلش ، خطاطي زبردست نيز مي باشد و زيرنظر دو استاد بزرگ خوشنويسي ايران ، ميرخاني و بودري به تحصيل اين هنر پرداخت. شجريان از سال 1354 تدريس هنرجويان را در رشته ي آواز در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران به عهده داشته و تا سال 1358 كه اين رشته تعطيل شد ، به تعليم دانشجويان مشغول بوده است. استاد محمدرضا شجريان ، در مهر سال 1319 شمسي در شهر مشهد متولد شد. شجريان ، از چهارسالگي به خوانندگي علاقه مند بود و گاهگاهي در منزل زمزمه هايي مي كرد. وي آواز را به صورت حرفه اي از سن پنج سالگي نزد پدر خويش شروع كرد. كار او در ابتدا متمركز بر آواز بوميِ زادگاهش يعني خراسان بود ، اما بعدها و در سن بيست سالگي به رديف آوازي روي آورد. شجريان از محضر استادان بزرگ آن زمان سودجست ، نواختن سنتور را شروع كرد و به فراگيري تصنيف هاي قديمي روي آورد.در سال 1337 ، راديو خراسان شجريان را به همكاري در رشته ي آواز دعوت كرد و او در آغازِ كار بدون همراهيِ ساز با خواندن اشعار لطيف عارفانه ، توجه هنردوستان را جلب نموده ، ديري نپاييد كه آوازه ي شهرت او به تهران رسيد و براي اجراي برنامه هايي در « گلها » توسط داوود پيرنيا دعوت شد. استاد از اواخر سال 1357 تا تيرماه سال 1358 مجموعاً پنج سرود ميهني خواند كه از طريق نوار كاست عرضه شده و از اين تاريخ به بعد همكاريِ خود را با هيچ سازمان دولتي ادامه نداده و در خانه به تحقيق و تدوين رديف هاي آواز و گاهي هم تدريس هنرجويان قديمي اش ادامه داد. در سال 1337 ، راديو خراسان شجريان را به همكاري در رشته ي آواز دعوت كرد و او در آغازِ كار بدون همراهيِ ساز با خواندن اشعار لطيف عارفانه ، توجه هنردوستان را جلب نموده ، ديري نپاييد كه آوازه ي شهرت او به تهران رسيد و براي اجراي برنامه هايي در « گلها » توسط داوود پيرنيا دعوت شد. در سال 1345 با اين برنامه ، همكاري اش را شروع كرد و اولين برنامه اش « برگ سبز » شماره ي 216 در مايه ي افشاري بود كه به همراهي سنتور رضا ورزنده اجرا شد و پس از آن در بيش از يكصد برنامه ي « گلها » و « برگ سبز » شركت جسته و در حدود 250 برنامه ي ديگر را در راديو اجرا نمود. او تقريباً 75 تصنيف جديد و قديم را كه اكثر آنها توسط موسيقي دان هاي معروف بازسازي شده اجرا نمود كه هريك از آنها از لطافت و شيوايي خاصي بهره مند است. شجريان از اواخر سال 1357 تا تيرماه سال 1358 مجموعاً پنج سرود ميهني خواند كه از طريق نوار كاست عرضه شده و از اين تاريخ به بعد همكاريِ خود را با هيچ سازمان دولتي ادامه نداده و در خانه به تحقيق و تدوين رديف هاي آواز و گاهي هم تدريس هنرجويان قديمي اش ادامه داد. آواز شجريان ، بي نقص ، قدرتمند و فوق العاده احساسي است. او در سال 1339 ، نوع جديدي از آواز را كه منحصر به خودش بود ، پايه گذاري نمود.
| |
 | |
|
|
|
|
|
|
 |
|
وبلاگ سرای کورش و داریوش...ایران با حدود ۶۰۰ مطلب از موضوعات مختلف و دسته بندی شده و ثبت شده در تمام مرورگر های جهانی و وبلاگ ها و سایت های مختلف و با زیر مجموعه های متصل با ان به فروش میرسد.
در صورت تمایل به خرید ان با نوید نقی گنجی تماس بگیرید.
۰۹۳۵۵۲۸۹۶۰۸
قیمت:شروع ۲۱۰۰۰ تومان
| |
 | |
|
|
|
|
|
|
 |
|
Ahmadinejad Wins Landslide
The final results of Iran’s closely-contested 10th presidential election showed that Mahmoud Ahmadinejad had won a landslide victory. “Of the 39,165,191 votes counted (85 percent), Mahmoud Ahmadinejad won with 24,527,516 (62.63 percent),“ Interior Minister Sadeq Mahsouli told reporters on Saturday. Mir Hossein Mousavi came in second with 13,216,411 votes (33.75 percent), Press TV reported. The former commander of the elite Revolutionary Guards Mohsen Rezaei was third with 678,240 votes (1.73 percent) and former Majlis speaker Mehdi Karroubi trailed fourth with 333,635 votes (0.85 percent). The minister said 409,389 ballots (1.04 percent) were void. Over 46 million Iranians aged 18 and above were eligible to vote in Friday’s presidential elections. Mahsouli said the ministry had not received any “written complaint“ about fraud or irregularities. The vote was held in a manner that “ruled out the possibility of cheating.“ He dismissed claims that the elections were rigged. “No violations that may have influenced the vote have been reported, and we have received no written complaint,“ he said in response to a question from an Italian reporter. He explained that there may have been some tensions between the representatives of the presidential hopefuls but added that there is no evidence to suggest that the contentions had led to violations.
| |
 | |
|
|
|
|
|
|
 |
|
Reza Shah Pahlavi Reza Shah Kabir (Reza Shah The Great)
 |
| Reza Khan |
Reza Khan was born in the village of Alasht in the region of Savad Kouh in the province of Mazandaran. Alasht was an isolated village and at the turn of the century its population was about 1,000.
Abbas Ali, father of Reza Shah was a member of the Savad Kouh provincial army regiment and probably reached the rank equivalent to major, married his second wife, Noush Afrin, around 1877. She was a girl of Persian-speaking stock whose father had come to Iran from Erivan. The following year 1878, a son, Reza, was born. Abbas Ali died some three to six months after Reza's birth.
Noush Afarin did not had a good relationship with Abbas Ali's other wife and children and shortly after Ali's death, at the urging of her youngest brother, decided to leave Alasht and settle in Tehran.
At about the age of fifteen, Reza joined the Cossack Brigade in 1893-94. And about 1903 Reza Khan married Tajmah, a girl from Hamadan, from whom a daughter, Fatemeh, later known as Hamdam al Saltaneh, was born. He divorced Tajmah soon after the birth of Fatemeh.
In 1911, serving under the overall command of Abol Hossein Mirza Farmanfarmaian or called Farmanfarma (The prime minister of the time) Reza Khan took part in battles against Salar al-Doleh who was attempting to topple the Government in Tehran and reinstate his brother Mohammad Ali on the throne. Reza gave a good account of himself in that campaign and was promoted to First Lieutenant. His proficiency in handling machine guns elevated him to the rank equivalent to Captain in 1912.
By 1915 he had come to be regarded as a brave and fearless soldier and was handpicked by his successive senior commanders to accompany them on military expeditions. Reza Khan's military reputation, his native intelligence and professionalism served him well and he soon became well known by some prominent Iranians in Tehran and other provinces. By 1915 he was promoted to the rank of colonel.
 |
| Reza Shah Pahlavi |
In 1916 he married Nimtaj (Taj al Molouk), the eldest daughter of Teimour Khan (Ayromlou), a Brigadier General in the regular army whose family had come to Iran from the Caucasus (Many Iranian families left the Caucasus and migrated to Iran proper in 1828, after the Russo-Persian War). Taj al Molouk gave birth to four children including the Crown Prince, Mohammad Reza Pahlavi and the other children were daughters Shams and Ashraf (twin sister of crown Prince, Mohammad Reza Pahlavi), and son Ali Reza.
In 1918 Reza Khan was referred to as a Brigadier General in the campaign of Cossacks in the Kashan area against the bandits.
In 1921 he headed a British orchestrated coup and occupied Tehran with his Cossack Brigade consequently became war minister. Later in 1921 he negotiated the evacuation of the Russian troops.
In 1922 Reza Khan married a third time to Turan (Qamar al Molouk) Amir Soleimani (1904 - 1995), the daughter of Issa Majd al Saltaneh, one of the most respected and prominent men of his day. From this marriage a son was born (Gholam Reza). Reza Khan divorced her in 1923.
Reza Khan became prime minister of the new regime in 1923. He negotiated the evacuation of the British forces stationed in Iran since World War I in 1924.
Reza Khan's last wife was Esmat Dolatshahi (Death: 24 JUL 1995) , the daughter of a Qajar Prince Mojalal al-Doleh, whom he married in 1923. From this marriage four sons and a daughter were born (Abdol Reza, Ahmad Reza, Mahmoud Reza, Fatemeh and Hamid Reza).
In 1925 Reza Khan deposed Ahmad Mirza, the last shah of the Qajar Dynasty, and was proclaimed shah of Iran. He changed his name to Reza Shah Pahlevi, thus founding the Pahlevi dynasty.
|
| Reza Shah and Kamal Ata Turk president of Turkey |
Reza Shah introduced many great reforms, reorganizing the army, government administration, and finances. He abolished all special rights granted to foreigners, thus gaining real independence for Iran.
Under Reza Shah's 16 years rule the roads and Trans-Iranian Railway were built, modern education was introduced and the University of Tehran was established, and for the first time systematically dispatch of Iranian students to Europe was started. Industrialization of country was stepped-up, and achievements were great. By the mid 1930's Reza Shah's dictatorial style of rule caused dissatisfaction in Iran. And in 1935 name changed from Persia to Iran.
In World War II the Allies protested his rapprochement with the Germans, and in 1941 British and Russian forces invaded and occupied Iran. Forced to abdicate in favour of his son, Mohammad Reza Shah, and he died in exile in Johannesburg of South Africa in 1944
| |
 | |
|
|
|
|
|
|
 |
|
Reza Shah Pahlavi Reza Shah Kabir (Reza Shah The Great)
 |
| Reza Khan |
Reza Khan was born in the village of Alasht in the region of Savad Kouh in the province of Mazandaran. Alasht was an isolated village and at the turn of the century its population was about 1,000.
Abbas Ali, father of Reza Shah was a member of the Savad Kouh provincial army regiment and probably reached the rank equivalent to major, married his second wife, Noush Afrin, around 1877. She was a girl of Persian-speaking stock whose father had come to Iran from Erivan. The following year 1878, a son, Reza, was born. Abbas Ali died some three to six months after Reza's birth.
Noush Afarin did not had a good relationship with Abbas Ali's other wife and children and shortly after Ali's death, at the urging of her youngest brother, decided to leave Alasht and settle in Tehran.
At about the age of fifteen, Reza joined the Cossack Brigade in 1893-94. And about 1903 Reza Khan married Tajmah, a girl from Hamadan, from whom a daughter, Fatemeh, later known as Hamdam al Saltaneh, was born. He divorced Tajmah soon after the birth of Fatemeh.
In 1911, serving under the overall command of Abol Hossein Mirza Farmanfarmaian or called Farmanfarma (The prime minister of the time) Reza Khan took part in battles against Salar al-Doleh who was attempting to topple the Government in Tehran and reinstate his brother Mohammad Ali on the throne. Reza gave a good account of himself in that campaign and was promoted to First Lieutenant. His proficiency in handling machine guns elevated him to the rank equivalent to Captain in 1912.
By 1915 he had come to be regarded as a brave and fearless soldier and was handpicked by his successive senior commanders to accompany them on military expeditions. Reza Khan's military reputation, his native intelligence and professionalism served him well and he soon became well known by some prominent Iranians in Tehran and other provinces. By 1915 he was promoted to the rank of colonel.
 |
| Reza Shah Pahlavi |
In 1916 he married Nimtaj (Taj al Molouk), the eldest daughter of Teimour Khan (Ayromlou), a Brigadier General in the regular army whose family had come to Iran from the Caucasus (Many Iranian families left the Caucasus and migrated to Iran proper in 1828, after the Russo-Persian War). Taj al Molouk gave birth to four children including the Crown Prince, Mohammad Reza Pahlavi and the other children were daughters Shams and Ashraf (twin sister of crown Prince, Mohammad Reza Pahlavi), and son Ali Reza.
In 1918 Reza Khan was referred to as a Brigadier General in the campaign of Cossacks in the Kashan area against the bandits.
In 1921 he headed a British orchestrated coup and occupied Tehran with his Cossack Brigade consequently became war minister. Later in 1921 he negotiated the evacuation of the Russian troops.
In 1922 Reza Khan married a third time to Turan (Qamar al Molouk) Amir Soleimani (1904 - 1995), the daughter of Issa Majd al Saltaneh, one of the most respected and prominent men of his day. From this marriage a son was born (Gholam Reza). Reza Khan divorced her in 1923.
Reza Khan became prime minister of the new regime in 1923. He negotiated the evacuation of the British forces stationed in Iran since World War I in 1924.
Reza Khan's last wife was Esmat Dolatshahi (Death: 24 JUL 1995) , the daughter of a Qajar Prince Mojalal al-Doleh, whom he married in 1923. From this marriage four sons and a daughter were born (Abdol Reza, Ahmad Reza, Mahmoud Reza, Fatemeh and Hamid Reza).
In 1925 Reza Khan deposed Ahmad Mirza, the last shah of the Qajar Dynasty, and was proclaimed shah of Iran. He changed his name to Reza Shah Pahlevi, thus founding the Pahlevi dynasty.
|
| Reza Shah and Kamal Ata Turk president of Turkey |
Reza Shah introduced many great reforms, reorganizing the army, government administration, and finances. He abolished all special rights granted to foreigners, thus gaining real independence for Iran.
Under Reza Shah's 16 years rule the roads and Trans-Iranian Railway were built, modern education was introduced and the University of Tehran was established, and for the first time systematically dispatch of Iranian students to Europe was started. Industrialization of country was stepped-up, and achievements were great. By the mid 1930's Reza Shah's dictatorial style of rule caused dissatisfaction in Iran. And in 1935 name changed from Persia to Iran.
In World War II the Allies protested his rapprochement with the Germans, and in 1941 British and Russian forces invaded and occupied Iran. Forced to abdicate in favour of his son, Mohammad Reza Shah, and he died in exile in Johannesburg of South Africa in 1944
| |
 | |
|
|
|
|
|
|
 |
|
داستان شناسنامه و ورقه هويت ملي
تا واپسین ماههای عمر سلطنت قاجارها مردم ایران از اقشار و گروههای مختلف دارای ورقه هویت و یا شناسنامه رسمی و قانونی نبودند و اساساً مرکزی رسمی و دولتی هم برای ثبت اسامی و هویت اتباع کشور وجود نداشت و به تبع آن مبنا و معیاری قابل وثوق دربارۀ جامعه آماری مردم ایران نیز در نظام حکومتی و مدیریتی کشورمحل چندانی از اعراب نداشت و اساساً آمارها و برآوردهای جمعیتی کشور مبتنی بر میزان علمی و دقیق نبود. نخستین بار در 14 خرداد 1304 بود که مجلس شورای ملی دوره پنجم قانونی در چهار فصل و سی و پنج ماده به تصویب رسانید که « قانون سجل احوال » نام گرفت که مقرر می داشت حداکثر تا یک سال آتی آحاد مردم ایران لزوماً باید دارای ورقۀ هویت و یا همان شناسنامه شوند. ماده چهارم این قانون مردم کشور را موظف می ساخت برای هر فرد شناسنامه ای مجزا صادر کرده و سند آن را در دفاتر حکومتی ثبت و ضبط کنند. در ورقه هویت محل هایی برای ثبت تولد، فوت، ازدواج و اطلاق پیش بینی شده بود.
قانون کلیه مأمورین دولتی و حکومتی را در اقصی نقاط کشور ملزم می کرد، از آن پس فقط در قبال ارائه ورقه هویت (شناسنامه) پاسخگوی ارباب رجوع باشند. قانون برای کسانی که در موعد مقرر شده از دریافت شناسنامه اجتناب کنند و یا به جعل ورقه هویت مبادرت ورزند، مجازات و تنبیهاتی نیز پیش بینی کرده بود.
در 20 مرداد 1307 مجلس شورای ملی دروه ششم « قانون سجل احوال » دیگری را در 16 ماده تصویب کرده و تصریح نمود که تمام مواد قانونی مصوبه قبلی (14 مرداد 1304) که مغایر با محتوای مصوبه جدید باشند، ملغی خواهند بود. این قانون جدید کلیه افراد ذکور بالای 17 سال را ملزم می کرد شخصاً برای تهیه ورقه هویت (شناسنامه) به دفاتر سجل احوال محل زندگی خود مراجعه کنند. زنها نیز می توانستند شخصاً و یا با وکلای « ثابت الوکاله » برای اخذ شناسنامه اقدام کنند. دارندگان ورقه های هویت ملزم بودند حداکثر پس از ده روز از وقوع تولد، ازدواج و طلاقِ فرزندان، بستگان و افراد تحت تکفل را به مراکز سجل احوال اطلاع دهند تا در شناسنامه های آنان ثبت شود. این زمان برای فوت حداکثر 48 ساعت تعیین شده بود.
ماده سیزدهم این قانون « اداره کل احصائیه و سجل احوال مملکتی » را متولی سرشماری و آمارگیری از مردم کشور دانسته و آن را ملزم می کرد « هر ده سال یک مرتبه » مردم ایران در سراسر کشور را سرشماری کند. سرشماری اتباع ایران ساکن خارج از کشور نیز بر عهده وزارت امور خارجه نهاده شده بود.
| |
 | |
|
|
|
|
|
|
 |
|
|

|
سلطان محمود غزنوي |
|
|
تاریخ تولد |
|
۴۲۱ هجری قمری |
تاریخ درگذشت |
|
|
توضيحات - آرامگاه |

قلمرو غزنویان
بیوگرافی و زندگینامه
سلطان محمود سومین و مقتدر ترین حکمران این دودمان دامنه امپراتوری خود را از غرب تا بخشهای وسیعی از ایران و در شرق تا رود گنگ توسعه داد. محمود تحت نام جهاد هفده مرتبه به هندوستان حمله نمود و در هر مرتبه این دیار غارت و تاراج نموده به غزنی بر میگشت. محمود یک نابغه نظامی بود ولی از امور دیوانی و دولتداری بویی نمیبرد، با یاری وزرای دانشمند و فاضل خود امور دیوانداری و جمع آوری مالیات را پیش میبرد. یکی از این وزرای فاضل و مدبر امیر حسنک پسر میکال معروف به حسنک وزیر بود. محمود شهر غزنی را توسعه داد و آراست و در آن مراکز آموزشی و حوزههای علمی دایر نمود. آنگاه از همه نامآوران و دانشوران و سخندانان عصر دعوت شد تا در غزنی مقیم شوند. میگویند در دربار محمود چهارصد شاعر و عالم جمع شده بودند، عنصری بلخی، فرخی سیستانی، عسجدی مروزی و دانشمند و تاریخنگار بلند آوازه دوران ابوریحان بیرونی از آن جمله بودند. محمود را یک مسلمان خشک و متعصب گفته اند، میگویند که در مذهب سنت سخت تعصب داشت، همچنان با آنهاییکه اشتیاق به فرهنگ ایران قبل از اسلام داشتند نیز میانه خوبی نداشت. سامانیان که قبل از غزنویان دولت مستقل خود را در بخارا داشتند، زبان فارسی جایگزین زبان عربی ساختند و ازان به عنوان زبان رسمی استفاده میکردند، اما محمود برای اینکه دل خلیفه بغداد را خوش داشته باشد، دوباره زبان عربی را در قلمرو خویش زبان دولتی ساخت و به تمام کاتبان و دیوانداران دستور داد تا مراسلات را به زبان عربی بنویسند. سلطان محمود که خود یک ترک و در ضمن یک سنی متعصب بود، زحمت سی ساله خالق شاهنامه بی بدیل حضرت ابوالقاسم فردوسی را کمترین ارزش نداده بلکه همه ای نامردمی را نیز بر وی روا داشت، پورسینا نیز نسبت بی الطفاتی و کج خلقی محمود خانه و کاشانه را ترک نموده به آل بویه پناه آورد. سلطان محمود در سال ۴۲۱ هجری قمری (۱۰۳۰ میلادی) در گذشت. پس از وفات محمود ستاره اقبال دودمان غزنوی افول کرد. طی ۱۲۵ سال بعدی مبارزه قدرت در میان فرمانروایان دوازده گانه غزنوی همچنان ادامه داشت. سلسله غزنویان که به تدریج در اثر جنگهای رهبران آن از پا در آمده بود سرانجام جای خود را به غوریان داد.
| |
 | |
|
|
|
|
|
|
 |
|
جنگ اچمازين دومين جنگ عباس ميرزا با روسيه

تصوير عباس ميرزا لايق ترين شاهزاده قاجار
عباس ميرزا پس از مرتب کردن سپاه خود در آذربايجان براي سرکوب محمدخان قاجار که حکمراني ايروان را به عهده داشت و تسليم روس ها شده بود به آن شهر لشکر کشيد. سيتسيانف فرمانده روسي براي کمک به حاکم ايروان به حوالي اچمازين مرکز خليفه ارامنه ايروان شتافت. فرمانده روسيه سه روز سپاه عباس ميرزا را گلوله باران کرد چون از عهده آنها برنيامد از ادامه جنگ به صورت مستقيم خودداري کرد. در اين بين محمدخان چون ضعف و ناتواني فرمانده روسيه را از جنگ با عباس ميرزا ديد از عباس ميرزا وليعهد ايران تقاضاي عفو و بخشش کرد. سيتسيانف به صورت غافلگيرانه خواستار آن شد که بر سپاه ايران شورش کند و در صبح ششم ربيع الثاني ???? در اچمازين برادر وي عباس ميرزا ناگهان حمله برد و لشکريان ايران را از آن نقطه پراکنده کرد اما چون نيروي کمکي که از جانب فتحعلي شاه براي عباس ميرزا ارسال شده بود سيتسيانف ژنرال روسي را شکست دادند و او ناچار عقب نشيني کرد و اين جنگ به پيروزي ايران منتهي شد حکمراني ايروان همچنان در اختيار محمدخان قرار گرفت و حکمراني نخجوان با حکم فتحعلي شاه به کلبعلي خان سپرده شد.
| |
 | |
|
|
|
|
|
|
 |
|
|
ابوالوفاي بوزجاني |
|
328 هجري قمري |
تاریخ تولد |
|
388 هجري قمري |
تاریخ درگذشت |
|
آرامگاه در كشور عراق |
توضيحات - آرامگاه |
بیوگرافی و زندگینامه
ابوالوفا محمد بوزجانی (۳۲۸-۳۸۸ هجری قمری) از ریاضیدانان بزرگ ایرانی است که حدود هزار سال پیش در روستای بوژگان در خراسان امروزی زاده شد. او در سال ۳۴۸ به عراق سفر کرد و تا پایان عمرش در آنجا زندگی کرد. وی مسائل لاینحل هندسه کلاسیک را حل کرد و تحقیقاتی در اصول ترسیمات هندسی نمود که تا امروز هنوز کسی موفق به ارائه راه حل دیگری نشدهاست و از این حیث مسئله ابوالوفا در جهان مشهور است و اولین کسی است که مطالعات دقیقی درباره کره ماه انجام داد. [نیازمند منبع]
کارهای وی در زمینه هندسه کروی با کاربرد در نجوم کروی شگرف بودهاست. به پاس خدمات وی به جامعه علمی، نام وی بر روی گودالی بر کره ماه نهاده شدهاست. [نیازمند منبع] در سال ۱۳۷۸ همایشی بین المللی به منظور شناخت بیشتر وی و خدمات و آثارش در محل تولدش، تربت جام برگزار گردید. [ویرایش] ریاضیات ابوالوفای بوزجانی واضع اتحاد مثلثاتی بود: sin(a + b) = sin(a)cos(b) + cos(a)sin(b) cos(2a) = 1 − 2sin2(a) sin(2a) = 2sin(a)cos(a)
وی همچنین قانون سینوسها را برای مثلثات کروی کشف کرد.
| |
 | |
|
|
|
|
|
|
 |
|
|
بهاء الدين محمد عامِلى معروف به شيخ بهايى |
|
953 هجرى |
تاریخ تولد |
|
1030 |
تاریخ درگذشت |
|
مشهد |
توضيحات - آرامگاه |

بیوگرافی و زندگینامه
شیخ بهاء الدین ، محمدبن حسین عاملی معروف به شیخ بهایی دانشمند بنام دوره صفویه است. اصل وی از جبل عامل شام بود. بهاء الدین محمد ده ساله بود که پدرش عزالدین حسین عاملی از بزرگان علمای شام بسوی ایران رهسپار گردید و چون به قزوین رسیدند و آن شهر را مرکز دانشمندان شیعه یافتند، در آن سکنی گزیدند و بهاءالدین به شاگردی پدر و دیگر دانشمندان آن عصر مشغول گردید. مرگ این عارف بزرگ و دانشمند را به سال 1030 و یا 1031 هجری در پایان هشتاد و هفتمین سال حیاتش ذکر کرده اند.وی در شهر اصفهان روی در نقاب خاک کشید و مریدان پیکر او را با شکوهی که شایسته شان او بود ، به مشهد بردند و در جوار حرم هشتمین امام شیعیان به خاک سپردند. شیخ بهایی مردی بود که از تظاهر و فخر فروشی نفرت داشت و این خود انگیزه ای برای اشتهار خالص شیخ بود.شیخ بهایی به تایید و تصدیق اکثر محققین و مستشرقین ، نادر روزگار و یکی از مردان یگانه دانش و ادب ایران بود که پرورش یافته فرهنگ آن عصر این مرز و بوم و از بهترین نمایندگان معارف ایران در قرن دهم و یازدهم هجری قمری بوده است. شیخ بهایی شاگردانی تربیت نموده که به نوبه خود از بزرگترین مفاخر علم و ادب ایران بوده اند، مانند فیلسوف و حکیم الهی ملاصدرای شیرازی و ملاحسن حنیفی کاشانی وعده یی دیگر که در فلسفه و حکمت الهی و فقه و اصول و ریاضی و نجوم سرآمد بوده و ستارگان درخشانی در آسمان علم و ادب ایران گردیدند که نه تنها ایران ،بلکه عالم اسلام به وجود آنان افتخار می کند. از کتب و آثار بزرگ علمی و ادبی شیخ بهایی علاوه بر غزلیات و رباعیات دارای دو مثنوی بوده که یکی به نام مثنوی "نان و حلوا" و دیگری "شیر و شکر" می باشد و آثار علمی او عبارتند از "جامع عباسی، کشکول، بحرالحساب و مفتاح الفلاح والاربعین و شرع القلاف، اسرارالبلاغه والوجیزه". سایر تالیفات شیخ بهایی که بالغ بر هشتاد و هشت کتاب و رساله می شود همواره کتب مورد نیاز طالبان علم و ادب بوده است. مقبره عالم بزرگ شيعى عصر صفوى، بهاء الدين محمد عامِلى معروف به شيخ بهايى، تشكيل رواقى مستقل را در مجموعه حرم حضرت رضا عليه السلام داده است. شيخ بهايى در سال 953 هجرى در بَعلبك لبنان ولادت يافته و در سن هفت سالگى به همراه پدر خويش به ايران هجرت كرده است. او عمده عمر فعّالش را در زمان سلطنت شاه عباس اول صفوى ( 996 ـ 1035 ق ) در ايران، خصوصاً شهر اصفهان، سپرى كرده است. شيخ در سال 1010 قمرى كه شاه عباس فاصله اصفهان تا مشهد را پياده پيموده او را همراهى كرد. چون وى زمانى در مشهد به تدريس اشتغال داشته پس از آن كه در آخر سال 1030 هجرى در اصفهان در گذشته جسدش به مشهد منتقل و در جوار مَدرَسِ پيشينش مدفون شده است. مَدرَس شيخ و مقبره وى در گوشه جنوب غربى صحن نو ( آزادى ) و شرق حرم مطهر حضرت رضا عليه السلام واقع است. بناى فعلى مقبره در سالهاى 4 ـ 1323 خورشيدى احداث شده و شرح حال نسبتاً مفصل شيخ بر روى سنگ قبر نفيس وى و هم ديوارهاى مقبره او تحرير و حك شده است. ابعاد مقبره شيخ بهايى 10 در 30/10 متر و ديوارهاى آن آيينه كارى است. درِ مقبره هم از چوب گردوى منبّت كارى شده ارزشمندى است كه همزمان با احداث بناى جديد ساخته شده است
| |
 | |
|
|
|
|
|
|
 |
|
با سلام
هموطنان عزیز در نظر سنجی دهمین انتخابات ریاست جمهوری که در پایین صفحه قرار گرفته حتما شرکت نمایید.
پایین صفحه
| |
 | |
|
|
|
 |
|

|
|
|
|
|
|
اين وبلاگ درباره ي تاريخ ايران و بقيه ي نقاط جهان است اگر ميخواهيد برايتان عكس ارسال كنيم در خبرنامه عضو شويد متشکرم و خواهشمند هستم قبل از رفتن نظر بدهيد و حتما به امکانات جدید و نایاب وبلاگ ما سری بزید .و اگر مایل به نویسندگی در وبلاگ هستید به من خبر دهید و حتما به بخش زیرمجموعه های وبلاگ سربزنید (www.big-iran-.tk) welcome to my blog لطفا نظر دهید نوید نقی گنجی...09355289608
| |
| |
|

|
|

|
|
 |